zeynab7575's Reading List
88 stories
Hey stupid, i love you! by esamsam
esamsam
  • WpView
    Reads 390,708
  • WpVote
    Votes 63,000
  • WpPart
    Parts 47
+ دوستت دارم! _ بخاطر سیب ترش‌هام؟ + اونم هست...ولی حتی اگه اون‌ها هم نباشن، بازم دوستت دارم. 🍏 کاپل: کوکوی 🍏 ژانر: امگاورس، رمنس، فلاف 🍏 وضعیت: تکمیل شده.
Your Bloody EYES by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 2,373
  • WpVote
    Votes 147
  • WpPart
    Parts 1
کیم‌تهیونگ، پسر انسانی‌ هست که پدر دائم‌المستش‌ اون رو توی قمار به جئون جونگکوک، ومپایر‌اصیل زاده می‌بازه. همسر کیم وحشت‌زده پسرش رو از خونه فراری میده ولی خودش و شوهرش‌، در اتیش‌سوزی از بین میرن. جئون که پسر بچه‌ی انسان رو پیدا میکنه‌ اون رو در کاخ خودش نگه میداره و روز به روز پسربچه بزرگ تر میشه و .....
You are snake. Aren't you? by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 2,723
  • WpVote
    Votes 295
  • WpPart
    Parts 3
وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل:ویکوک🐯🐰 ژانر: هایبرید، اسمات، فانتزی، سناریو، تاریخی، ماجراجویی. خلاصه⚠️: جونگکوک هایبرید و دورگه‌ی انسان/مار هست که در یک گروه پایین شهر آدم‌ها زندگی میکنه. اون، پاپا و دو نفر دیگه توی گروهشون زهری دارن که قابلت درمان و شفا بخشی داره. جادوگری در دربار پادشاهی کیم تهیونگ، حرف این نوع مار رو می‌زنه و این، انگیزه‌ای می‌شه برای پادشاه تا حداقل یکی از این مار ها رو داشته باشه. و چه کسی بهتر از جونگکوک خجالتی که به شهر اومد و با برگشتنش، جای زندگی خودشون رو لو داد؟ چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
That Summer Has Passed (Season 1) Completed  by ArushBK_Austin
ArushBK_Austin
  • WpView
    Reads 75,584
  • WpVote
    Votes 12,181
  • WpPart
    Parts 28
𖤜᭄ Fallow me ♡ Season 1: Complete جونگ کوک پسری بازمانده ی یه تصادف و تهیونگ نوجوان ناشنوایی که از کلیسا اومده باهم توی روستا آشنا میشن و عشقی که بین دو قلب شکسته اتفاق میوفته... Genre ⟱ ᯓ Diary - Smut 🔞 - Romance Couple ⟱ ᯓ KooKV Up⟱ ᯓ Complete ࿐* Writer ⟹ ABK
Drugs | Kookv by _gloomyblue
_gloomyblue
  • WpView
    Reads 17,630
  • WpVote
    Votes 2,395
  • WpPart
    Parts 18
"کاش میشد برگردم به اون روزی که دیدمت..کاری میکردم که هیچ وقت چشمم به چشمت نخوره جئون جونگکوک." تهیونگ با چشم های پر از اشک گفت و نمیدونست که قلب جونگکوک با هر کلماتش هزار بار تیکه تیکه‌ شد. کاپل اصلی:کوکوی کاپل های فرعی:یونمین، نامجین و یک کاپل استریت ژانر:رومنس، جنایی، درام، اسمات
miracle in war by Z_EN13780
Z_EN13780
  • WpView
    Reads 22,620
  • WpVote
    Votes 2,672
  • WpPart
    Parts 7
تهیونگ آلفای مغلوبی که در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم متوجه باردار بودنش از سرباز آلفاش، جانگ‌کوک می‌شه. کاپل اصلی: kookv/vkook کاپل فرعی: namjin, sope, kookgi ژانر= عاشقانه، اسمات، امپرگ، انگست، امگاورس، جنگی...
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 127,974
  • WpVote
    Votes 10,380
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
Insolent | گستاخ by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 105,105
  • WpVote
    Votes 10,074
  • WpPart
    Parts 30
| رمنس | اسمات | آرتیستیک | راز آلود | وقتی قراره نقاش مخصوص معروف ترین گالری دار هنری نیویورک باشی و یک مجموعه نقاشی نود از خود صاحب گالری نقاشی کنی... تهیونگ نگاه دقیقی به صورت خونسردش کرد و گفت: _ با نگاه کردن به تن لخت مردها که مشکلی نداری؟ جونگ کوک پوزخندی زد و جواب داد: _موقع نگاه کردن به سوژه با چشمام باهاش عشق بازی میکنم ، تو چی؟ تو مشکلی با این موضوع نداری؟ Vkook | kookv تمام شده 🫀 Shinara✨
METANOIA by feloriyaa
feloriyaa
  • WpView
    Reads 36,141
  • WpVote
    Votes 3,233
  • WpPart
    Parts 31
تهیونگ هرگز فکر نمی‌کرد که بوسیدن لب های همجنس خودش همون چیزی بود که نياز داشت و از خودش دریغ کرده بود! جونگکوک اما خورشیدی بود که بی منت به شکوفه آفتابگردان پنهان در قلب پسر تابید. - - - - این وحشتناکه من نمیخواستم عجیب باشم نمیخواستم گی باشم! - ولی عشق وحشتناک نیست؛ شبیه لمس کردن گلبرگ های گل آفتابگردونه. 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : romance | school life | full smut | little comedy 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : kookv 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Feloriya
𝐵𝒾𝓉𝓉𝑒𝓇 𝒞𝑜𝒻𝒻𝑒𝑒 by vkook_hass
vkook_hass
  • WpView
    Reads 5,325
  • WpVote
    Votes 629
  • WpPart
    Parts 28
توی دهه ۹۰ میلادی در فرانسه که تازه جنگ ها به پایان رسیده بود و آرامش به تمام خیابان ها و کوچه ها آماده بود. پسری دل به مردی با کت قهوه ای بلند و کلا لبه دار...که هر روز سر یک ساعت در کافه اون پسر قهوه میخورد داده بود. و چی‌ میشه که اون مرد فرانسوی اون چیزی نباشه که نشون میده؟ . . . . کاپل اصلی:تهکوک و یونمین کاپل های فرعی:نامجین و سودایون +چشمات... - چشمام؟ +امروز دارن برق میزنن٬بیشتر از همیشه - شاید چون...تو رو دیدن؟