In My Dreams
199 povești
eternal war   جنگ ابدی  de Farapo21
Farapo21
  • WpView
    LECTURI 41,602
  • WpVote
    Voturi 6,871
  • WpPart
    Capitole 48
[کامل شده] ziam 🔞 حالا اون اینجا بود ... در حالی که از دست رفتن باکرگی پسر ۱۶ ساله رو به روش رو تماشا میکرد ... بدون اینکه حرکتی کنه ‌‌‌... بدون اینکه نجاتش بده. **اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند**
Fucking School[complete] de yeganekrm
yeganekrm
  • WpView
    LECTURI 145,139
  • WpVote
    Voturi 15,356
  • WpPart
    Capitole 32
+لی من...من متاسفم _متاسفی؟؟؟زین تو میفهمی چی داری میگی...تو و اون دوتا دوست گیت زندگی منو نابود کردین...از اینجا گمشو +باشه قبوله ولی صبر کن فقط یه سوال میپرسم و اگه جوابش منفی باشه واسه همیشه میرم...تو...منو هنوز دوس داری؟؟؟ _نه +نه؟ _نه زین سرشو انداخت پایین... +باشه ولی بدون من تا اخر دنیا دوست دارم
+ încă 10
Courts of shines and stars (ZOUIS) de anoona2001
anoona2001
  • WpView
    LECTURI 5,263
  • WpVote
    Voturi 1,243
  • WpPart
    Capitole 41
زین یه انسان عادیه که برای اینکه شکم خواهراش و پدرش رو سیر کنه مجبوره شکار بره ولی یه روز که به شکار میره چیزیو پیدا میکنه که مسیر زندگیش رو کاملا عوض میکنه... برگرفته از رمان : a court of thrones and roses 🥀 #1 in #imagine #151 in #onedirection
Only Love Can Heal [L.S] de Raya28a
Raya28a
  • WpView
    LECTURI 3,849
  • WpVote
    Voturi 789
  • WpPart
    Capitole 28
"چشم های غمگینت، گونه های خیست، دست های زخمیت، زانو های خسته‌ات غم های بی پایان و رنج های عمیقت رو می‌بوسم، اونقدری می‌بوسم تا زمانی که درمانی برای درد هات باشم."
Freedom of Sin de atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURI 72,724
  • WpVote
    Voturi 11,512
  • WpPart
    Capitole 51
«آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction
love will tear us apart L.S de Larrycupcaks28
Larrycupcaks28
  • WpView
    LECTURI 7,627
  • WpVote
    Voturi 836
  • WpPart
    Capitole 29
"نباید مزه ی خوبش رو میچشید، وقتی میدونست هرگز نمیتونه اونو داشته باشه..." قرار بود فقط یک شب باشه. اما وقتی تمام دنیا به قرنطیه میره، لویی تاملینسون، خواننده ی معروف و محبوب، خودش رو حبس شده در قلعه ویندزور میبینه. در کنار شاهزاده هریِ لعنتی..... Not my story. Credit to: ilove1dbro
Tomlinson's Mysterious Mansion [L.S] de Raya28a
Raya28a
  • WpView
    LECTURI 2,157
  • WpVote
    Voturi 490
  • WpPart
    Capitole 16
لویی تاملینسون، صاحب یه عمارت بزرگ در اطراف لندنه که رازهای زیادی رو در دیوار‌هاش پنهان کرده. لویی بعد از چندین سال تصمیم به عوض کردن دکوراسیون عمارتش داره تا مدرنیزه‌ش کنه. و چه کسی بهتر از هری استایلز که معروفیت زیادی داره و توی این کار به شدت حرفه‌ایه؟
Relief next to me L.S de Larrycupcaks28
Larrycupcaks28
  • WpView
    LECTURI 1,148
  • WpVote
    Voturi 177
  • WpPart
    Capitole 11
چی میشه وقتی یک نانوا و یک طراح گرافیک از طریق یه آگهی توی سایت "Craigslist" همدیگه رو ملاقات میکنن؟؟؟؟ سرنوشت، دوستی، غذا، و شاید بیشتر..... 《Craigslist: یک سایت تبلیغاتی درمورد خرید و فروش و استخدام و انواع خدمات است.》 این داستان من نیست. من فقط به فارسی ترجمه ش کردم. credit to: Dolce_piccante On AO3
THE CAIN [L.S] de niloofar_slmi
niloofar_slmi
  • WpView
    LECTURI 208
  • WpVote
    Voturi 28
  • WpPart
    Capitole 7
منو ببخش امیلیا،متاسفم که نتونستم عاشقت باشم. [ داستان یک وکیل متاهل و یک قاتل🩸] " فیکشن لری" در حال آپ... by niloofar🪄