We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
شنوایِ‌تو☀️
149 stories
𝐶𝑂𝑅𝐴𝑍𝑂𝑁 by MeganVkv
MeganVkv
  • WpView
    Reads 21,015
  • WpVote
    Votes 2,467
  • WpPart
    Parts 21
جونگ‌کوک بعد‌از قتل زن‌داداشش به دست برادرش برای محافظت از برادرزاده‌اش مجبور به مقابله با کیم تهیونگ، برادر عصبی و خشمگین زن‌داداشش میشه؛ اما هیچ‌چیز طبق خواسته‌ی جونگ‌کوک پیش نرفت! چرا که حضانت برادرزاده‌اش به دست دایی تهیونگش افتاد و دادگاه نه تنها رأی حضانت، بلکه دیه‌ای سنگین برای خانواده‌اش گذاشت! وقتی هیچ راهی براش نمونده بود، تهیونگ با پیشنهادی که از احساسات چندین ساله‌اش نسبت به پسر نشأت می‌گرفت، اون رو متعجب کرد! _ باهام ازدواج کن، در اون صورت دیه‌ای از خانواده‌ات نمی‌گیرم و می‌تونی یونگ‌جو رو هم ببینی! به نظرتون جونگ‌کوک چه جوابی باید می‌داد؟ یا چه جوابی بهش داد؟ آیا دنیای مافیایی تهیونگ می‌تونست روی ازدواجشون تأثیر بذاره؟ برای دونستنش باهام همراه باش! کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: رومنس، مافیایی، اسمات
Unholy_Vkook by EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    Reads 26,899
  • WpVote
    Votes 2,845
  • WpPart
    Parts 42
🔞هشدار! این فیک به دلیل داشتن صحنه‌های باز و مفاهیمی که نیاز به درک عمیقی دارند مناسب هرکسی نیست! پس لطفا با ذهن باز به سمتش بیاید❌️ روزهای آپ: شنبه‌_دوشنبه‌ها🥰 جئون جونگکوک تنها پسر خانواده‌ی مذهبی که اعتقادات محکمی دارند، بعد از ورود به دانشگاه همراه با دوست صمیمیش پارک جیمین تصمیم می‌گیره دنبال نیمه‌ی گم‌ شده‌ش بگرده، اما هرچی بیشتر تلاش می‌کنه ناموفق تره! تا این که تصمیم می‌گیره از کیم تهیونگ کمک بگیره، تنها پسری که تو کل دانشگاه جذابه و همه‌ی دخترها عاشقشن! اگه به مرور حس کنه احساساتش دارن به سمت و سوی اشتباهی میرن چه اتفاقی خواهد افتاد؟! آیا اونوقت تبدیل می‌شه به یه گناهکار؟! نامقدس، داستانی که روایت جنگی بزرگ بین عشق و اعتقاداته... چی می‌شه اگه یه فرشته عاشق شیطان بشه؟! چی می‌شه اگه یه فرشته بخواد خود شیطان باشه؟! کاپل‌ها: ویکوک، یونمین، ژانر: عاشقانه، درام، دانشگاهی، انگست، اسمات... روزهای آپ: شنبه‌ها
『 𝑳𝑶𝑺𝑬 𝑰𝑻 𝑨𝑳𝑳 ᴬᵁ 』 by divineless
divineless
  • WpView
    Reads 123,490
  • WpVote
    Votes 12,584
  • WpPart
    Parts 14
≋ پایان یافته ≋ " چی میشه اگه پدر جونگکوک، اون رو بزور به شریکش، تهیونگ بده و هیچکس ندونه اون چه موجود لعنتیه و دنبال طمعس تا سیر بشه؟ " COUPLE: VKOOK GNRE: ROMANCE, FLUFF, SMUT, FANTASY "HAPPY ENDING"
Legato~🤎☕ by madison_vkook
madison_vkook
  • WpView
    Reads 5,865
  • WpVote
    Votes 721
  • WpPart
    Parts 31
عشق ما همیشه فرق داشت نه بخاطر اینکه گناه بود! بلکه بخاطر زبانِ متفاوت ما بود.. زبان عشقِ ما با همه‌ عشقای توی دنیا فرق داشت. ما ساکت بودیم و کلاویه های سیاه و سفید پیانو می‌نواخت، نوایی رو که راوی عشقِ بین ما بود.. . . خلاصه: جئون جونگکوک، پسر یکی از سیاستمداران بزرگ کره جنوبی در دهه های میلادی بود‌. هر روز اون شبیه یک ابر سیاه بی‌ثمر بود؛ نه بارانی از احساسات می بارید و نه سکوتش می شکست. خسته از اجبارها و نگاه‌های نژادپرستانه فرانسوی، زندگیش توی یک بن‌بست سرد گیر کرده بود. تا اینکه ملودی یک هنرمند ناشناس به نام تهیونگ، کلیدی رو توی قفلِ روح خسته‌ش چرخوند. موسیقی اون، پناهگاهی شد که به جونگکوک جرعت نفس کشیدن رو می داد. 𝑪𝒂𝒑𝒍𝒆: Vkook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: vintage،Romance،Angst،Smut،Classic 𝑾𝒊𝒓𝒕𝒓: Madison ‌ درحال آپ ..
