KOOKV
30 قصة
.•🍭𝒍𝒂𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒅𝒘𝒂𝒓𝒗𝒆𝒔 🍭•✔️ بقلم _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    مقروء 38,238
  • WpVote
    صوت 5,231
  • WpPart
    فصول 11
Kookv 🧁سرزمین کوتوله ها^^ •completed• • راستی! داستان بند انگشتی هارو شنیدین؟ نشنیدین؟؟پس بیاین باهاشون آشنا شیم^ •°اینجا سرزمین کوتوله هاست🍰 بند انگشتی هایی که زیر بوته های توت فرنگی پارکا و جنگلا و خیلی جاهای دیگه زندگی میکنن ولی ما ازشون بی خبریم🍭 و حالا میخوایم با هفت کوتوله داستانمون آشنا شیم و ببینیم این بند انگشتی های وروجک چه بلایی سر ما آدمای بدبخت میارن که خودمون ازش بی خبریم. اوه قبلش یه هشدار بدم ⛔ 🚫 در حین خوندن این فیک خطر ابتلا شدن به بیماری قندی و دیابت بسیار زیاد است❗ پس با احتیاط بخوانید و اکلیل های خود را روی سر و صورت ما نپاشید. با تشکر🟣 لاو یو آل♡ کاپل :کوکوی ژانر: سوییت/فلاف/امپرگ/اسمات تاریخ شروع: ۱۴۰۰/۱۰/۸ پایان: ١۴۰۰/۱۲/۱۰ •~Cover by : MJ_storiess
Mondlicht Kookv بقلم llTARAll
llTARAll
  • WpView
    مقروء 93,451
  • WpVote
    صوت 15,649
  • WpPart
    فصول 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ᭡  بقلم Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    مقروء 82,645
  • WpVote
    صوت 9,488
  • WpPart
    فصول 9
𐙚‌ ‌‌ 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝖼𝗁𝗈𝗈𝗅 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 مراسم ازدواج امگا و انیگمایی که هیچ‌کس حتی فکرش رو هم نمی‌کرد جفت هم باشن، تعیین شده بود و اون دو نفر نباید تا قبل‌از پیوند رسمی‌شون هم رو ملاقات می‌کردن؛ اما کی می‌تونست جلوی جونگ‌کوک رو بگیره که به دیدن امگاش نره و به بهانه‌های مختلف نبوسدش؟ البته یه مشکل جدی هم وجود داشت؛ جونگ‌کوک به‌عنوان جفتی که هنوز به تهیونگ اعتراف نکرده بود، بیش‌ازحد مالکانه و بی‌پروا رفتار می‌کرد. شاید امگای آلبالو نباید برای تحریک‌کردنش پیشنهاد به‌هم‌زدن ازدواجشون رو می‌داد‌؟ «کی می‌تونه جلوی من رو بگیره اگه بخوام ردت کنم و بی‌خیال این ازدواج بشم؟» «توی روی جفتت وایستادی و همچین سؤالی می‌پرسی امگا؟» ⚝ Telegram: ‌@Hansuoh
Enigmas Reino Kookv بقلم llTARAll
llTARAll
  • WpView
    مقروء 55,079
  • WpVote
    صوت 6,430
  • WpPart
    فصول 6
تهیونگ به مدت هفده‌سال، پرستار وارث نیکولاس کورتز و رهبر آینده‌ی انیگماها بود؛ شهری که هیچ امگا یا بتایی حق نداشت داخلش زندگی کنه. بعداز هفده‌سال تصمیم می‌گیره اونجا رو ترک کنه و به زندگی خودش برسه؛ اما خبر نداره که جئون جونگ‌کوک کله‌شق‌تر از این حرف‌هاست و بهش چنین اجازه‌ای نمی‌ده! به زندگی خودشون برسن؟ برای جئون، زندگیش توی بودن اون امگا خلاصه می‌شد. ‌ ژانر: امگاورس، فلاف، رومنس، اسمات. کاپل: کوکوی.
