zh592650
- Reads 1,917
- Votes 579
- Parts 21
«عشق زیر سایه نفرت»
"زندگی تهیونگ کاملاً عادی بود... تا آن شب. شبی که نمیدانست برایش خوب بوده یا نقطهی شروع بدبختیهایش. اما یک چیز را میدانست-همهچیز را مدیون همان شب است... شبی که هر چیز را که میشناخت، تغیی ر داد.
نفرتی که آرامآرام در وجودش ریشه دواند، تا جایی که دیگر نمیدانست از چه فرار میکند-از گذشتهای که حالا به وضوح در برابرش ایستاده بود، یا احساسی که هر روز در دلش آتشی تازه میافروخت.
«من چطور ممکنه که اینجوری بشم؟»
تهیونگ با سرخوردگی گفت. «چرا این حس و کارا به بخشی از من تبدیل شد که هیچوقت نمیخواستم؟»"
کاپل : کوکوی و.....
ژانر: عاشقانه _ معمایی_ اکشن _ ماجراجویی - اسمات