امگا ورس
145 historias
Golden Scent {رایحه طلایی} por S_I_D_N_I
S_I_D_N_I
  • WpView
    LECTURAS 6,350
  • WpVote
    Votos 844
  • WpPart
    Partes 19
(رایحه طلایی) داستانی عاشقانه را روایت میکند.تهیونگ امگای پاک دامنی است که میخواهد در زندگی اش تنها به یک نفر پایبند باشد و پاک دامنی خود را برای او حفظ کند رایحه طلایی و جذابیت وی سبب شده که الفا های زیادی خاستارش باشند. او یک شب بی اطلاع از حضور الفا ها در مهمانی، پا به آنجا می گذارد الفا ها برای او دندان تیز میکنند و او طعمه یکی از الفا های جمع میشود. از آن شب تهیونگ دیگر خود را پاک نمیبیند و تمام الفا ها را با جواب رد پس میزند اما وقتی جون کوک تاجر معروف و سرشناس پک پا پیش می گذارد دلیلی برای رد کردن او نزد خانواده اش ندارد ولی وقتی جون کوک به او اطلاع میدهد دختری را دوست دارد و به امگا های مرد علاقه ای ندارد تهیونگ پیوند جفتیت را قبول میکند و زندگی اش با الفای خاکی اغاز میشود {COUPLE:KOOKV} [GENRE:OMEGAVERSE, ROMANCE,SMUT]
ᴄʜᴏꜱᴇɴ | منتخب por azkabanwriter_1
azkabanwriter_1
  • WpView
    LECTURAS 143,098
  • WpVote
    Votos 18,572
  • WpPart
    Partes 56
couple:کوکوی-kookv genere:omegaverse-mpreg-romance-historical-action-smut . تاریخی-امگاورس-آمپرگ-اسمات- شما به صرف چای گوچانگ و شراب مرغوب برنج دعوت شدید.پس،لطفا چند ده پارتی مهمون ما باشید. خلاصه:تهیونگ ، نوجوانی که الهه ماه پس از سال ها از خواب بیدار شده و با عطا کردن موهبتش به فرزند عزیز کرده ش ؛ در یک شب مسیر زندگیش رو عوض کرده بود و تهیونگ رو به دام امپراطور جاه طلب چوسان انداخته بود. تیزر و چنلمون در ت.ل.گ.ر.ا.م: @chosenwriter
گربه عروسکی(تکمیل شده) por ZahraAmini4
ZahraAmini4
  • WpView
    LECTURAS 22,421
  • WpVote
    Votos 1,349
  • WpPart
    Partes 27
هر شب به خاطر اون عوضی از درد به خودش می پیچید. اون بی رحم هر شب با تمام توانش بهش تجاوز میکرد. تعجب کرده بود که چرا تا الان از اون بچه ای نداره. ولی این چند روز حالش تغییر کرده بود و ترس و استرس تمام وجودش را گرفته بود . صبح ها حالت تهوع داشت و دلش درد می کرد. *** - قول میدم آبنبات قوله قوله! فقط نزار اون چشای خوشگلت با اشک سرخ بشن! جین خواهش می کنم انقدر گریه نکن! التماست می کنم! نمی تونم اینجور گریه کردنتو ببینم! دونه های مرواریدی اشک از گونه هاش پایین می یومد. انگار دیگه کنترلی روشون نداشت. دلش می خواست همینجور تا صبح تو بغل عشقش گریه کنه تا خالی بشه! *** بعد رو به تهیونگ کرد و گفت: راه بیوفت به سمت خونه ارباب هوسوک! تهیونگ چشمی گفت و راه افتاد اما بدای یک عمر گذشت. چرا دقیقا اون لحظه که به هوسوک پناه آورده بود باید این اتفاق می افتاد؟ *** - یه نگا به شلوارت بنداز! غرقه خونه! مقتعت دوباره زخم شده! اصلا دردشو حس می کنی؟ یونگی تنها سکوت کرد. آخه حرفی برای گفتن نداشت. جیمین نگران یونگی بود.‌ با وجود جای شلاق ها روی تنش اونو بلند کرده بود.
It's hurt  por min_koala
min_koala
  • WpView
    LECTURAS 285,496
  • WpVote
    Votos 36,024
  • WpPart
    Partes 34
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد = کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد =گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره به زور باهات بودم ولی.... اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی = به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت ×ازت متنفرم یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت _ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت ×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره کاپل ها کوکوی و یونمین ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و..... نویسنده مین کوالا
red lips por mamacita80
mamacita80
  • WpView
    LECTURAS 51,460
  • WpVote
    Votos 4,879
  • WpPart
    Partes 58
🔞اکثر پارت ها اسمات داره ممکنه یادم بره هشدار بزارم ... خلاصه : :فکر نکردی اگر منو رها کنی و بری چه اتفاقی میوفته انیگما ... : کال مراقبت بود ... : کال قدرتی نداشت ... امگایی که همه میخاستنش مال تو بودو با خودت فکر نکردی اگر ولش کنی و بری چه بلایی سرش میاد ... من با بچه ی تو تو شکمم ... و چشمهایی که میخاستن منو از هم بدرن ... #امگاورس #تاریخی #اسمات
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] por anittashere
anittashere
  • WpView
    LECTURAS 34,786
  • WpVote
    Votos 3,450
  • WpPart
    Partes 17
تو جفت مقدر شده من بودی، کسی که باید در شادی و بیماری کنارم میبود تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا بکنه اما تصمیم گرفتی یک روز زیر سایه یک سرو بلند این پیوندو بهم بزنی و من نباید مزاحم زندگیت با زنی که عاشقشی باشم، حالا کی بعد از ده سال مزاحم زندگیه اون یکی شده جونگکوک؟ ژانر:امگاورس،رومنس،دراما،انگست،اسمات کاپل:کوکوی،یونمین،هوسوکxگرل
he is my alpha (kookv) por lilylilychan13bl
lilylilychan13bl
  • WpView
    LECTURAS 66,559
  • WpVote
    Votos 5,198
  • WpPart
    Partes 39
تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...♡ تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره. -ولم کن... -وگرنه چی میشه؟‌ فوش خار و مادر آزاده عزیزان✅️ ولی نه به من🚫 روزهای اپ: یه روز یه پارت🫀🤍 کاپل: کوکوی. ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس
𝗣𝗘𝗔𝗥𝗟 ᴷⱽ por alvinslemon
alvinslemon
  • WpView
    LECTURAS 3,101
  • WpVote
    Votos 348
  • WpPart
    Partes 6
𖥔 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅: Kookv 𖥔 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Omegaverse, Contract Marriage, Romance, Age gap, smut زندگی برای جئون جونگ‌کوک‌، افسر نیروی دریایی به‌اندازه‌ی کافی سخت بود؛ اما همه‌چیز با ورود اون آشوب‌گر کوچک و فراری از دولت، به مراتب بدتر از قبل شد. جونگ‌کوک به پول خیلی زیاد نیاز داشت، تهیونگ به کارت تأهل و دولت؟ اون به امگاهای باردار! این رابطه‌ برای سه طرف معامله سودمند به نظر می‌رسید؛ البته تا زمانی که سیلی محکم تهیونگ با شتاب به صورت جونگ‌کوک برخورد نکرده بود! «نصف عمرم رو از این دولت کثیف فراری نبودم که حالا تو بخوای قلاده بندازی دور گردنم!» «ضربه‌ی محکمی بود... دست‌ خوشگلت درد نگرفت پرل کوچولو؟» 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀 𝖡𝗒: ꩜ Alvinoria
Help, Bodyguard! (KookV) por NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    LECTURAS 126,137
  • WpVote
    Votos 15,487
  • WpPart
    Partes 26
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
Ten nights por intheforest1
intheforest1
  • WpView
    LECTURAS 3,073
  • WpVote
    Votos 465
  • WpPart
    Partes 10
تهیونگ آرزو داشت که درس بخونه، توی یه شهر دیگه زندگی کنه و دامپزشک بشه. اما توی واقعیت با یه دست و صورت زخمی، وسط ایستاده بود و منتظر بود تا نفرت‌انگیزترین آلفای منطقه‌ی انسان‌ها، به عنوان امگا انتخابش کنه. [دنیایی که مردم امگاها رو سالی یه‌بار‌ جلوی دید آلفاها قرار می‌دادن تا به عنوان جفت انتخاب بشن. این بار انتخابِ گرگ معروف، یه امگای انسان بود.] •Couple: HopeV, Kookgi, Nammin •Genre: Omegaverse, Werewolves, Romance, Fantasy, Smut •Author: Liya Movadin •Translator: Echo