A_by_Atash
- Reads 22,221
- Votes 1,566
- Parts 8
اما نگاه سنگین جونگکوک در حالی که از چهره اش چیز خاصی جز فکی ک قفل شده مشخص نبود در سکوت تمام روش بود.
نگاهشو بالا برد و با چشمایی که به شدت با اون لنزا مست کننده تر و خمار تر به نظر میومدن گفت:
_جئون؟
لبخند کوچیکی گوشه لبش نشست و خواست چیزی بگه ک توی ی حرکت سریع و البته خشن بدنش جفت تن مرد بزرگتر شد و دستاش به صورت خودکار و دفاعی روی سینه هاش مشت شد:
_م..مشکلت چیه!
جونگکوک همونطور ک از همون فاصله کم در حالی ک ساعدش داشت گودی کمر ته رو گود تر میکرد روی صورتش خم شد و خیره به چشماش غرید:
_میخوام بدنتو تیکه پاره کنم و تا حد مرگ بگامت.
موج شدیدی از خجالت و حس بد به قلب و بدن ته حجوم آورد و باعث شد از رایحه تند و تیز آلفاش اشک توی چشماش جمع بشه و نگاهشو پایین انداخت.
انگار که نمیتونست صحبت کنه و ناخواسته چشماش میلرزیدن که جونگکوک با لحن به ظاهر نرم اما سنگینی ادامه داد:
_مگه بهشون نگفتم چطوری امادت کنن شیرینم؟
ته اما اون بین همونطور ک میخواست امتحانش کنه سعی کرد به ترس امگاش غلبه کنه و اروم گفت:
_ب..بد شده؟
از این مظلومیت و ترسی که جذبه اون مردک همیشه باعثش میشد متنفر بود اما نمیتونست انکار کنه ک اون گرگ احمقش عاشق این ابهت آلفاشه.
کاش اون گرگ احمق یکم عقل و درک داشت.
COUPLES: Kookv , Side Couple.
GENRE: Omegaverse/Angst/Smut/Mafia/H.E.
Up: [