کوکویkookv
129 stories
IM NOT YOUR SLAVE(KV)✔ by ZJLovely
ZJLovely
  • WpView
    Reads 201,972
  • WpVote
    Votes 19,641
  • WpPart
    Parts 53
⛓Name : I'M NOT YOU'RE SLAVE ⛓Main Couple : Kookv ⛓Sub Couple : Secret ⛓Genres: BDSM , Smut , Angst , Psychology ⛓Start : 25/02/2021 ⛓End : 14/05/2023 لطفا پارت سخنی با عزیزان رو کامل بخونید چون هشدار ها رو توش دادم😶 و لطفا جدی بگیریدشون😐 یه ژانر متفاوت از Z.J😉 ورژن ویکوک رو میتونید توی همین اکانت پیدا کنید😊💖 رنکینگ ها : ⛓1# ای ⛓2#ارباب ⛓2#برده ⛓2# فیکشن ⛓3# خشن ⛓#3 jeonjungkook ⛓#5 جونگکوک ⛓#6 kimtaehyung ⛓7# جونگ کوک
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 601,672
  • WpVote
    Votes 61,742
  • WpPart
    Parts 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
ᴍʏᴇᴏɴɢ-ʏᴇ | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ArshiyaOpa_KOOKV
ArshiyaOpa_KOOKV
  • WpView
    Reads 346
  • WpVote
    Votes 58
  • WpPart
    Parts 1
{ شِــرافَــتـ / آبــرـو } 명예 در دلِ دوران سـختـ و بـستـۂ ݼـوسانـ، جـایـے ڪـہ شِـرافَـتـ از عِـشقـ مهـم‌تـر اسـتـ، در لحـظـہ‍‌اے کـوتـاہ، نـگـاهـے ڪـہ نَــبایَــد رد و بـدل مـےشـود... نـگـاهـے ڪـہ سرنـوشـتـ را مـےنـویـسـد! ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴋᴏᴏᴋᴠ _ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ _ ɴᴀᴍᴊɪɴ ɢᴇɴʀᴇ : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ _ ᴀɴɢꜱᴛ _ ᴛʀᴀɢᴇᴅʏ _ ꜰᴏʀʙɪᴅᴅᴇɴ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ_ ᴘᴏʟɪᴛɪᴄᴀʟ _ ꜰᴀᴍɪʟʏ ᴄᴏɴꜰʟɪᴄᴛ _ ᴍ'ᴘᴇʀɢ ᴀᴜᴛʜᴏʀ : ᴏᴘᴀ ᴜᴘ : ᴏɴᴄᴇ ᴀ ᴡᴇᴇᴋ { 1404,8,7 } 🔞{به گروه سنی دقت کنید و لذت ببرید}🔞
fake love ❗عشق دروغین by khakestar
khakestar
  • WpView
    Reads 7,284
  • WpVote
    Votes 504
  • WpPart
    Parts 14
✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
"CLAIMED" [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 14,279
  • WpVote
    Votes 2,324
  • WpPart
    Parts 56
اونجا بودی... وقتی که نیاز داشتم کسی پیشم نباشه تو بودی... درست روبهروی من... با نگاه پرنفوذت بهم خیره شده بودی... با اون موهای پلاتینیومی سفید، سخت دور از دسترس و سرد بنظر میومدی... چطوره نگم از لباس کشباف قرمز رنگ بستکبالت که تو رو جذاب تر نشون میداد و من... من... من جلوی همه اینها توان مقاومت نداشتم... نمیتونستم... حتی اگه میخواستم نمیتونستم در برابرت بایستم... من ضعیف تر از چیزی بودم که عطرت مقاومتم رو نشکنه این منصفانه نبود... درست وقتی اومدی که داغ بودم... هیت شده بودم و نیاز داشتم... همه تنم از حرارت میسوخت... تمام وجودم از عطش گُر گرفته بود... و این اصلا نشونه خوبی برای یه گرگ امگا نبود... و تو اونجا بودی... درست روبهروی من، ایستاده پر از غرور و راز من درست روبروی تو، افتاده از نیاز و عطش... همون اندازه ای که من از نیاز پر میشدم چشمای تو هم لبریز از شهوت میشد... اما تو نمیخواستی شروع کنی... میخواستی که من اونی باشم که برای خواستن التماس میکنه... با حرفات، با نگاهت، بیشتر از قبل طاقتمو طاق میکردی... میخواستی مقاومتمو بشکنی... واسه همین گفتی؟؟ "منو میخوای امگا؟" کاش هیچوقت اونجا نبودی... کاش هیچوقت این بازی رو شروع نکرده بودی کاش هیچوقت وارد زندگیت نمیشدم... کاش هیچوقت منو مطیع نمیکردی... نه اون روز... نه اون ساعت... نه
