بخونید پشیمون نمیشید🤫
7 قصص
Us for Us بقلم KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    مقروء 9,515
  • WpVote
    صوت 2,101
  • WpPart
    فصول 16
ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍 Genre: Omegaverse, Drama, Romance, Smut Couple: KookV Written by: Kuro
+7 أكثر
Cancer بقلم REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    مقروء 38,625
  • WpVote
    صوت 9,202
  • WpPart
    فصول 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]
Messiah River بقلم REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    مقروء 63,854
  • WpVote
    صوت 15,502
  • WpPart
    فصول 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
Sweet Disasters بقلم KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    مقروء 45,969
  • WpVote
    صوت 13,451
  • WpPart
    فصول 100
- اگر... اگر الان با همدیگه بخوابیم بد می‌شه؟ - می‌تونیم امتحانش کنیم. ‌ ‌ ‌*** از شبی که همسایه‌ی مو بنفشم با یک پتوی صورتی روی دست‌های بزرگش پا به اون آپارتمان لعنت‌شده گذاشت، صدای سرسام‌آور باس و موسیقی‌های کرکننده جای خودش رو به گریه‌های از ته دل نوزادی داد که جز به هم زدن روتین زندگی چهار مرد بالغ کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداشت. زندگی شاهکارم قرار بود فاجعه بشه؛ و من باید همراه جریانی می‌شدم که می‌خواست از یک مانهواکای تنها و بی‌پول، عاشق‌ترین پدر دنیا رو بسازه. احتمالاً... جالب می‌شد. ‌ ‌👶🏻🐥👶🏻🐥👶🏻🐥👶🏻 Genre: Slice Of Life, Social, Romance, Smut Couples: YoonKook, VMin, Boy X Boy Written By: Kuro Cover By: KiVi
+4 أكثر
Spinning Playback Head بقلم KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    مقروء 66,654
  • WpVote
    صوت 11,187
  • WpPart
    فصول 32
رابطه‌ها سرد می‌شن، قلب‌ها می‌میرن و حال، تبدیل به گذشته‌ای می‌شه که فکر کردن بهش چیزی جز درد به همراه نخواهد داشت. این داستان شرح حال پیروزی‌هاییه که برای رسیدن به اون‌ها بهای گزافی پرداختیم. شرح حال بازنده‌هایی بی‌قرار در حال، دلتنگ گذشته و محروم از آینده‌ای که خیلی خوب می‌دونستن هرگز شبیه رؤیاهایی که هر شب زیر گوش همدیگه می‌بافتن، نخواهد شد. ‌ ‌ *** - عاشقشی؟ - باهاش ازدواج کردم. - عاشقشی؟ - مگه مهمه؟ ‌ ‌🖤🎞🖤🎞🖤🎞🖤 Couple: KookV (Verse) Genre: Angst, Drama, Romance, Psychological, Adult, Smut (BDSM) Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
My you  بقلم Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    مقروء 496,350
  • WpVote
    صوت 63,103
  • WpPart
    فصول 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ بقلم AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    مقروء 396,682
  • WpVote
    صوت 48,299
  • WpPart
    فصول 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403