Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
باید بخونم
81 stories
snow and sun«completed»  by nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    Reads 16,837
  • WpVote
    Votes 2,793
  • WpPart
    Parts 18
«تمام شده» "میدونی آفتابی که صبح زمستون بعد از یه شب طوفانی روی برف میشینه باعث میشه زیباتر از همیشه بدرخشه؟ من می خوام برای تو اون نور ملایم باشم." امگا نوشت: "ولی آفتاب برف رو آب میکنه." "تو میتونی منو بکشی." ((این فیکشن مزه ی بستنی و مارشمالو میده، یه کار فلاف و لطیف)) خلاصه: جیمین، امگایی درونگرا که اضطراب اجتماعی داره، مجبور میشه برای پروژه ی دانشگاهش با جئون جونگکوک معروف همگروهی بشه، و همزمان به پیشنهاد دوستش وارد وبسایت دوست یابی دانشگاه میشه و با شخصی ناشناس آشنا میشه... ژانر:«فلاف، رمنس، مدرسه ای»
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 33,648
  • WpVote
    Votes 2,554
  • WpPart
    Parts 24
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره... این فیکشن ورسه..
Let Me Touch Your Voice | Vkook, Sope by ItsRainyNight
ItsRainyNight
  • WpView
    Reads 198,322
  • WpVote
    Votes 26,992
  • WpPart
    Parts 36
〴︎Summary ৲︎ زندگی کردن بدون یکی از حس‌هایی که به روزهات آهنگ می‌بخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خواننده‌ی دلشکسته رو درک می‌کرد. با این وجود، چقدر باید می‌گذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حس‌هاش رو داشت، دردهای ناگفته‌‌ی پسر رو درک کنه؟ 〴︎Writer: Soodeh 〴︎Couple: Vkook 〴︎Sub Couple: Sope, Namjin 〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama
𝑳𝒖𝒄𝒊𝒇𝒆𝒓 by heliaplushi
heliaplushi
  • WpView
    Reads 2,928
  • WpVote
    Votes 330
  • WpPart
    Parts 25
صدای موزیک... صدای جیغ و فریادهای طرفدارها... تصویر بی نقص آیدل هایی که... هماهنگ با آهنگ بدن شون رو تکون میدن... لبخند های فیکی که روی صورت شونه و... درد هایی که فقط در پشت صحنه اجازه دیدن شدن دارن. صنعتی کثیف به نام کیپاپ و... بازیچه هایی به نام آیدل و کیپاپرها... آیدل هایی که با آگاهی کامل از این صنعت شیطانی... بهش رو آوردن... اون هم فقط برای اینکه... رویاهاشون فقط در حد رویا باقی نمونه... اما... خصلت خوبی که این صنعت داره... اینه که پنهان کاره... اون فرصتی رو در اختیار آیدل هاش قرار می‌ده که... هیج جای دنیا در اختیارشون قرار نمیگیره... فرصتی برای بازیگری... و فرصتی برای... پنهان کردن زندگی واقعی... چیزی که برای جیمینِ آیدل... چیزی که برای جیمینِ پنهان کار... یک برگ برنده محسوب میشه... البته تا قبل اینکه... اون آجوشی ریز جثه حقیقتش رو می بینه... و البته... تا قبل از اینکه... جیمین... به حقیقت اون آجوشی ریز جثه پی ببره! - تو چیزی رو لمس کردی که نباید. و منم بهت اجازه دادم جلو بری که ببینم، تا کجا میخوای پیش بری.اما حالا که به اینجا رسیدی، دیگه راه فراری نداری عروسک! Name : Lucifer Couple : minyoon, kookv Writer : Helia Up time : چهارشنبه ها
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 150,096
  • WpVote
    Votes 16,802
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 686,278
  • WpVote
    Votes 121,517
  • WpPart
    Parts 84
