We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
My favourite☁️
199 stories
|| زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 103,840
  • WpVote
    Votes 11,768
  • WpPart
    Parts 25
داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 35,083
  • WpVote
    Votes 3,417
  • WpPart
    Parts 9
تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟
llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 187,719
  • WpVote
    Votes 21,592
  • WpPart
    Parts 39
قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 457,819
  • WpVote
    Votes 37,148
  • WpPart
    Parts 44
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
Fake Hostage [KookV] by H_The_Universe
H_The_Universe
  • WpView
    Reads 3,508
  • WpVote
    Votes 432
  • WpPart
    Parts 25
[گروگان دروغین] ____ - بگو بهم... گروگان گرفته بودمت؟ من؟ بهت سخت گذشت؟ تهدیدت کرده بودم؟ اسلحه رو سرت گذاشته بودم؟ بمب بهت بسته بودم؟ چاقو روی گلوت گذاشته بودم؟ بد باهات حرف زده بودم؟ بگو دیگه تهیونگ! بگو کدوم این کارها رو کرده بودم باهات. حرف بزن لعنتی! ____ کاپل: کوکوی/ویکوک ژانر: انگست، درام، اندکی جنایی، اندکی رمنس شروع: ۱۴۰۴/۶/۵ پایان: ۱۴۰۵/۳/۸
STUCK WITH YOU | VKOOK by imcalix_
imcalix_
  • WpView
    Reads 549
  • WpVote
    Votes 56
  • WpPart
    Parts 1
گیر افتاده با تو 🌘 -من هم گی نیستم. جونگکوک گفت و سعی کرد جلوی بالا رفتن دست‌هاش و رسوندنشون به صورت تهیونگ رو بگیره: -اما برای تو... من کاملا گی میشم. Oneshot name: گیر افتاده با تو Couples: ویکوک Genres: +18 ،فلاف، رمنس Writer:Calix
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 466,242
  • WpVote
    Votes 40,591
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,881,942
  • WpVote
    Votes 135,525
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut