Eliana2012ARMY🍑🍑🤝❤️💟💟
74 stories
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 �𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 by jikook9740
jikook9740
  • WpView
    Reads 340,360
  • WpVote
    Votes 17,583
  • WpPart
    Parts 60
"برشی از رمان📃🌱" جیمین:ددیییییی. تهیونگ:چی شده پسرم چرا داری باز نق میزنی؟ جیمین:خو ددی از وقتی هانول اومده فقط به اون توجه میکنید مگه من بیبی تون نیستم؟ ددی کوک با خنده از پشت بغلم کرد و آروم دم گوشم پچ زد:تو همیشه پسر کوچولوی ما میمونی...فرشته کوچولوی من.🍼🐥 ☆ ☆ ☆ "تروپ داستان🌱" جیمین کوچولوی قصه ما،یه لیتل کیوت شیرینه که بخاطر مشکلات زندگیش از خونه خودش فرار میکنه.و حالا...تو این مسیر به یه زوج مافیایی برخورد میکنه،ینی کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. اما...اون دوتا انسان های عادی نیستن...ینی جیمین کوچولو میتونه به اونا اعتماد کنه؟✨️ کاپل اصلی فیک:ویمینکوک🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،تهگی ژانر کلی:بی دی اسم ام،تریسام،عاشقانه،صافت،تخیلی،گرگینه ای. نویسنده:M.S "این اولین فیک منه و پر از اشکاله،سر فرصت حتما این فیک ادیت میشه🫠✨️" "امیدوارم از خوندن فیک من،لذت کافی رو ببرید🎀" #BDSM #Daddy #Little #Vminkook
<<Holy love>> by Cinere_vk
Cinere_vk
  • WpView
    Reads 54,270
  • WpVote
    Votes 8,118
  • WpPart
    Parts 52
<<عشق مقدس>> _بآید یکبآر به خآطرِ همه چیز گریه کرد.. آنقدر گریه کرد تآ اشک هآ خشک بشن.. بآید این تن اندوهگین رو چلآند.. بعد دفتر زندگی رو ورق زد.. به چیز دیگه ای فکر کرد... بآید پآهارو حرکت دآد... و همه چیز رو از نو شروع کرد...متوجه شدی!؟.. ژانر: رومنس..درام...روزمره..اسمات...جنایی و.. کاپل:کوکوی...یونمین
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 378,467
  • WpVote
    Votes 35,733
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Reads 302,745
  • WpVote
    Votes 22,717
  • WpPart
    Parts 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
MAITEA by nana_vil_
nana_vil_
  • WpView
    Reads 164,462
  • WpVote
    Votes 10,206
  • WpPart
    Parts 16
خلاصه: جونگکوک پسر 17 ساله‌ایه که از 13 سالگی پیش تهیونگ زندگی میکنه و پیش پدر مادرش نیست جریان چیه؟؟ Couple: Vkook Ganer: Romance-Smut-Real life- Writer:NANA Update: Friday
monster alpha by rok_sana20
rok_sana20
  • WpView
    Reads 351,020
  • WpVote
    Votes 21,254
  • WpPart
    Parts 29
(پایان یافته) اسم فیم: آلفای هیولا کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین ژانر:مافیا، امگاورس،‌عاشقانه،اسمات جونگکوک دانشجویه شیطونی که همراه با جیمین دوست پایش کل دانشگاه و مدرسه رو به مسخره بازی گرفته بودم.اما الهه ماه دوتا آلفای خطرناک رو براشون انتخواب میکنه.
Love in nyc by camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Reads 169,293
  • WpVote
    Votes 18,924
  • WpPart
    Parts 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
Who are you? by zahrakookv
zahrakookv
  • WpView
    Reads 634,484
  • WpVote
    Votes 65,707
  • WpPart
    Parts 60
☆ "جونگکوک: این سرگرمی جدید جذابه.. ازش خوشم میاد یونگی:بنظرم اصلا به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکن اینی که من میبینم کم کم هممون و تبدیل به سرگرمی میکنه...! " [تهیونگ برای گرفتن انتقام برادر دوقلوش از موقعیت خوبه درس خوندن توی امریکا میگذره و وارد مدرسه سه جونگ میشه...!] *یه قسمت کوتاه ورس داره! Couple:kookv Other Couples: chanbaek Gnre:action-romance-dram-fluf -school 🥇#jungkook 🥇#kook 🥇#kookv 🥇انتقام
My Precious Trust || vkook|| Sezon1 by sarah1994m
sarah1994m
  • WpView
    Reads 133,381
  • WpVote
    Votes 10,981
  • WpPart
    Parts 82
ژانر:(رومنس_معمایی_اسمات🔞) #هپی_اند🫰 ✦ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook, secret, (a little verse) ✧ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:Dark romance, smut🔞 ✦ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: sarah🦋 جونگکوک پسری از یه خانواده متمول و سختگیر که رویای رفتن به آمریکا رو داره... دست تقدیر اونو با مردی آشنا میکنه که زندگیشو به کلی دچار تغییرات غیرقابل بازگشت میکنه.... " هیچکس جز خودم حق نداره حتی وقتی قبل از مرگت دست و پا میزنی لمست کنه جونگکوک یا اون خون کثیفی که ازت میریزه رو ببینه..." " باشه ولی حق با تو بود تهیونگ آدم حاضره بخاطر بچه اش هرکاری بکنه" +"نگران هرچیزی باش جونگکوک جز من..." +"پدر تو شاید دورترین دشمن من بشه... ولی دشمن های اصلی من همیشه از رگ گردنم به من نزدیک تر بودن... کسایی که خواستن منو زمین بزنن همیشه در نزدیک ترین فاصله ی ممکن به من قرار داشتن یا هم خون ام بودن... یا هم خونه ام.... چنل تلگرام : @taehkook_fiction