Aria7A28's Reading List
15 stories
「Master Tiger」VK by Venooella
Venooella
  • WpView
    Reads 42,362
  • WpVote
    Votes 5,171
  • WpPart
    Parts 27
چه اتفاقی ممکنه بیفته اگه جئون جونگ‌کوک، دانشجوی سال‌اولِ چموشی که فقط اسمش برای به‌هم‌ریختن اعصاب اساتیدِ یونسی کافیه، مجبور بشه در عوض چشم‌پوشی استاد ادبیات کره‌ای و انگلیسی، کیم تهیونگ از تقلبش در امتحان؛ براش ساک بزنه؟ ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: VKook, yoonmin ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Comedy, School life, Smut, kink ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: venooella
Bed Partner Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 101,146
  • WpVote
    Votes 11,725
  • WpPart
    Parts 13
موضوعی که مثل روز روشن بود، کراش‌داشتن کیم تهیونگ -پروفسور متشخص و معروف دانشگاه- روی جئون جونگ‌کوک دانشجوی سربه‌زیر و درس‌خون ترم دومی بود؛ این حس تا جایی پیش رفته بود که تهیونگ هر کاری انجام می‌داد تا اون پسر رو به تختش بکشونه! هر کاری! ژانر: کمدی، کالج‌لایف، اسمات، رومنس کاپل: کوکوی آپ: جمعه‌ها
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 88,969
  • WpVote
    Votes 8,940
  • WpPart
    Parts 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
Always [Drarry] by Sirius_1121
Sirius_1121
  • WpView
    Reads 45,870
  • WpVote
    Votes 6,196
  • WpPart
    Parts 38
هری یه نقاشی پاره پاره شده بود، و دریکو کسی که این شاهکار رو میپرستید.
Wanted Housemates [L.S](Persian Translation) by PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Reads 121,688
  • WpVote
    Votes 21,633
  • WpPart
    Parts 28
[Completed] لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه... که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه! و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود... Written by: @Crypticfangirl Translated by: @Vampire_sh17
taming mr.tomlinson [larry stylinson] ✔️ by makemadej
makemadej
  • WpView
    Reads 2,113,506
  • WpVote
    Votes 93,671
  • WpPart
    Parts 51
harry and louis are teachers inside of a high school, and sometimes they act more like teens than their own students do. their constant pranks on one another and non stop bickering might just bring them into a place they never expected to be in. ♡ BOTTOM ! HARRY ♡ WARNING: PROBLEMATIC CHARACTERS DO NOT READ IF YOU WANT HAPPINESS THE ENTIRE TIME
Anxiolytic [L.S] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 172,539
  • WpVote
    Votes 33,426
  • WpPart
    Parts 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
LOTUS •GL• by Arnold1881
Arnold1881
  • WpView
    Reads 1,605
  • WpVote
    Votes 333
  • WpPart
    Parts 16
رقصیدن دو دختر با یکدیگر اتفاقی عجیب بود که باعث میشد اطرافیانشان گاه به گاه به آنها نگاه کنند. اما آن دو دختر در جایی دیگر سیر می‌کردند و حال و هوایی دیگر داشتند. انگار که پاییز شکوفه میداد و بهار آغاز میشد. همانقدر غییر ممکن. چشمن‌ها جوانه می‌زدند و قدم‌هایشان غنچه میشد. و این همان لحظه بود که انوار ماه بر چهره‌ی آن دو آواز می‌خواندند. پاییز، بوی بهار را می‌شنوی؟
Liberte noire - 20th  by pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Reads 115,060
  • WpVote
    Votes 21,353
  • WpPart
    Parts 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED by mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Reads 397,304
  • WpVote
    Votes 44,441
  • WpPart
    Parts 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه