شنوایِ‌تو☀️
139 قصة
His Eyes [چشمانش] بقلم faeze615
faeze615
  • WpView
    مقروء 192,476
  • WpVote
    صوت 10,764
  • WpPart
    فصول 41
●تکمیل شده● اسم: His Eyes [چشمانش] وارد مغازه ی شبونه میشه و چشمش فروشنده ی کوچولوشو میگیره -چه چشمای بزرگی! -با من بودین؟ ژانر : مافیایی - اسمات - عاشقانه - روزمرگی کاپل: تهکوک - یونمین - نامجین #مافیایی #فول_اسمات #اسمات #عاشقانه #خشن #انگست #ویکوک #یونمین #نامجین
Live His Life بقلم AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    مقروء 9,475
  • WpVote
    صوت 1,850
  • WpPart
    فصول 5
زندگیِ اون رو زندگی کن! توجه: این مینی فیکشن پیش نیاز میخواد. بدونِ خوندنِ فیکشن های "کاپکیک های آبی"، و "گری" نمیتونید ازش لذت ببرید💙🩶 ژانر: دنیاهای موازی، روانشناسی، تخیلی، انگست، پایان خوش 开始:16.09.1403 结束:04.10.1403
𓍯 Lalam's wife✧نقابدار جذاب🌌 بقلم vkook3748
vkook3748
  • WpView
    مقروء 53,311
  • WpVote
    صوت 5,445
  • WpPart
    فصول 40
عشق میتونه بدون لمس هم شروع بشه اگر خورشید بخواد کنار ماه باشه چی میشه کیم تهیونگ رئیس مافیایی که به خاطر مرگ مادرش سال هاست نمیتونه کسی رو لمس کنه چی میشه توی دیدار اول با پسر شریکش اون پسر رو اتفاقی ببوسه --------------------------- کی فکرش رو میکرد توی بعد مرگم توی زندگی جدیدم دوباره کنار تهیونگ قرار بگیرم انگار سرنوشت اینکه کنار تهیونگ باشم اما چرا هربار انقدر باید سختی بکشم ... جئون جونگکوگ و کیم تهیونگ از بچگی باهم ازدواج کردن از 3 سالگی اما هیچ علاقه ای بهم ندارم اما چی میشه که جونگکوگ خاطرات زندگی قبلیش با تهیونگ رو به یاد داشته باشه و هربار با دیدن همسرش کنار فرد دیگه ای عذاب بکشه کاپل:تهکوک ٬نامجین٬ سپ ... ژانر:مافیایی٬ازدواج لجبازی٬عاشقانه ٬تناسخ٬امپرگ٬ ((ارمی قول میدم از خوندش این فیک پشیمون نمیشی بهش ی شانس بده)) همراهم باش ارمی مهربون:)
𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐡𝐢𝐭𝐞 𝐫𝐨𝐬𝐞 𝐚𝐫𝐨𝐦𝐚  || 𝓚𝓸𝓸𝓴𝓥 (𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥♛) بقلم moni_ir
moni_ir
  • WpView
    مقروء 214,314
  • WpVote
    صوت 37,201
  • WpPart
    فصول 50
_خودش میدونه که داری برای عشقش میجنگی؟ _گمون نکنم، میدونی؟؟؟ عشق میان شاهزاده و وزیرزاده! پیوند میان دیو و دلبر... ❦متفاوت ترین عاشقانه ای که میخوانید❦ ₃ 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐌𝐨𝐧𝐢 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕, 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 , 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥♛ 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟒𝟎𝟏/𝟎𝟓/𝟏𝟓 𝐄𝐧𝐝:𝟏𝟒𝟎𝟏/ / 𝐔𝐩: ... ♛────────❀⋆⊰ ورژنVkookهم در همین اکانت آپ میشود
+5 أكثر
Belated Bond (Kookv) بقلم Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    مقروء 139,480
  • WpVote
    صوت 22,405
  • WpPart
    فصول 37
←⁩ پیوند دیرهنگام تمام‌شده. ✔️ توی دوره و زمونه‌ای که دیگه هیچ‌کس جفت حقیقیش رو پیدا نمی‌کنه و آدم‌ها با هر کسی که دلشون می‌خواد ازدواج می‌کنن، تهیونگ جفت حقیقیش که پونزده سال ازش بزرگ‌تره رو توی یه مهمونی رسمی ملاقات می‌کنه! اون فکر می‌کنه رابطه‌اش با میتش قراره شیرین‌ترین رابطه‌ی دنیا باشه؛ ولی اوضاع اون‌طور که انتظارش رو داشت پیش نمی‌ره... کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، اس.مات، درام، امگاورس، امپرگ
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    مقروء 1,301
  • WpVote
    صوت 241
  • WpPart
    فصول 3
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday
+21 أكثر
•° Black Tattoo °• [ KookV, Namjin] Completed بقلم sara_ac_purple
sara_ac_purple
  • WpView
    مقروء 282,493
  • WpVote
    صوت 42,676
  • WpPart
    فصول 55
"نگاهم دوباره به دست های پر از تتوی جونگ کوک افتاد و بی معطلی چیزی که از ذهنم می گذشت رو به زبون اوردم: تو چند سالته؟ گوشه ی لبش رو کج کرد که باعث شد لپ سمت چپش بیرون بزنه و شبیه یه بچه خرگوش بشه. از دیدن چهره کیوتش لبخندی ناخودآگاه رو لبم نشست و با شنیدن صداش که گفت: بیست و دو... سعی کردم جلوی بزرگ شدن لبخندم رو بگیرم. حداقل تو خوابم با یه بچه زیر سن قانونی سکس نداشتم! خیالم راحت شد جدا!!" 🎨همه چیز از یه درخواست برای کشیدن یه تابلوی بزرگ رنگ روغن شروع شد! کیم تهیونگ نقاشی که توی دنیای رنگارنگ خودش سیر می کرد، هیچ وقت تصورش رو هم نمی کرد روزی تتو های سیاه رنگ براش جذابیتی داشته باشن.. چه برسه اینکه جذب تتو آرتیستی خوش چهره و هات به اسم جی کی بشه~ نام: Black Tattoo | تتوی سیاه کاپل: کوکوی، نامجین، هوپکوک ژانر: رمنس، فلاف، روزمره، اسمات🔞 تمام شده / completed + after story .
| 𝗛𝗲 𝗶𝘀 𝗺𝘆 𝗣𝗲𝘁𝗿𝗶𝗰𝗵𝗼𝗿 | ⱽᵉʳˢ بقلم Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    مقروء 637,953
  • WpVote
    صوت 59,840
  • WpPart
    فصول 53
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - احمق تو پسرعمه‌ی منی! - ولی هیچ پسردایی‌ای زبونشو تو حلق پسرعمه‌ش فرو نمی‌کنه، هیچ پسردایی لعنتی‌ای نمی‌تونه تو همون حرکت اول نقطه‌ی فاکینگ لذت پسرعمه‌شو پیدا کنه!" ''' - جونگ‌کوک، ما مریضیم؟ - نه تهیونگ، من مریضتم. «عشق نامتعارف بین دو اُمگا در خانواده‌های هم‌خون و جامعه‌ای کاملا پایبند به سنت» - پی‌دی‌اف فول پارت رو می‌تونید از چنل بردارید. 🗨 تلگرام : @cityofcrazypeople . . . ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝗏𝗄𝗈𝗈𝗄 / 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏 [𝗏𝖾𝗋𝗌] 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌، 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖲𝗆𝗎𝗍، 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍، 𝖲𝗈𝖼𝗂𝖺𝗅 𝖼𝗋𝗂𝗍𝗂𝖼𝗂𝗌𝗆. 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 بقلم Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    مقروء 552,433
  • WpVote
    صوت 53,750
  • WpPart
    فصول 50
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ ✯ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: VKOOK ✯ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: Romance, Au, Omegavres, Daily, Funny ✯ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Bote
𝐅𝐑𝐎𝐌 | ܦ̇ܝ‌ߊ‌ܩܢ بقلم jkvfic_
jkvfic_
  • WpView
    مقروء 6,236
  • WpVote
    صوت 804
  • WpPart
    فصول 4
ترسناک تر از هیولاها وجود خودشون درکنارته... یه خانواده به‌طور تصادفی وارد شهری می‌شن که هیچ راه خروجی نداره. روزها عادیه، اما شب‌ها موجودات مرموز و خطرناکی از جنگل میان که می‌خوان ساکنان رو شکار کنن. مردم باید پشت پنجره‌های بسته پنهان بشن تا زنده بمونن. حالا همه به‌دنبال پیدا کردن راز شهر و راهی برای فرارن، اما هر جوابی فقط معمای تازه‌ای می‌سازه... چی ميشه اگه تهیونگ پسر اون خانواده بشه و عاشق کسی بشه که کل شهر ازش حساب میبرن؟ _______ ژانر: ترسناک، هیجانی، معمایی، تخیلی، اسمات 𝐅𝐑𝐎𝐌 ܦ̇ܝ‌ߊ‌ܩܢ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲:𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 𝗧𝗲𝗹𝗲𝗴𝗿𝗮𝗺:𝗷𝗸𝘃𝗳𝗶𝗰𝟮 𝗜𝗻𝘀𝘁𝗮:𝗷𝗸𝘃𝗳𝗶𝗰_ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿:𝗠𝗲𝗹𝗶𝗻𝗮