i dont know why i read them
46 stories
SHADOW Of ENIGMA | Vkook by venorajkjhope
venorajkjhope
  • WpView
    Reads 11,259
  • WpVote
    Votes 1,155
  • WpPart
    Parts 15
دنیایی پر از رازهای عجیب... یکی در حسرت داشتن زندگی‌ای آرام و گفتن ناگفته‌های دلش، دیگری در جست‌وجوی نیمه‌ی گمشده‌ی وجودش. دنیایی سرشار از عشق، خلأ، دروغ... و واقعیت‌هایی که دردناک‌تر از کابوس‌اند. پسرکی معصوم، با هزاران آرزوی شیرین؛ آرزوهایی به روشنی روزهای آفتابی و دنیایی به رنگ تمام رنگ‌ها. در مقابلش، مردی تاریک، بی‌احساس، سرد و خشن؛ مردی که هیچ رحمی نمی‌شناسد. این، داستان امگا جونگ‌کوک است؛دانشجوی ساکت رشته‌ی پزشکی که در پی یک حادثه قدرت تکلمش را از دست داده. و در سوی دیگر، کیم تهیونگ؛ پدرخوانده‌ی بی‌رحم مافیا، انیگمایی که نامش لرزه بر جان‌ها می‌اندازد. او تنها به یک چیز باور دارد: «من خودم الگوی خودمم؛ بخشش توی لغت‌نامه‌ی من نیست!» کاپل:ویکوک «کاپل های دیگه هم توی فیک داریم» ژانر:عاشقانه/انگست/امگاورس/معمایی/ راز آلود/کمی کمدی/مافیایی/جنایی/اسمات نویسنده: یاسمین(وَنورا) تایم آپ: نامشخص هروقت که شرایط برسه تعداد فصل: نامشخص
fox by sara199911
sara199911
  • WpView
    Reads 388,755
  • WpVote
    Votes 34,523
  • WpPart
    Parts 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، bdsm ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
Dark sky/Vkook by sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    Reads 719,827
  • WpVote
    Votes 70,110
  • WpPart
    Parts 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
RED HOUR | VKOOK ✔️ by DewXan
DewXan
  • WpView
    Reads 70,680
  • WpVote
    Votes 5,401
  • WpPart
    Parts 39
"تو مال منی، جونگ‌کوک. فقط مال من. هیچ‌کس نمی‌تونه بین ما فاصله بندازه. حتی خودت، عزیز دلم ." «با شیطان معامله می‌کنم تا روح جونگ‌کوک رو برای همیشه به روح خودم بند کنم، طوری که دیگه هیچ‌وقت نتونه ازم دور بشه.» -- جئون جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره به گذشته سفر کنه تا جلوی شکل‌گیری سازمان مافیایی‌ای رو بگیره که خانواده‌ش رو ازش گرفته. تنها راه نجات خانوادش، پیدا کردن رهبر این سازمان و کشتنش قبل از شکل‌گیری مافیاست. اما چیزی که نمی‌دونه اینه که خودش قراره اسیر علاقه ی بیمار گونه و مرگباری بشه. علاقه ای که از همون مردی شروع میشه که برای کشتنش به گذشته رفته‼️ #Dark 🥇 #Dark romance 🥇
=•°Taegi fanart°•= by minkimi06
minkimi06
  • WpView
    Reads 74,182
  • WpVote
    Votes 4,200
  • WpPart
    Parts 40
♥️🐯🐱♥️ Taegi/yoontae Fanarts Híbrido Inicio [4 de abril de 2020 Final [//]
Mafia in bloody night|مافیا در شب خونین(تهگی) by covaeny
covaeny
  • WpView
    Reads 7,714
  • WpVote
    Votes 758
  • WpPart
    Parts 15
⭕️این فیک کامل شده⭕️ کاپل اصلی:تهگی کاپل های فرعی:جونگهوپ(جونگکوک و جی هوپ)و(جنی ‌ و نامجون)و(سوجین و سویون):ببخشید اسم شیپ دوتای آخری رو نتونستم پیدا کنم تاپ:تهیونگ|باتم:شوگا ژانر:معمایی روز های اپلود:هر روز و اگه یه روز نشد روز بعدش بیشتر آپلود می کنم این فیک کوتاهه سریع میتونید تمومش کنید خب اینم از اولین فیکی که مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد فقط اینکه بگم جریان شب خونین اصلا واقعی نیست و اینکه حتما نظراتتون رو بنویسید اینم بگم که شب خونین چیه؟ شب خونین معلوم نیست هر چند سال یه بار اتفاق میوفته و تو این شب ماه یا ستاره یا هیچی معلوم نیست،فقط ابر های قرمز هستن که نور قرمز میدن و کل شهر بوی خون میگیره این شب هر لحظه ممکنه بیاد و اگه تو خونت نباشی امکان گم شدنت هست هر وقت که اتفاق میوفته حدود۶۰ نفر گم میشن و دیگه هیچ وقت پیدا نمیشن............
‪𝗔𝗹𝗽𝗵𝗮 𝗼𝗿 𝗼𝗺𝗲𝗴𝗮؟ by BooMi_13
BooMi_13
  • WpView
    Reads 106,192
  • WpVote
    Votes 17,880
  • WpPart
    Parts 48
اخطار: ما هیچ مسئولیتی در قبال اکلیل هایی که قراره ازتون بپاچه قبول نمیکنیم :)))🌈 "سیزده سال اول زندگیم به این فکر میکردم که قرار یه آلفا باشم؛ ولی خب این دنیا همیشه خواسته های منو به تخمش گرفته‌. و از اونجایی که کارما در برابر من تبدیل میشه به مادر فولاد زره، در یه تصمیم ناگهانی منو تبدیل کرد به چیزی که خودمم نمیدونم چیه! محض رضای خدا! من یه امگام که فورومون آلفا رو داره! و موضوع جایی پیچیده تر شد که اون امگا، یعنی پارک جیمین رو دیدم. اوه! راستی خودمو معرفی نکردم؛ من کیم تهیونگم، ۲۵ سالمه و نمیدونم آلفام یا امگا..." [Complete] Name: Alpha or Omega? Genre:Smut،Mpreg، Romance، Comedy، omegaverse، fluff Couple: Vmin Written by: BoOMi #1:omegaverse #1:teahyung #2:jimin #5:mpreg
My Beautiful Brother by Solior
Solior
  • WpView
    Reads 7,630
  • WpVote
    Votes 737
  • WpPart
    Parts 2
وانشات تهیونگ و وی برادرن و میخوان نامزدیشون رو اعلام کنن چی میشه توی مراسم لی از تهیونگ بخواد با دخترش ازدواج کنه و وی فاکینگ بعد از خالی کردن عصبانیتش روی لی ناراحت بشه ولی خب میدونید ناراحتیه وی خط قرمز تهیونگه؟ پس ناراحتیشو ب طرز هاتی از بین میبره کاپل : تهوی ژانر : اسمات _ محارم _ عاشقانه _ کینک
My Little Boy by Solior
Solior
  • WpView
    Reads 11,586
  • WpVote
    Votes 1,131
  • WpPart
    Parts 2
جونگکوک پسر پونزده ساله ای که قراره با شریک پدرش باشه کاپل : ویکوک ژانر : اسمات - لیتل دو شاتی به مناسبت 200 تایی شدنمون
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 151,299
  • WpVote
    Votes 16,896
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"