my dirty world
199 story
Papital |ᴷⱽ| پـاپـیتال на TheThavma
TheThavma
  • WpView
    Прочтений 4,623
  • WpVote
    Голосов 571
  • WpPart
    Частей 3
«تو با حمله‌ات به قبیله‌ی هِدِرا، کلی غنیمت بردی. از برده‌ها گرفته تا جواهرات و اشیای ارزشمندمون. کمت نبود؟ منم می‌خوای علاوه کنی به غارتت؟» «تو از هر جواهری باارزش‌تری امگا. راه بیفت.» Name: #Papital Couple: Kookv Genre: Fantasy, Omegaverse, Historical, Romance, Smut Writer: Miracle *این نوشته زمان بارگذاری مشخصی نداره و کاملاً دلی پیش می‌ره روندش. اگر دنبال آپلود منظمید، پیشنهاد نمی‌کنم خوندنش رو. اجازه بدید کامل بشه و بعد بخونیدش.🤍
Monalisa на Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Прочтений 3,887
  • WpVote
    Голосов 679
  • WpPart
    Частей 6
[ Couple: Kookv [ Genra: Drama, Romance قسمتی از فیک‌چت: - چرا یه جوری حرف می‌زنی که انگار مرده؟ - چون مرده؛ تو کشتیش! تو با حرف‌هات، با کارهات با تموم بی‌‌رحمی‌هات، کشتیش. - حالا بخند، لبخند مونالیزاش!
+ еще 10
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 на Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Прочтений 1,034,116
  • WpVote
    Голосов 86,562
  • WpPart
    Частей 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
captured "ĸooĸv" на SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Прочтений 78,217
  • WpVote
    Голосов 8,283
  • WpPart
    Частей 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
Abandoned Omega | Kookv на Bethriadriz
Bethriadriz
  • WpView
    Прочтений 537,401
  • WpVote
    Голосов 52,349
  • WpPart
    Частей 39
Couple: Kookv Genre: Omegaverse-Mpreg-Smut-Angst -خودت گفتی من در حدی نیستم که تو آلفام باشی! اذیتم کردی..بدون اینکه کاری کرده باشم هزاربار تحقیرم کردی..من حتی اسم تورو هم نمیدونستم اما جوری باهام رفتار کردی که انگار دلیل تموم بدبختیات منم.. +تو هیچوقت نمیتونی اون روزا رو فراموش کنی، نه؟ تهیونگ امگا 18 ساله که برای نجات زندگی خواهرش مجبور به تن دادن به ازدواج با آلفا 25 ساله میشه؛ اما اگه آینده‌اش رو میدید دوباره حاضر به این فداکاری میشد؟
Under Fang на ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Прочтений 61,003
  • WpVote
    Голосов 12,245
  • WpPart
    Частей 27
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، بهشون حمله‌ی سختی کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Historical, Smut Written by Luna🌙
RED HOUR | VKOOK ✔️ на DewXan
DewXan
  • WpView
    Прочтений 61,698
  • WpVote
    Голосов 4,963
  • WpPart
    Частей 39
"تو مال منی، جونگ‌کوک. فقط مال من. هیچ‌کس نمی‌تونه بین ما فاصله بندازه. حتی خودت، عزیز دلم ." «با شیطان معامله می‌کنم تا روح جونگ‌کوک رو برای همیشه به روح خودم بند کنم، طوری که دیگه هیچ‌وقت نتونه ازم دور بشه.» -- جئون جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره به گذشته سفر کنه تا جلوی شکل‌گیری سازمان مافیایی‌ای رو بگیره که خانواده‌ش رو ازش گرفته. تنها راه نجات خانوادش، پیدا کردن رهبر این سازمان و کشتنش قبل از شکل‌گیری مافیاست. اما چیزی که نمی‌دونه اینه که خودش قراره اسیر علاقه ی بیمار گونه و مرگباری بشه. علاقه ای که از همون مردی شروع میشه که برای کشتنش به گذشته رفته‼️ #Dark 🥇 #Dark romance 🥇
Little Cherry ᵏᵒᵒᵏᵛ☕️🌸 на leoraishere
leoraishere
  • WpView
    Прочтений 11,222
  • WpVote
    Голосов 1,585
  • WpPart
    Частей 8
چی میشه اگه امگایی که همیشه روی پای خودش وایساده و اجازه نداده آلفایی کنترل زندگیش رو به دست بگیره، انیگمایی رو ببینه که از همون دیدار اول "امگا کوچولو" صداش میزنه؟ تایم آپ: شنبه‌ها Couple: KookV♡ Genre: Omegaverse, Romance, Fluff, Smut, Drama, Mpreg, SocialCriticism ~ حتما قبل از شروع، پرولوگ و توضیحات رو بخونید🍒 #14 romance
𝑩𝒖𝒕𝒕𝒆𝒓𝒇𝒍𝒚 | Kookv на nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Прочтений 33,187
  • WpVote
    Голосов 3,896
  • WpPart
    Частей 39
genre: romance, harsh, angst وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ، پسری با ترس از تنهایی، که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه. وقتی زنی مرموز، به ظاهر ناجی، دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قرارداد ساده، وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره، اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده... ------- « تا الان برای آرا بازی می‌کردی، از الان به بعد، مجبوری توی زمین من بازی می‌کنی تهیونگ... برای من.» «دست از سر من و مادرم بردارین!» «لعنت بهت... روز به روز داری برام جالب‌تر می‌شی...» «اگه مال من شه، خدا هم نمی‌تونه ازم بگیرتش.» ___
+ еще 7
Before you (I thought I had it all) | KookV на cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Прочтений 372,610
  • WpVote
    Голосов 35,494
  • WpPart
    Частей 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.