silk protector بقلم asaltito
asaltito
  • WpView
    مقروء 1,446
  • WpVote
    صوت 193
  • WpPart
    فصول 15
فــیکـشـن: مــحــافـظ حـریر کـاپـل: کــوکــوی ژانــر: رمـنس.اســمات.عــاشـقـانه و.... خــلاصـه‌ای از داسـتـان در دنیایی که قدرت، شهرت و خطر در هم تنیده‌ شده، جونگکوک مردی‌ست که یاد گرفته احساساتش رو پشت نقاب انضباط و سکوت پنهان کنه. محافظی که چندین سال برای حفاظت از خاندان کیم آموزش دیده. ماموریت جدیدش ساده به نظر می‌رسه: محافظت از تهیونگ! حریر رقصان خاندان کیم. اما هیچ‌چیز در مورد تهیونگ ساده نیست. تهیونگ با لبخندهای مبهم، نگاه‌هایی که حرف‌های ناگفته رو حمل می‌کنند و سکوت‌هایی که از هزار جمله سنگین‌ترند، آرام آرام دیوارهای جونگکوک رو ترک می‌اندازد. نزدیکی اجباری، لحظه‌های کوتاه اما سرنوشت‌ساز، و احساساتی که نباید شکل بگیرند، جونگکوک رو میان وظیفه و احساساتش گرفتار می‌کنند. . . . «چرا همیشه این نقاب سرد و جدی روی صورتته؟» «چون وظیفه‌مه... نه مثل تو که همه چیزو با لبخندت خراب می‌کنی، حریر» «شاید بعضی چیزا ارزش خراب شدن دارن، سایه» . . . روز‌هـای آپ:یکـروز درمـیـون
+3 أكثر
Noctis Kookv بقلم llTARAll
llTARAll
  • WpView
    مقروء 12,425
  • WpVote
    صوت 1,439
  • WpPart
    فصول 4
(متوقف شده) بعداز حمله‌ی شکارچی‌های بی‌رحم به گله‌ی پژواک، همه‌ی خانواده‌ی تهیونگ کشته می‌شن و اون تنها بازمانده می‌مونه. تنها امگای خون‌خالصِ جهان. چند روزی رو زخمی و بی‌پناه توی جنگل می‌چرخه، تا اینکه با یه گله‌ی مرموز روبه‌رو می‌شه؛ گله‌ای با چهار گرگ خطرناک، به رهبری انیگمایی به اسم لوبو. تهیونگ که چیزی برای از دست دادن نداره، به رهبر پیشنهاد می‌ده که در ازای تقدیم‌کردن بدنش، بذاره توی گله‌اش بمونه. - داری بدنت رو بهم تقدیم می‌کنی که اجازه بدم توی گله‌ام بمونی؟ این خیلی... هرزه‌وار نیست؟ + کسی که حاضره برات یه جانشین به‌دنیا بیاره رو هرزه صدا می‌زنی؟ ‌ ژانر: امگاورس، عاشقانه، اسمات، امپرگ.
𝙃𝙞𝙨 𝙇𝙞𝙡𝙩 | 𝙆𝙊𝙊𝙆𝙑 بقلم negarmomo
negarmomo
  • WpView
    مقروء 9,849
  • WpVote
    صوت 1,306
  • WpPart
    فصول 20
+تا حالا فکر کردی همسر آینده‌ات الان داره چی کار میکنه؟ - الان داری چی کار می‌کنی؟ Ganre : Romance/smut/comedy Kookv ♡ !
|| زندان عشق  | Prison of love || بقلم llAlourall
llAlourall
  • WpView
    مقروء 118,941
  • WpVote
    صوت 13,175
  • WpPart
    فصول 27
داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
GOLDEN | KV بقلم frvrkv
frvrkv
  • WpView
    مقروء 17,926
  • WpVote
    صوت 2,734
  • WpPart
    فصول 8
تهیونگ فعال حقوق امگا ها بود و یجورایی دقیقا توی قطب مخالف جئون جونگکوکی که رول مدل آلفا های احمق و امگا ستیز بود قرار داشت Couple : KookV Genre : Omegaverse - Romance - Comedy {Fakechat}
Koko and Meow |au| بقلم Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    مقروء 78,512
  • WpVote
    صوت 10,742
  • WpPart
    فصول 27
-پایان یافته- تبدیل شدن گربه زخمی ای که به خونه‌ش آورده بود، میتونست آخرین چیزی باشه که جونگ‌کوک انتظارش رو داشت! "-لعنتی چشمات... بگذریم، لطفا بهم بگو این یه خواب فاکیه و تو واقعا دم و گوش نداری." "+دارم... میخوای دست بزنی؟" "-چی؟!!" کاپل: کوکوی