................................................................................
مقدمه: من برای ادامه تحصیل مهاجرت کردم به المان فکر میکردم قراره یک سرنوشت خیلی ساده داشته باشم که از شانس بد من مافیا منو میدزده و...
................................................................................
«کامل شده»
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞
[Completed]
«جونگکوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر میکنه که میتونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرماندهی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش بههم میریزه.»
- اگه اینقدر علاقه به مردن داری... میتونم زودتر از این تمرینهای کشنده دخلت رو بیارم!
جونگکوک که گونه و چونهاش توی دست بزرگ فرماندهاش تحت فشار بود، نالهی آرومی کرد و جوابش رو داد:
- آه...فرمانده... اینقدر دوست داری من رو با دستهای خودت بکشی؟
تهیونگ نیشخندی زد و با ولکردن چونهاش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد.
- تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگهای فکر نکردم!
«اتمام یافته»
⊹ کاپل⤟ویکوک
⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
[] Completed []
•• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!"
- "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..."
- " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " ••
Kookv 🔞
•• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! "
- " یونگی هیونگ...حالا ازم متنفر شدی؟! "
- " متنفر؟! اونم بخاطر اینکه بابای روانیت کل زندگیت تو رو زندانی کرده بود؟! تو یه احمقی جیمینا! " ••
Yoonmin 🔞
~ تایپ فنفیک : INTP
•° این فیک خودمه و به هیچ عنوان حق ندارید جای دیگه بذاریدش! °•
دختری که بخاطر پول وارد رابطه ای میشه که راه برگشتی توی اون وجود نداره...
* اگه از خوندن صحنه های باز و خشن و الفاظ رکیک و روابط bdsm خوشتون نمیاد این رمان توصیه نمیشه *
2021 - Completed
Complete S1🚫 season 2 upload...
من بی اعتمادی رو تو چشماشون دیدم، ترس و تو صداشون شنیدم و عشق رو کنارشون حس کردم!
-------------------------
خب،خب،خب
سلام! این اولین داستانیه که دارم تو واتپد آپلود میکنم!
امیدوارم خوشتون بیاد!🪐✨
نظراتتون برام خیلی مهم و ارزشِ 🫶🏻
پ.ن: پایان تقریباً تلخ!
پ.ن²: اگه اشتباه تایپی یا به اصطلاح (ک*دستی) داشتم به بزرگی خودتون ببخشید 🫳🏻
محکم به دیوار کوبیدم. صدای قلب ترسیدم که دیوانه وار می تپید توی گوشام اکو میشد. دستشو محکم روی دیوار کنار سرم کوبید و به سمتم خم شد. سرشو کنار گوشم برد و نفس های داغشو روی گردنم خالی کرد که باعث شد مور مورم بشه. آروم زمزمه کرد.
(...):《حتی اگه یه قرارداد باشه بازم مال منی... بار آخرت باشه بدون اجازه ی من به یه پسر نگاه میکنی، وگرنه...
ددی خواهش میکنم بهم بدش..
علاقتو..
توجهتو...
شلاقتو...
ورونیکا، دختری بامزه و جوونی که دنبال اینده ای روشنه،اما با گذشته ی تاریکش ناخواسته به سمت اینده میره
Daddy's little kitten|کامل شده|
BDSM🕯️
|این بوک دارای صحنه های جنسی و خشونت امیزه🔞|
گرایش نقش اصلی=لیتل اسلیو
#سادیسم#مازوخیسم#برت#اسلیو#کیتن#ددی#مستر#لیتل#بیبی گرل#تنبیه#قرارداد#اسپنک#تحقیر#مازوخیسم#سادیسم#درد#شلاق#پت#پت پلی#رول پلی#رد روم#ددی#دامیننت#ساب#ارباب#برده