Best in my opinion vk/kv
20 stories
STIGMA[اِستیگما] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 108,688
  • WpVote
    Votes 13,644
  • WpPart
    Parts 34
Taekook شایعه ای به گوشتون خورده؟ که میگه جونگکوک تو سن ۱۷ سالگی خودکشی کرده؟ و تهیونگ یک نسخه ازش ساخته. ... این شایعه واقعا وجود داره...بین ارمی ها و طرفدار ها. شاید واقعیه هوم؟ تا حالا بهش فکر کردین؟ که جونگکوکِ ما فقط یه نسخه ی کپی شده باشه. ... اما اگه حقیقت چیز دیگه ای باشه؟ اگه جونگکوک واقعی برگرده ؟ ... سرنوشت BTS عجیب تر از چیزیه که فکرش رو بکنی. اینجا واقعیت رو میخونی. واقعیتی که گاهی باعث خوشحالی و گاهی باعث ناراحتی میشه. ... _اخرش چیشد؟ -اخر؟...اخری وجود نداره. -یعنی چی؟ -بی تی اس پایان نداره. این دفتر...هیچ پایانی نداره. <><><><><><><><><><><><><><><><><><> ژانر: رومنس_ هیجانی_ درام_ انگست_ اسمات کاپل: تهکوک[ویکوک] نویسنده: bita چنل: @kookv_life ><><><><><><><><><><><><><><><><><>< -این فیک تخیلی یا کلیشه ای نیست نیست...پر از ماجراهای مختلفه که خب به حقیقت مرتبطه. -لطفا صبور باشید و زود از خوندن فیک جا نزنید...چون از دستتون رفته. -این ایده واقعا خاصه و خودم دوسش دارم. -امیدوارم شماهم دوسش داشته باشین. -قبل از رسیدن به اتفاقات مهم داستان صبوری کنید. ممنون از همراهیتون. لاویو 🐰🐯
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 848,282
  • WpVote
    Votes 112,418
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
(GANGSTER) COMPLETED   by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 704,991
  • WpVote
    Votes 62,319
  • WpPart
    Parts 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 658,067
  • WpVote
    Votes 53,039
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
Unknown Heir (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 424,379
  • WpVote
    Votes 42,862
  • WpPart
    Parts 35
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🐝
OBSESSED "VKOOK" (completed)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 257,601
  • WpVote
    Votes 17,754
  • WpPart
    Parts 73
جونگوکِ دانشجو نمیدونست زندگی ساده و بی دردسرش به وسیله‌ی رئیس مافیای نیویورک به تاریک‌ترین سمت و سوی ممکن کشیده میشه. از همون شبی که بهترین دوستش جلوی چشماش به قتل میرسه. ژانر: عاشقانه، درام، مافیایی، اسمات کاپل: ویکوک تلگرام نویسنده: jk_kookvv
THE SECRET HUSBAND  by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 1,280,287
  • WpVote
    Votes 112,352
  • WpPart
    Parts 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 791,534
  • WpVote
    Votes 95,054
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
King Of Emotions (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 1,253,191
  • WpVote
    Votes 130,063
  • WpPart
    Parts 65
کاپل اصلی: ویکوک. کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین. خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟! بخشی از فیک👇🏼 _ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار می‌کنید؟ _ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم. ' البته من خوده پادشاهم!' جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت: _ چرا هیچ بویی نمیدی؟ ته لبخند کوچیکی زد و مسخره‌ترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد: _ خب راستش... من بتام! *** ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳 Start:02/05/01 End:03/01/15 Rankings: 🥇Bts 🥇Omegaverse 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥇Persian 🥇Mpreg فیک🥇 🥇NamMin 🥇Sope 🥇Jungkook 🥇Hoseok ویکوک🥇 بنگتن 🥈 🥈Fiction 🥈Namjoon 🥈Jimin 🥉Vkook 🥉FanFiction 🥉Royal وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🐝
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 958,840
  • WpVote
    Votes 106,386
  • WpPart
    Parts 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin