Atualizamos nossas Diretrizes de Conteúdo.
Consulte as diretrizes mais recentes para continuar compartilhando histórias com segurança.
Saiba mais
parlllllll's Reading List
6 histórias
•𝐘𝐨𝐮𝐫𝐬 de souIprovider
souIprovider
  • WpView
    Leituras 202,633
  • WpVote
    Votos 24,146
  • WpPart
    Capítulos 39
تهیونگ هیچوقت حاضر به بستن دهن جونگکوک نبود از دردی که می‌کشید تغذیه می‌کرد و لذت می‌برد پس دلیلی برای بستن دهنش نمی‌دید دوست داشت ذره‌ ذره خورد شدن جسم نحیف زیرشو با چشمای خودش ببینه و با گوش های خودش بشنوه عیبی نداشت اگه جونگکوک ازش نافرمانی می‌کرد اتفاقا خوشحالم می‌شد از اینکه بعدش قرار بود از اون بچه‌ی سرتق انتقام بگیره انتقام؟ نه اسمش انتقام نبود شاید تنبیه تنبیه از روی دوست داشتن و برای دوست داشته شدن...
Red Rose| Vkook  de kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Leituras 16,845
  • WpVote
    Votos 1,841
  • WpPart
    Capítulos 25
☆ جونگکوک پسری بی حاشیه که زندگی نرمالی داشت و به همراه رفیق صمیمیش کافه ای دست و پا کرده بودن و اونجا مشغول به کار بودن اما یه شب وقتی از سر کار به خونه برمیگرده چیزی انتظارش رو میکشید که پسر حتی بهش فکر هم نکرده بود..یه گل رز قرمز روی کانتر خونش و اون لحظه بود که فهمید کسی داره تماشاش میکنه.. ~𝗡𝗮𝗺𝗲: #RedRose - چهارشنبه ها ~𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲:Taekook ~𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:Dark romance,drama,Thriller, Smut
COLORS | VKOOK-HOPEMIN de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 535,043
  • WpVote
    Votos 58,104
  • WpPart
    Capítulos 61
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
My Sin[مای سین] de Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Leituras 1,427,964
  • WpVote
    Votos 127,053
  • WpPart
    Capítulos 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 de Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Leituras 1,148,687
  • WpVote
    Votos 93,397
  • WpPart
    Capítulos 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو de vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Leituras 454,598
  • WpVote
    Votos 36,963
  • WpPart
    Capítulos 44
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82