The beeeest
29 stories
Tiptoe :::... (KOOKV ver.) by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 148,858
  • WpVote
    Votes 27,721
  • WpPart
    Parts 48
چه توی بزرگ ترین دانشگاهِ هنرهای موسیقاییِ جولیارد ، چه توی هر دانشگاهِ کوفتی دیگه ای ، عشق بین یک هنرجو و استاد غیر قانونیه! ولی خب...سرنوشتِ تخمیه دیگه :) ~~~ (این فیک قبلا با اسمِ why توی اینستا عاپ میشده❕) ~ معانی کلمه ی "تیپتو" : 1) در معنای لغوی : نوکِ انگشت های پا 2) در اصطلاحِ رایج : با احتیاط و بی سر و صدا روی پنجه ی پا راه رفتن 3) در دنیای رقص و موسیقی : حرکتی از رقص که رقاصه قدم هاش رو به سبکیِ پر و با ناز برمیداره 🩰 کاپل ها : اصلی ◀ کوکوی فرعی ◀ نامجین / سُپ ژانر ها : ( عاشقانه ، موزیکال ، سمات ، یونیورسیتی طور ، تا حدودی روزمره ، فان به مقدار لازم، چند قاشق غذا خوری درام ....) 🚨ورژنِ ویکوک این فیکشن هم توی این اکانت وجود داره🚨
Home (kookv) by Feranki7
Feranki7
  • WpView
    Reads 163,421
  • WpVote
    Votes 20,615
  • WpPart
    Parts 23
[Completed] ♡نام فیک : Home (خونه) ♡ژانر : رومنس،زندگی‌روزمره،اسمات ♡نویسنده : Feranki7 خلاصه: تهیونگ از طرف پدرش مجبور به حمل مواد مخدر میشه و توی یکی از دردمندترین روزهاش با جونگکوک، دانشجوی موسیقی مواجه میشه... ~~~~
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 416,660
  • WpVote
    Votes 51,445
  • WpPart
    Parts 39
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Back to Blue Side | BTBS | Kookv by ItsHumoon
ItsHumoon
  • WpView
    Reads 259,928
  • WpVote
    Votes 45,517
  • WpPart
    Parts 48
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبی‌ـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره. ______________________________________ "انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقک‌های بهاری به سرعت از توی هوا می‌گذشتن و اگه میخواست اون‌ها رو بگیره و مزه مزه‌شون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد." - اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم! - بو کن منو، بوی تورو میدم... - بوی - تورو - می - دم. ژانر : انگست،رمنس،روان‌شناختی ،اسمات،معمایی کاپل : کوکوی نویسنده : Humoon (سارای) رده‌ی سنی : 14+ _ با الهام گرفتن از افسردگی شروع : 1400/09/10 پایان : 1401/05/19
🌊Blue Side by ZI_ZI_2008
ZI_ZI_2008
  • WpView
    Reads 4,796
  • WpVote
    Votes 632
  • WpPart
    Parts 5
جئون جونگکوک، لیدره یکی از بزرگترین گنگ های سئول، قرار بود تا آخر عمرش یه بی رحمِ سرد باقی بمونه، خائنین و هرکس که مانع کارش بود رو بکشه-.. اگه فقط به مهمونی رقیب و دشمنش نمی‌رفت. اما سرنوشت این بار یه ماه آبی رو سر راهش قرار داد. 🌊 نامجون در حالی که توسط جمعیتی که یورش می‌بردن به سمت خروجی هل داده می شد فریاده وحشت زده ای کرد، ″دیوونه شدی؟! چه غلطی می‌خوای بکنی .. این درِ کوفتی داره بسته میشه جونگکوک-..″ ″یکی طبقه بالاست، یه پسر.″ یه ماه آبی. name: [Blue Side] Gener: [Mafia, Drama and ..SECRETシ︎]← Couple: [KookV and ..SECRETシ︎] Writing By 𝑳𝒊𝒚𝒂 # 1,3,4,6,5 fandom🎖️
Play You Like An Instrument by KimArYan_
KimArYan_
  • WpView
    Reads 16,238
  • WpVote
    Votes 1,423
  • WpPart
    Parts 5
تهیونگ با تمام وجود آماده بود که در خونه همسایه ی مردم آزار و عوضیش رو بزنه و همون بلندگوی لعنتیش رو مستقیم فرو کنه توش، چون واقعا دیگه از این همه سر و صدا خسته شده بود! ولـی شـرایط بـا درامـر اونطـور کـه برنـامشـو ریخـتـه بـود پیـش نـرفـت... "...تو چرا نمیای شریک جرمم شی که فکر لو دادنم از سرت بپره...؟" "من اهل سر و صدایی که شما بهش میگید موسیقی نیستم..." "میتونی فقط بـرام جیـغ بزنـی..." "میخوای واسه آهنگتون جیـغ بزنـم؟!" "میخوام زیـرم جیـغ بزنـی...!"
