صرفا کایهون
35 stories
Lovely night  by Rita_story
Rita_story
  • WpView
    Reads 2,153
  • WpVote
    Votes 304
  • WpPart
    Parts 1
Oneshot ✨کاپل : کایهون ✨ژانر : عاشقانه، اسمات کای معلمیه که با دوس پسرش زندگی میکنه اما وقتی خانواده دانش آموزاش میفهمن شاکی میشن و کلاس های خصوصیش حذف میشه و...
Wrong by RiRiya_9
RiRiya_9
  • WpView
    Reads 5,797
  • WpVote
    Votes 1,489
  • WpPart
    Parts 58
+ببخشید اما دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم، دیگه هرکی نگام کنه و بگه همیشه کنارتم، چپ چپ نگاش میکنم و واسه رفتنش لحظه شماری میکنم،برای زخم زدنش خودمو آماده میکنم تا دوباره دلم نشکنه، دیگه بودنِ کسی حالمو خوب نمیکنه. دیگه قصد ندارم برای اینکه کسی رو نرجونم مواظب رفتارم باشم. راستی اصلا کی حواسش به من بود؟ کی واسه یه دفعه‌ ام که شده دلش خواست بفهمه من واقعا چی میگم؟ کی واسه یه بارم که شده تلاش کرد منو خوشحال کنه؟ کی یه دفعه منتظرم موند؟کی براش مهم بود من چی میخوام؟ میبینی؟هیچکس.... متاسفم من دیگه اونی که فکر میکنی نیستم ................................................... +سراسر زندگی من اشتباه بود بکهیون...ولی میدونی تو شیرین ترین اشتباه دردناک من بودی... _میدونی که درد وقتی شیرین میشه خاطراتش برات ابدیه؟ +اما به هرحال دردِ..نه...درد وقتی درسش رو بهت بده میره... _پس اجازه بده تا تسکین این درد باشم...مثل زمانی که زهر رو با زهر خنثی میکنن..میخوام دردی باشم که نبودنم خیلی دردناک تر باشه..درسته اشتباه کردی ولی من این اشتباه رو دوست دارم...و من همونیم که وقتی چیزی رو دوست داشته باشم هیچ وقت ولش نمیکنم.. +مهم هم همینه...مهم اینه که تو دوست داشته باشی... ●●●●●●●●● کاپل:چانبک_کایهون ژانر:امگاورس_سوپرنچرال و فانتزی_انگست_رمنس_اسمات
anonymous (کایهون) by CelverKim
CelverKim
  • WpView
    Reads 1,530
  • WpVote
    Votes 253
  • WpPart
    Parts 4
یه امگای خیلی خوشگل و سلطه جو و خرپول یهو وارد زندگیِ معمولیم شد! " ۳۰ دیقه،اگه تو این مدت تونستی جلو خودتو بگیری و التماسم نکنی میذارم بری" ناموسا نمیدونی من آلفام؟ از آدمایی مثل این متنفرم! خیلی خیلی زیاد ولی... این عشق به جایی میرسه؟!
Hallow Hearts (Chanbaek) by ByunRiyan
ByunRiyan
  • WpView
    Reads 7,697
  • WpVote
    Votes 1,191
  • WpPart
    Parts 34
دنیای موازی این فیکشن، بجای این بچه قراره با اسم(Marvaneآپ بشه قشنگم، بجاش اونو بخون) ژانر: جنایی، معمایی، رمنس (کمی فلاف) کاپل اصلی:چانبک کاپل فرعی:کایسو، هونهو دنیایی که دور بکهیون ساخته شده یکم غیر واقعیه‌. ولی اون دوست پسر جنتلمنش چانیولو داره، فقط یه مشکلی وجود داره... چانیول یه پلیسه و اینو به بکهیونش نگفته. تا کی این راز پنهان میمونه؟ بعد از برملا شدنش...آیا چیزای دیگه ای هم هست که مخفی شده باشه و باعث شه دنیای قشنگ و دوست داشتنی ای که بکهیون توی سرش ساخته بود فروبریزه؟
OXYGEN | KAIHUN by leatherangel
leatherangel
  • WpView
    Reads 476
  • WpVote
    Votes 120
  • WpPart
    Parts 1
تک شات اکسیژن 🖤 کاپل : کایهون 🍃 ژانر : درام، زندگی نامه بخشی از دستان: نمیدونم تا کی میتونم ازش مخفی کنم. اما اون نباید بفهمه. فقط باید خوب بشه. من دارو هاش رو توی غذاش میریزم. اون نباید بفهمه. فقط باید خوب بشه. نباید از دستش بدم. من به اکسیژنم نیاز دارم. من تو چنل تلگرام یا جای دیگه ای شناخته شده نیستم پس خوشحال میشم اگه از داستان خوشتون اومد به دوستاتون هم معرفیش کنید.
