خوندم
49 stories
The clockwork doll | vkook by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 238
  • WpVote
    Votes 39
  • WpPart
    Parts 1
جونگکوک فقط یه بارمن ساده بود.. قانون این کلاب اجازه نمیداد که کیم تهیونگ اون رو برای گرم گردن تختش درخواست بکنه. بارمن ها برای سرویس دادن فروخته نمیشدن، این قانون این بار بود. هرزه ها برای سک.س.. بارمن ها هم برای سرو مشروب هر کسی تو جایگاه خودش کار میکرد. اما این برای کیم تهیونگ معنی نداشت. اون جونگکوک رو میخواست. به هر روشی که شده بدستش می اورد. بخشی از فیک: _ پس از این به بعد عروسک کوکی منی. کوک شوکه نگاه ترسیده اش رو به لب های خوش فرم مرد داد. چی؟ از این به بعد؟ اون فقط یه بار من بود نه یک هرزه ... الان هم حتی به اجبار رئیسش اینجا بود. چون بهش قول داده بود که بدهیش رو میبخشه و اون در قبال این لطف باید شبش رو در اختیار کیم تهیونگی که مبلغ گزافی پاش پرداخته بود، میبود. ناراضی نگاهش رو پایین انداخت. حق اعتراض نداشت. _بلند شو روی پاهام بشین. 🛑⛔ این فیک دارای صحنه های باز و اسمات هست. لطفا باتوجه به روحیاتتون اون رو بخونید که بعدش هیت ندید. این کار فقط یه وانشات هست و ربطی به شخصیت های فیک که ازشون نام برده شده، در دنیای واقعی ندارند.
My Sin[مای سین] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 1,363,742
  • WpVote
    Votes 121,096
  • WpPart
    Parts 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
Łuŋa fºresŧ | Vkook by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 9,571
  • WpVote
    Votes 1,596
  • WpPart
    Parts 18
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 136,652
  • WpVote
    Votes 12,563
  • WpPart
    Parts 33
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... این فیک کاملا تابو شکن هست. قراره جذابیت تاکسیک های داستان های دیگه رو دور بندازید و واقعیت پشت این چهره هارو ببینید. و معنای واقعی عشق رو متوجه بشید. پس لطفا قضاوتش نکنید NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
𝆭  ‌𝆹𝅥 𝐌𝐫.𝐖𝐨𝐤𝐨𝐮 𝆹𝅥 𝆭   by alfalotus
alfalotus
  • WpView
    Reads 98,002
  • WpVote
    Votes 13,342
  • WpPart
    Parts 69
💚Completed💚 ୣ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:Alfalotus ୣ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:adventure, smut, historical, romance, royal اسمات،ماجراجویی، عاشقانه، سلطنتی ୣ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:vkook، yoonmin, namjin,... ویکوک،یونمین،نامجین،.... 𝐔𝐩.𝐝𝐚𝐲𝐬: Monday & Friday 🕘21:00 ୣخلاصهୣ 𝆭 𝆭 𝆭 _صبر کن شاهزاده، تو نمیتونی همچین تصمیمی رو بگیری اینجا کاپیتان منم، حرف آخرو من میزنم نه یه اسیر! جونگکوک خنده ای کرد و نوازشوار دستشو رو سینه ی تهیونگ کشید. _یه زمانی من به عنوان اسیر وارد این کشتی شدم... لباشو نزدیک لبای وی برد، با پوزخند به چشمای خمار از شهوت وی خیره شد... _ولی مطمئنی الان اینجا حرف آخرو تو میزنی مستر واکو؟! *** چی میشه اگه شاهزاده ای اتفاقی یه کاپیتان دزد دریایی رو نجات بده؟! چی میشه اگه اون کاپیتان ناجی خودشو اسیر کنه؟ داستان بین کاپیتان دزدان دریایی و شاهزاده ی چهارم، گنجی که منتظر پیدا شدنه..... قصری که پر از آشوب و خیانته... عاقبت دزد دریایی و شاهزاده ی سلطنتی چی میشه؟
𝐓𝐡𝐞 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐫 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 1,301,441
  • WpVote
    Votes 141,960
  • WpPart
    Parts 50
[Completed] "خیره به چشمای تخس تهیونگ که با اون خط چشم گربه ای انگار داشتند براش چاقوکشی می کردند عصبی لب زد: - این ازدواج اندازه مدارک مالکیتی که ازت دارم واقعیه کوچولو... اینچ به اینچت مال منه! سرشو نزدیک تر برد و درحالی که لب هاش موقع حرف زدن تقریبا لب های تهیونگ رو لمس می کردند غرید: - و این یعنی دست از پا خطا کنی خونت برام حلاله... جایی ازت که یکی به جز من دست بزنه رو خورد می کنم!" 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝐾𝑜𝑜𝑘𝑣, 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑚𝑖𝑛, 𝑛𝑎𝑚𝑗𝑜𝑜𝑛𝑥𝑔𝑖𝑟𝑙 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡🔞, 𝐶𝑟𝑖𝑚𝑒 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
Freesia | vkook by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 289,376
  • WpVote
    Votes 33,645
  • WpPart
    Parts 30
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... Started:1404,5,1 Finished:1404,10,12
protects/ ܩحߊ‌ܦ̇ࡈ߭ߊߺࡅ߳ߺߺܙ by jkvfic_
jkvfic_
  • WpView
    Reads 358,254
  • WpVote
    Votes 31,449
  • WpPart
    Parts 36
𐙚فول شده پسر امگایی که در فانتزی های خودش میچرخید رفتن به بار و بازی کامپیوتری شده بود تفریح یا بهتره بگیم زندگیش ، اون دنبال جفت حقیقی خودش هست ولی از راه اشتباهی میفهمه جفت اون...دوست پسر خواهرشه..... ________________ ژانر:هپی اند،ماجراجویی،s.mut،رمان،امگاورس کاپل:ویکوک . فرعی:یونمین تایم آپ:رسیدن شرط هر پارت
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 740,986
  • WpVote
    Votes 59,904
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
𝗟𝗼𝗻𝗴 𝗛𝗮𝗶𝗿𝗲𝗱 𝗕𝗼𝘆 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄  by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 525,424
  • WpVote
    Votes 47,657
  • WpPart
    Parts 26
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒 -کامل شــده- همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ ساله‌ی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند! ژانر ↶ عاشقانه، فلاف، کمدی، چت‌استوری، توییتر، ددی‌کینک، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سُپ» قسمتی از فیک ↶ _از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد! _منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد! •روزِ آپ: یک‌شنبه ها•