"AVATAR" by __taekookv__
__taekookv__
  • WpView
    Reads 87,949
  • WpVote
    Votes 11,219
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
| 𝗠𝗲𝗿𝗶𝗻𝗮 | ᵏᵒᵒᵏᵛ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 22,338
  • WpVote
    Votes 2,192
  • WpPart
    Parts 6
{ وضعیت مینی‌فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } - چرا باید اشتباه سه سال پیشم رو جشن بگیرم؟ - چی...؟ - گفتم ازت خسته شدم! خدایا حالا دارم می‌فهمم وقتی تصمیم به ازدواج با آدم حوصله‌سربری مثل تو گرفتم، چه‌قدر احمق و سطحی‌نگر به نظر می‌رسیدم. نگاه بُهت‌زده‌ی تهیونگ اون هم درحالی‌که بدون هیچ حرفی فقط جلوی لرزش نامحسوس لب‌هاش رو می‌گرفت و تندتند پلک می‌زد تا از جوشش اشک‌های احتمالی جلوگیری کنه، باعث سقوط چیزی تو قلب پسربزرگ‌تر شد. خب، جونگ‌کوک ابداً تصور نمی‌کرد سورپرایزی که واسه سالگرد ازدواجشون تدارک دیده، همسرش رو تا این حد به‌هم بریزه! {ورژن اصلی بوک، ویکوک هست! داخل اکانت.} ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ Couple: 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏 / namjin / yoonmin Genre: 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖿𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗂𝗍𝗒 𝗌𝗁𝗈𝗐، 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍 author: 𝖼𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ - پی‌دی‌اف فول‌پارت در تلگرام قرار گرفته. - Telegram: @cityofcrazypeople‌
STUPID ONE║KOOKV by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 164,479
  • WpVote
    Votes 37,478
  • WpPart
    Parts 30
«سلام.! فقط می‌خواستم بگم که جئون‌جونگکوک یه احمقِ به تمام معناست...» ❈نام‌اثر: |یه احـــمق| ❈کاپل: کوکوی / یونمین ❈ژانر: شورت‌پارت / طنزمدرسه‌ای / یاداشت روزانه / پایان‌خوش ❈وضعیت: [کامل شده]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
UKIYO by Donya_aqua
Donya_aqua
  • WpView
    Reads 34,814
  • WpVote
    Votes 3,763
  • WpPart
    Parts 17
زوج: کوکوی KookV ژانر: رمنس، درام، روانشناختی، خشن، اسمات رده‌ی سنی ۱۸+ وضعیت: تکمیل شده✅ ᯽᯽᯽ ⚠این داستان شامل ناسزا و الفاظ جنسی رکیک، صحنه های خشونت آمیز آشکار و تا قسمتی توهین به یک سری از مقدسات رو در بر میگیره پس اگه زیر هجده سال هستین، یا روح لطیفی دارین و حس میکنین نمیتونین با هر یک از موارد بالا کنار بیاین از الان داستان رو کنار بذارین. خلاصه: اگه ازم میپرسیدن که ترجیح میدم تو خونه بمونم یا وجب به وجب ایالات جنوبی آمریکا رو بگردم و سر از هر مدل خلافی که حتی از گوشه‌ی ذهنم رد نمیشد در بیارم، البته که جوابم موندن تو خونه بود. اما کسی که اومد و منو با خودش همراه کرد، نه تنها چنین سوالی نپرسید، بلکه خودمم دیگه بعد از دیدنش به یاد نیاوردم خونه‌ام کجاست! امیدوارم با ستاره‌هاتون حمایتتونو نشون بدین.(^~^)