Wrong Wish by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 8,933
  • WpVote
    Votes 1,209
  • WpPart
    Parts 15
جونگکوک هیجده ساله، فکر نمی‌کرد وقتی آرزو کنه بدترین آرزوی کیم تهیونگ برآورد بشه، چشم هاش رو توی اتاق خواب مشترکشون باز کنه درحالیکه پنج ساله با کیم تهوینگ ازدواج کرده و یه پسر دارن و تهیونگ باورش نمی شد بدترین تصور زندگیش تبدیل به واقعیت شده زندگی با جونگکوک، پسری که ازش متنفره! میدونستی عزیزم؟ میدونستی بدترین آرزوی تو محال ترین آرزوی من بود؟  ⟡ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Kookv, Secret ⟡ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance Angst Mystery 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : Violet
QUERENCIA || VK by BooraJk1
BooraJk1
  • WpView
    Reads 8,906
  • WpVote
    Votes 868
  • WpPart
    Parts 63
باغچه‌ای سرشار از رزهایی خشک‌شده؛ با مردی در تمنای دوباره نفس‌کشیدن عطر رز! _کرنسیا درواقع همون آغوش‌های منتظر و بی‌صاحب‌مونده، بودن. _آغوش کرنسیای تو هیچ‌وقت بی‌صاحب نمی‌مونه. قول میدم. _تو هیچ‌وقت سر قول‌هات نمی‌مونی. جئون جونگ‌کوک معصومی که برای بی‌رحم‌شدن شکنجه می‌شد، فکرش رو نمی‌کرد که تهیونگ، اون پسر سرخدمتکار عمارت که همیشه ناجی زخم‌هاش بود درست توی اوج درد، ترکش کنه! "راه نجات از جایی شروع می‌شه که باور می‌کنی ناجی مرده؛ اما باور من از مکان امنم، هنوز هم آغوش تو بود." و حالا بعد از پنج سال کیم تهیونگ با شروع قتل‌های زنجیره‌ای عجیبی، به‌عنوان کاراگاه به کره برمی‌گرده اما با یک جونگ‌کوک متفاوت مواجه می‌شه! جونگ‌کوکی که قلبش رو از سینه بیرون کشیده بود و دیگه علاقه‌ای به رنگ‌ها نداشت. _حتی می‌تونم قسم بخورم برات... _ادامه نده، بسه... _به چشم‌هات، به رنگ‌هات، به روح زخمیت قسم می‌خورم باید می‌رفتم تا نبینی خرد شدنمو، جونگ‌کوک. اما رازهای نهفته بین‌ پیچ‌وخم دیوار گذشته، فراتر از چیزی بود که تصور می‌شد. _اگه من ماه باشم، پس تو چی میشی؟ _تماشاچی تو! ┆Name: Querencia | کِـرِنسـیا ┆Couple: Vkook, Secret ┆Gener: Romance, Angst, Smut, Action, Criminal ┆Up: هر روز تا وقتی به پارت‌های آپ‌شده در تلگرام برسه
Aura|vkook by kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Reads 693
  • WpVote
    Votes 56
  • WpPart
    Parts 10
جونگ‌کوک، نویسنده‌ی مشهور که در حال نوشتن رمان Aura بود در تصادفی عجیب خودش را در دل داستانش یافت در سرزمینی که تهیونگ، ولیعهد مرموز و قدرتمند با لقب «خورشید» فرمانروایی می‌کرد کسی که ابتدا او را دشمن می‌دید، اما به جای نابودی، دست نجات به سویش دراز کرد در میان جنگ و تاریکی، چیزی فراتر از سرنوشت میان آن‌ها شعله‌ور شد عشقی که حتی قلم نویسنده هم توان ثبتش را نداشت...
Van Gogh was his god! • [Completed] by amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    Reads 97,978
  • WpVote
    Votes 15,929
  • WpPart
    Parts 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
Arzhel | Vkook  by kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Reads 11,640
  • WpVote
    Votes 1,080
  • WpPart
    Parts 21
خلاصه داستان : جئون جونگ کوک پسری که به کتاب خوندن علاقه داره ۲۳ سالشه خانواده اش شاغلن و به همین خاطر بیشتر مواقع تنهاست و بیشتر مواقع کتاب میخونه یا با دوستش جیمین درمورد عموی جذابش که سال هاست روش کراش داره صحبت میکنه و هیچ وقت نشده که به حسش اعتراف کنه تهیونگ عموی ناتنی جونگ کوک که توی فرانسه بارتندره و هر چند سال یکبار به کره میاد برای دیدن خانواده اش. برشی از داستان : -این صحنه جزو سناریو های هر شبم بود. -حالا من سناریو هات رو برات واقعی میکنم آرژل. ✘ اتمام یافته
Wild heart by glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Reads 200,223
  • WpVote
    Votes 14,846
  • WpPart
    Parts 34
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