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 134,668
  • WpVote
    Votes 12,402
  • WpPart
    Parts 33
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... این فیک کاملا تابو شکن هست. قراره جذابیت تاکسیک های داستان های دیگه رو دور بندازید و واقعیت پشت این چهره هارو ببینید. و معنای واقعی عشق رو متوجه بشید. پس لطفا قضاوتش نکنید NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
KOOKV [دریفت] Drift by this_isfaezeh
this_isfaezeh
  • WpView
    Reads 494
  • WpVote
    Votes 69
  • WpPart
    Parts 9
"تهیونگ همیشه فکر می‌کرد آدم‌های خطرناک باید از دور معلوم باشند. باید صدای بلندی داشته باشند، دست‌های خونی، نگاه وحشی، یا دست‌کم چیزی در صورتشان باشد که بی‌هوا به آدم هشدار بدهد:نزدیک نشو!!!! اما آن پسر هیچ‌کدام این‌ها را نداشت. فقط جلوی در ایستاده بود؛ آرام، خسته، بیش از حد جدی. از آن آدم‌هایی که انگار مدت‌ها پیش اعتمادشان را به هر چیز قشنگی از دست داده‌اند و حالا حتی به نور هم با تردید نگاه می‌کنند. تهیونگ بی‌هیچ دلیل روشنی حس کرد نباید بیشتر از چند ثانیه در چشم‌هایش بماند. اما ماند. و گاهی همین مکث‌های کوتاه، همین اشتباه‌های کوچک و بی‌صدا، زندگی آدم را از جایی می‌شکافند که هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد. آیا تهیونگ می‌تواند اشتباهات تازه اش را با جونگوک تجربه کند؟ " /Couple: Kookv Genre: Crime Drama,Mystery, Romance, NC+18 /Written by: F.aezeh /Updates: Irregular
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  by azin613
azin613
  • WpView
    Reads 33,661
  • WpVote
    Votes 5,633
  • WpPart
    Parts 44
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
In the lost lands | KookV by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 405
  • WpVote
    Votes 60
  • WpPart
    Parts 6
پایان یافته. « کیم تهیونگ، ساحره‌ای که اعدام نمیشه » این شعار همه بود. در سال‌هایی که دنیا نابود شده و هیچ‌کس چاره‌ای جز بردگی نداشت، ساحره‌ای وجود داشت که آرزوی مردم رو برآورده می‌کرد. حالا، حکومت به دنبال این ساحره بود تا کشتنش، جنبش برده‌ها رو بخوابونه. آیا دولت موفق میشه؟ اقتباسی از فیلم « in the lost lands »
Promised again ( Taekook / KookV - vers ) by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 8,700
  • WpVote
    Votes 793
  • WpPart
    Parts 22
(کامل شده) فرمانروا و ژنرالی که سال‌ها قبل شروع عجیب اما عاشقانه‌ای داشتن، حالا توی زندگی بعدیشون در کالبد یک خون‌آشام، و یک شکارچی خون‌آشام قراره به کجا برسن؟