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
Cursed Omega [Vkook] by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 203,187
  • WpVote
    Votes 23,467
  • WpPart
    Parts 51
کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد جفت یعنی پاداش و یک هم‌خون، هم‌خواب، هم‌تاج؛ اما اون شب، با همون نگاه اول، همه‌ی تعاریفش از جفت داشتن، فرو ریخت. اون جفتش رو دید؛ عقلش از جا کنده شد و باورهاش رنگ باخت. یک امگا؟ باشه؛ اما نه اون، نه پسری از جامعه رعیت‌ها، نه با اون پوست روشن لعنتی، نه با اون چشم‌هایی که انگار هزار ساله داره توی ذهنش قدم می‌زنه و آشنا‌ترین نگاه دنیاست. تهیونگ ازش متنفر بود؛ اما با هر نفس، بیشتر دنبال بوی تنش می‌گشت. مغزش فریاد می‌زد: رعیته. قلبش زمزمه می‌کرد: مالِ منه. از اون شب، تهیونگ دیگه فقط یک پادشاه نبود؛شده بود شکارچی وسوسه‌ای که خواب و تاجش رو توی صدای نفس‌های اون پسر امگا گم کرده بود. .......... ژانر- رومنس،امگاورس،دراما، تخیلی، تاریخی کاپل- ویکوک زمان آپ- دوهفته یک‌بار یک‌پارت طولانی.
Wisteria  by Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Reads 65,643
  • WpVote
    Votes 13,007
  • WpPart
    Parts 66
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥, 𝐀𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭, 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐢𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐢𝐨𝐮𝐬، 𝐒𝐦𝐮𝐭، 𝐒𝐥𝐨𝐰 𝐛𝐮𝐫𝐧 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐓𝐡𝐞 𝐎𝐜𝐞𝐚𝐧 روزی که جیمین پا به دربار پادشاهی بیگانه گذاشت، تصور هم نمی‌کرد که سرنوشت چنین برنامه‌ی بزرگی برای غافلگیریش‌ داشته باشه. فکر می‌کرد اون شخصیه که ممکنه با افشای رازش، همه غافلگیر بشن. اما تمام این افکار تا قبل از دیدن ولیعهد مرموز و ساکت اون قصر دوام داشت..! و همه چیز از زمانی شروع میشه که جونگ‌کوک، دومین شاهزاده‌، توجهش به جیمین پر از رمز و راز جلب می‌شه... ~روایتی متفاوت از عشق و پنهان‌کاری فرمانروا و همسر دروغینش~ ----- - یک روز از دست کارهات سکته می‌کنم جیمین! + آروم بگیر پادشاه! می‌خوای مردم کشورت بفهمن فرمانروای جدی و اخموشون چقدر کم‌ طاقته؟ ♡▬▬▬▭ ←ورژن مینسونگ استری‌کیدز در همین اکانت اپ می‌گردد
Jeon Family | kookmin by BlackRami
BlackRami
  • WpView
    Reads 32,939
  • WpVote
    Votes 4,225
  • WpPart
    Parts 35
یه داستان سوییت از خانواده‌ی جونگکوک و جیمین به همراه بچه‌هاشون یعنی هانا و سوبین با حضور افتخاری چوکو🌈❤ ___________________________________________ ๛ Main Couple ↬ [Kookmin] ๛ Side Couple ↬ [Namjin / Taegi / J-hope×Girl] ๛ Genre ↬ [Romance / Comedy / Omegaverse / Fluff / Slice of life / Drama / Family / Mpreg / Smut🔞] ๛ Written by ↬ [Rami🦋] ___________________________________________ +"سلام من برگشتم خونه" _"عزیزم" هانا: "پاپا" سوبین: "بابایی" چوکو: "هاپ"
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 146,817
  • WpVote
    Votes 14,813
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _اولین بارته که یه پلیس رو می‌بوسی؟ _اولین‌ باریه که یه مرد رو می‌بوسم، و دشمن خودم رو را علاقه به بدنم می‌چسبونم، جونگکوک. جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌ه