13 stories
Silence & shadow/سکوت و سایه by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 67,986
  • WpVote
    Votes 7,444
  • WpPart
    Parts 22
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Love me again by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 77,069
  • WpVote
    Votes 10,511
  • WpPart
    Parts 25
Love me again Couple : Vkook Genre : Romance . Angst . Omegavers . Smut . Mpreg | روز های آپ : پنج شنبه شب ها | « موهایش شب ، چشم هایش همیشه بارانی ، دست هایش سرد ، لب هایش بدون حس و نگاهش خیره به مکانی مبهم و بی انتها ، او سالها منتظر کسی بود که رهایش کرده بود ، منتظر اویی که برگردد و ....» داستان زندگی مشترک عاشقانه ای که بعد از چهارسال به پایان رسیده ، اما در قلب همین داستان قدیمی به پایان رسیده ، حکایتی جدید شروع خواهد شد ... حکایت جدیدی که با یک انقلاب در دنیای پزشکی توسط محقق و دانشمند نوروساینس کیم تهیونگ آغاز خواهد شد ....! محققی که تراشه ای خلق کرده ، برای زدودن تروماهایی که حاصل ترک شدن توسط امگای زیباروش ، هستن ! اما این دانشمند هرگز تصور هم نمی کرد خلق همچین تراشه ای چه پیامد هایی در زندگیش خواهد داشت ...!
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 154,520
  • WpVote
    Votes 10,612
  • WpPart
    Parts 80
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 1,553,329
  • WpVote
    Votes 69,052
  • WpPart
    Parts 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,748,290
  • WpVote
    Votes 130,084
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
✧HOME✧ by timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    Reads 645,217
  • WpVote
    Votes 62,826
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
𝐂𝐑𝐔𝐄𝐋 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by jeunkookv
jeunkookv
  • WpView
    Reads 19,244
  • WpVote
    Votes 1,716
  • WpPart
    Parts 40
بی‌رحم-Cruel افسر کیم تهیونگ، به دلیل مأموریت ویژه‌ای که از طرف سازمان ویژه‌‌ی جاسوسی به او و همکارش موکول شده، بالاجبار کره‌جنوبی را به مقصد روسیه ترک کرده و طی عملیات با فرمانده جئون جونگ‌کوک، یکی از بی‌رحم‌ترین افسر‌های سازمان جاسوسی روسیه همراه و هم تیم شده. همکاری‌ای که با مایل‌ها فاصله میشه تنشی که مشودانه برگرفته از تنفر و جدال هست رو تشخیص داد تا جایی که این جدال به مرحله‌ای از آسیب رسیدن به جسم هم می‌رسه. کیم تهیونگ به اطمینان قطعی راجع به سنگی بودن قلبِ فرمانده‌ی بی‌رحمش می‌رسه اما در نهایت این خودِ اون مرد بود که باعث ریشه زدن احساسات درون قلبِ تیره رنگ فرمانده‌اش میشه و با جدی شدن روند مأموریت و ورود شخص سوم همه چیز پی‌چیده‌تر میشه... "-داری می‌لرزی بی‌پناهِ من. --بی‌پناهِ تو؟ -من سَرپناهت بودم قلب، زمانی که ما عاشق هم بودیم! --ما عاشق هم بودیم؟ -ما عاشق هم بودیم بی‌پناهِ جونگ‌کوک و من به این عشق دو طرفه بیشتر از تنفس ریه‌هام از اتمسفر پُر شده از عطر تلخ الانت اطمینان دارم. --بودیم. -تو داری می‌پذیریش؟ --من دارم بهت یادآوری می‌کنم که از فعل گذشته استفاده کردی فرمانده، گذشته‌ای که از خاطر من پاک شده." -𝐔𝐩 𝐩𝐚𝐫𝐭 "𝐂𝐫𝐮𝐞𝐥": پایان هر پارت اعلام می‌شه. -𝗧𝗲𝗹𝗲𝗴𝗿𝗮𝗺:
𝑳𝑶-𝑵𝑶𝑹𝑨(اِلئونورا) by lakiral_7
lakiral_7
  • WpView
    Reads 70,086
  • WpVote
    Votes 3,991
  • WpPart
    Parts 36
کیم سوکجین، افسر ارشد سئول بخاطر اتفاقات تلخ و وحشتناکی که توی گذشته خانوادش رو از هم پاشوند حالا با تراژدی های زیادی مواجهه و وارد دنیای انتقام سخت خودش میشه و به سمت خانواده ای کشیده میشه که منشا تمام بدبختیارو دربر میگیره... اما جونگ کوک تنها دارایی و خانواده کیم سوکجین ناخواسته وارد محور اصلی این بازی خطرناک شده و ما بین تمام این سیاهی و جنایت ها مسبب طلوع درخشان عشق مقدسی بین خودش و پسری که دیواری از تناقض ها مانعشونه یعنی، کیم تهیونگ میشه و این شروعِ پایان آرامشه...! "_تو اِلئونورای منی، نور زندگیم... _الئونورا؟ اولین باره همچین چیزی میشنوم" اما مسئله اینه؛ آیا واقعیت چیزیه که به چشم میاد؟ یا پیچیده تر از یک دیدگاه ساده ی پلیسیه؟ Writers: Lunika & Talia Main couple: Taekook / Kookv Sub couple: Namjin, Sope, Yoonmin Genre: criminal, romance, police, psychological
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,224,513
  • WpVote
    Votes 86,015
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut