در حال آپن ولی مطمئنم که شاهکارن
8 cerita
-𝘾𝙡𝙤𝙫𝙚𝙨🥀 oleh ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Membaca 18,188
  • WpVote
    Vote 2,286
  • WpPart
    Bab 10
⧉ ↳ -𝘾𝙡𝙤𝙫𝙚𝙨🥀 ⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤ ↳𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕- .... ↳𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 - 𝐒𝐦𝐮𝐭 _𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 ↳𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @𝐀𝐫𝐢𝐞𝐄𝐥𝐥𝐥 ⬧⬪────⬪𖤐⬪────⬪⬧ .• ⋮ #𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕. ⬧⬪────⬪𖤐⬪────⬪⬧
Astral oleh Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Membaca 18,523
  • WpVote
    Vote 3,543
  • WpPart
    Bab 11
اگه از کیم تهیونگِ آلفا می‌پرسیدن توی زندگیت از چه چیز‌هایی متنفری اون یه لیست ردیف می‌کرد که توی سطرش سه اسم قرار داشت؛ شنا‌کردن؛ بستنی نعنایی و جئون میونگ. هرچند پسر بیچاره هیچ‌وقت تصورش رو نمی‌کرد که الهه‌ی ماه چه برنامه‌ی وحشتناکی براش در نظر گرفته و قراره چشم‌هاش رو در‌حالی باز کنه که، توی جسم نامزد، بزرگ‌ترین دشمنش تناسخ پیدا کرده! «نمی‌دونم چه مرگت شده که تا این حد دل و جرئت پیدا کردی؛ از امگاهای سرکش و تخس خوشم میاد ولی فقط توی تخت! یکبار برای همیشه این رو بفهم تهیونگ، تو نامزد و امگای منی، امگای جئون جونگ‌کوک؛ خودکشی یا فرار‌کردن باعث نمی‌شه از دستم نجات پیدا کنی؛ فهمیدی؟!»
Blue Side [KookV] oleh Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Membaca 224,381
  • WpVote
    Vote 32,246
  • WpPart
    Bab 29
"آلفا در رو برام باز کن، خیلی درد دارم. چرا لباس‌هام رو درآوردی؟" "چون توی تمام سوراخ‌های لباست مواد پنهان کرده بودی، حسابی هم حرفه‌ای شده بودی نه؟" جونگ‌کوک با طعنه گفت و تهیونگ با بغض لب زد:"من و مسخره نکن." "به‌خاطر خریتت نازت رو بکشم؟ بگم عزیزم عیبی نداره که اول گند زدی به زندگی خودت و بعد تمام احساسات لعنتی من و زیر پاهای خوشگلت که حتی الان هم دوست دارم روی شونه‌هام باشه له کردی؟" Couple: KOOKV Genere: Omegaverse, Smut, Romance, Dark writer: Donya
FLORENCE🎻 oleh ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Membaca 161,449
  • WpVote
    Vote 22,093
  • WpPart
    Bab 33
«فلورانس»🎻 _ازش متنفرم اما نگاهم به هیچکس جز چشم های مشکی اون خیره نمیشه... اون درست مثلِ سمفونی که فراموشش کردم... گلی که هیچوقت ندیدمش... مجسمه ای که هیچوقت نساختم... سمفونی که هیچ وقت نواخته نشده و من اون رو بین چشم های اون شنیدم. این حس ممنوعه است و من... برای اینکه ممنوعه ترین ادم زندگیمه ازش متنفرم🎻 ___________________________ FLORENCE 💜 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ, .... 📝ᴡʀɪᴛʜᴇʀ : @ArieElll 📌 ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴀɴɢᴜsᴛ,+18
Blind [ KookV ] oleh Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Membaca 137,913
  • WpVote
    Vote 20,107
  • WpPart
    Bab 26
"من همسرتم، من با تو ازدواج کردم. من عروسک لعنت شده‌ات نیستم." تهیونگ حالا با صدایی که از خشم می‌لرزید گفت و جونگ‌کوک چهره ناراحتی به خودش گرفت و گفت:"تحت تاثیرم قرار دادی که، حالا چی‌کار کنیم؟ بگم هرچی تو بگی؟" اُمگا محکم لب پایینش رو از حرص گزید و جونگ‌کوک با حرص گفت:"آره اُمگا، تو عروسک من نبودی. تو عشق من بودی، تنها اُمگایی که اگر به من می‌گفت بمیر میمردم! اما همه این‌ها برای قبل از این بود که با خنجر خواهرم رو درست شب ازدواجش به‌قتل برسونی." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, History writer: Donya
Us for Us oleh KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Membaca 35,873
  • WpVote
    Vote 7,134
  • WpPart
    Bab 35
ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍 Genre: Omegaverse, Drama, Social, Romance Couple: KookV Written by: Kuro
𝐒𝐀𝐒𝐇𝐀 oleh Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Membaca 21,187
  • WpVote
    Vote 738
  • WpPart
    Bab 2
همسر سابق تهیونگ یه شیطان بود؛ شیطانی که مثل دیوانه‌ها کارآگاه جوان رو می‌پرستید هرچند که بوسه‌هاش بوی دروغ می‌داد و دست‌هاش آلوده به خون بود. وقتی تهیونگ واقعیت رو فهمید ازش طلاق گرفت و این کارش مرد رو دیوونه کرد؛ ولی بزرگ‌ترین اشتباهش رو دقیقاً زمانی مرتکب شد که تصمیم گرفت پسرشون رو بدزده و شبانه از کازان خارج بشه؛ آیا جئون کارتر قرار بود به همین راحتی از خطای همسرش بگذره؟