What Are The Implications?   by firediluc
firediluc
  • WpView
    Reads 206
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 1
این داستان، یک وانشات اسمات ترجمه شده هست که هویت نویسندش نامعلومه ولی آیدیش داخل سایتی که برداشتم 3star4life بود. اگه سایت رو خواستید بهم پیام بدید. نویسنده اصلی، داستان رو به یکی از دوستاش هدیه داد بود. من هم به شما هدیه میکنم. امیدوارم دوست داشته باشید. کاپل اصلی: کایهون ژانر: اسمات، رمانتیک خلاصه: چطور ممکنه اوه سهون، روزها دانشجوی روزنامه نگاری و شب ها اپراتور سکس تلفنی باشه؟ اونم درحالی که مقابل جونگین، مثل یه سنجاب کوچولوی سسته؟سنجاب کوچولویی که شغل شبانش، اصلا بهش نمیومد.
damaged 🥀 by _exo_sekai
_exo_sekai
  • WpView
    Reads 1,236
  • WpVote
    Votes 266
  • WpPart
    Parts 14
Damaged (آسیب دیده ) 🥀 Couple : kaihun (کایهون) , chanbaek (چانبک ) زمانی که به خودش اومد دید جایی ایستاده که تعلقی بهش نداره اون میخواست بره میخواست دور شه ، نمیتونست اینطور ادامه بده دوست داشت صاحب کافه کوچیکی باشه دوست داشت زندگی پاکی داشته باشه اما زندگی طبق میل اون پیش نمیرفت ___ سهون چند قدم به سمت جونگین برداشت حالا در چهارچوب در سینه به سینه جونگین ایستاده بود _ من هیچوقت تو انتخاب هیچ چیز دقت نکردم کیم جونگین روی خانواده بودن ما تاکید نکن ما زمانی میتونیم یک خانواده بشیم که همه شما جوری با من برخورد نکنید انگار باید همه چیز رو ازم مخفی کنید ___ روز های آپ : دو روز در هفته اما نا مشخص
 •The last letter from Normandy by twomoons_story
twomoons_story
  • WpView
    Reads 355
  • WpVote
    Votes 62
  • WpPart
    Parts 7
• مینی فیک : آخرین نامه از نورماندی •کاپل : کایهون • ژانْر : رومنس تاریخی درام تراژدی _____________________________ زندگی، دوست داشتنی بود وقتی تو کنارم بودی، وقتی که زینگ زینگ دوچرخه ات منو از زندگی تکراری روزانه ام جدا میکرد.....اما چطور تا رسیدن اخرین نامه ات سالها من در بیخبری بودم؟ سهون، آنجا تو تنها منتظر من بودی و من با هر صدای چرخ دوچرخه ایی یکبار می مُردم و زنده میشدم... چطور من را در بی خبری گذاشتی مگر نمیگفتی من را دوست داری؟ "و گریه اخرین یادگاری کای شد"
Sweet Dream  by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 1,069
  • WpVote
    Votes 194
  • WpPart
    Parts 4
" Sweet Dream " خلاصه: - ازدواج قراردادی برای بدست آوردن ثروت نه بیون. ازدواج اجباری برای فراموش کردن پسرک پنج ساله رفیق دوران سربازیم. آخرین شام؟ تا آخر دنیا بدو بیون. اون پسر تنها سهم من از زندگیه و من... قرار نیست بعد از 15 سال صبر، از سهمم بگذرم. - هی داغون به نظر میرسی - چیزی نیست فقط بهترین رفیقم تولدمو یادش رفته - بیا وقت بگذرونیم؛ کمکت میکنم یادت بره امشب رو. - من باکرم. - و من مناسب ترین فرد برای کسایی که باکرن. - پارک چانیول! - فقط فراموش کن چی از من میدونی کیم. و من قول میدم سهونت رو از بکهیون دور کنم! خیلی زود سهون به جز تو هیچ کس دیگه ای رو نخواهد داشت. هیچ کس!"