Vkook Kookv
Истории 200
𝐌𝐘 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚    𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 на hour_wcj
hour_wcj
  • WpView
    Прочтений 38,668
  • WpVote
    Голосов 3,275
  • WpPart
    Частей 17
نام فیک: امگای من جئون جونگوک پسر ۱۷ ساله ای که در یک مدرسه نسبتا خوب درس میخونه و زندگی آنچنانی‌ای نداره . چی میشه اگه بفهمه جفتش یک آلفای خونه خالصه که از قضا بشدت دختر بازه ژانر: امگاورس،امپرگ،اسمات،مدرسه‌ای کاپل:Vkook
On the Edge на vkooxsoul
vkooxsoul
  • WpView
    Прочтений 12,892
  • WpVote
    Голосов 1,409
  • WpPart
    Частей 35
دو مرد. دو دنیای متفاوت. و قراردادی که همه‌چیز را تغییر میده. جونگ‌کوک برای نجات آیندش باید وارد خونه مربی کیم مرموزی بشه که سردتر از نگاهش، اما خطرناک‌تر از سکوتش هست. اما وقتی مرزها کم‌رنگ میشه، کدوم یک اول میشکنه؟ غرور یا دل؟ couple:kookv/vkook Genres: Drama / Romance / Angst / Thriller / Smut (18+)
+ еще 2
White Peacock  на Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Прочтений 29,207
  • WpVote
    Голосов 3,924
  • WpPart
    Частей 18
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه
The Color of bloody lilies  на ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Прочтений 42,322
  • WpVote
    Голосов 4,786
  • WpPart
    Частей 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
Wild [KookV] на Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Прочтений 419,544
  • WpVote
    Голосов 55,511
  • WpPart
    Частей 38
چشم‌هاش پر از اشک بود و نگاهش پر از خشم. نمی‌خواست مقابل این مرد سر خم کنه. نمی‌خواست قبول کنه از عرش به فرش رسیده. نمی‌خواست قبول کنه که تا پنج ساعت پیش همه مقابلش خم می‌شدند و برای بردن اسبش به اسطبل پیش‌قدم می‌شدند و حالا اینطور تحقیر‌آمیز باهاش رفتار می‌کردند. مقابل رهبرِ پک دشمن زانو زده بود و دست‌هاش بسته بودند. جئون جونگ‌کوک، آلفای خون‌خالص و قدرتمندی که تنها با یک‌ماه سابقه رهبریت نیمی از کشور رو زیر سلطه داشت خیره نگاهش میکرد. بلند شد و جلو‌ اومد. مقابلش روی یک زانو نشست و محکم چونه‌اش رو توی دستش گرفت. "چه پایان غم‌انگیزی...مگه نه کیم تهیونگ؟" با نفرت به چشم‌های مرد خیره شد و جونگ‌کوک از نگاه امگا به خنده افتاد. سرش رو جلوتر برد و با لحن آرومی گفت:"از این به بعد تو قراره به من خدمت کنی امگا، هم توی قصر، هم روی تخت!" لبهاش رو به گوش امگا چسبوند و زمزمه کرد:"فقط و فقط به من نطفه نحس." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, Mystry
+ еще 11
𝖹𝖾𝗉𝗁𝗒𝗋 ✔︎「KV」 на Niramwrites
Niramwrites
  • WpView
    Прочтений 159,579
  • WpVote
    Голосов 22,162
  • WpPart
    Частей 57
[زِفیر] [این عجیب‌ و محال‌ترین واقعه‌ای بود که می‌تونست رخ بده! چون جونگ‌کوک هیچ‌وقت فکرش رو هم نمی‌کرد که جفت مقدر شده‌‌ش رو زمانی ببینه که برای اتحادِ دو منطقه، پا به اون اتاق برای مذاکره می‌ذاره! اما الههٔ‌ ماه و همینطور سرنوشت همیشه چیزی فراتر از تصورات رو برای گرگینه‌ها رقم می‌زنن...] ••••••••••••••••••••••• «به قلمروی من خوش اومدید آلفا.» «من به خاطر هیچ چیز،به جز صلح و متحد شدنِ منطقهٔ شمالی و جنوبی اینجا نیستم.» جونگ‌کوک آروم سری برای تأیید تکون داد، تُنِ صدای آلفا کیم، بم و کمی خشن بود. هر دو دست هاشون رو جلو آوردند و برای نشون دادنِ اتحاد با همدیگه دست دادند. در حینِ دست دادن چشم هاشون به هم خیره بود. ناگهان جونگ‌کوک چیزی حس کرد! یک پیوند بینِ خودش و اون؟ 🌪 ≘ کاپل↜ کوکوی 🌪 ≘ ژانر↜ بی اِل ٫ امگاورس ٫ اسلوبِرن ٫ فلاف ٫ روزمره ٫ کمی انگست ٫ اسمات 🌪 ≘ محدودهٔ سنی↜ NC_17 🌪 ≘ نویسنده↜ 𝖭𝗂𝗋𝖺𝗆 🌪 ≘ تعدادِ قسمت ها↜ 53+After Story 1+ After Story 2 🌪 ≘ وضعیت↜ [تکمیل شده | Completed] ↳Bᴇɢᴀɴ Wʀɪᴛɪɴɢ: 31 Jᴜʟʏ 2022 - Sᴛᴀʀᴛ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 9 Dᴇᴄᴇᴍʙᴇʀ 2022 Fɪɴɪsʜᴇᴅ Wʀɪᴛɪɴɢ: 23 Aᴘʀɪʟ 2023 - Fɪɴɪsʜᴇᴅ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 7 Sᴇᴘᴛᴇᴍʙᴇʀ 2023
Mascarade Kookv (Completed) на LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Прочтений 15,449
  • WpVote
    Голосов 1,657
  • WpPart
    Частей 13
«اتمام‌یافته.» «جونگ‌کوک فکر می‌کرد پدرش در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری با یه پسرک امگا سرگرم‌شده و اون امگا به‌قصد گول‌زدن پدرش اغواش کرده؛ اما در واقع قضیه بلعکس سپری شد و اون امگا به‌جای پدرش، اون رو مدام تحریک می‌کرد. - هم اعصابم رو خیس می‌کنه، هم کاری می‌کنه بخوام روی زانوهاش بفرستمش؛ امیدوارم پدرم از دزدیدن قاب امگاش عصبی نشه نوتلا!» ✦ 𝗡𝗮𝗺𝗲: #Mascarade | نقاب‌زن ✧ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv ✦ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Dark Romance, Smut, Omegaverse ✧ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: LARA
Mouraki Kookv (Completed) на LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Прочтений 6,965
  • WpVote
    Голосов 1,124
  • WpPart
    Частей 12
«اتمام‌یافته.» همه فکر می‌کردن فقط یه طبیب امگاست، یه تنِ نرم واسه شب‌های سرد مورکای؛ ولی تهیونگ هیچ‌وقت اون‌قدر ساده نبود که توی آغوش یه آلفا، فقط بلرزه. اون لبخند خجالتی، اون چشم‌هایی که به آلفا زل می‌زد... زیادی همه‌چیز رو خوب به‌خاطر می‌سپرد. هر شبی که رئیس اسمش رو زمزمه می‌کرد، یه قدم به چیزی نزدیک‌تر می‌شد که هیچ‌کس نمی‌دونست دنبالش بوده.
Runaway bat ᴷᵒᵒᵏᵛ на isthatyou
isthatyou
  • WpView
    Прочтений 35,531
  • WpVote
    Голосов 4,952
  • WpPart
    Частей 32
-از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ -با خودت چی فکر می‌کنی، گنده بک؟ منو از مامان بابام جدا کردی، آوردی اینجا، بهم تجاوز کردی، کتکم زدی و بهم غذا ندادی. سخت تر از این برای یک خفاش کوچیک بی گناه وجود داره؟ +تهیونگ؟ تو از خونه تون فرار کردی، منو مجبور کردی تا به زور بهت اقامت بدم، توی یک روز غذاهای یک هفته ام رو خوردی و هزار بار قصد داشتی اغوام کنی. name: Runaway bat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap
Astral на Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Прочтений 6,514
  • WpVote
    Голосов 1,305
  • WpPart
    Частей 5
اگه از کیم تهیونگِ آلفا می‌پرسیدن توی زندگیت از چه چیز‌هایی متنفری اون یه لیست ردیف می‌کرد که توی سطرش سه اسم قرار داشت؛ شنا‌کردن؛ بستنی نعنایی و جئون میونگ. هرچند پسر بیچاره هیچ‌وقت تصورش رو نمی‌کرد که الهه‌ی ماه چه برنامه‌ی وحشتناکی براش در نظر گرفته و قراره چشم‌هاش رو در‌حالی باز کنه که، توی جسم نامزد، بزرگ‌ترین دشمنش تناسخ پیدا کرده! «نمی‌دونم چه مرگت شده که تا این حد دل و جرئت پیدا کردی؛ از امگاهای سرکش و تخس خوشم میاد ولی فقط توی تخت! یکبار برای همیشه این رو بفهم تهیونگ، تو نامزد و امگای منی، امگای جئون جونگ‌کوک؛ خودکشی یا فرار‌کردن باعث نمی‌شه از دستم نجات پیدا کنی؛ فهمیدی؟!»