nanaro1234's Reading List
199 stories
Promising by sunny781
sunny781
  • WpView
    Reads 10,041
  • WpVote
    Votes 1,321
  • WpPart
    Parts 20
خیلی جالب بود تو دنیایی که یاباید میمردی یا می کشتی ویا تسلیم میشدی وزندگی کردن بامرگ هیچ تفاوتی نداشت چه چیزی باعث می شد که انسانهابازهم برای ادامه ی زندگی تلاش کنن؟ این چه جورامیدی بودکه بهشون کمک میکردتااین زندگی که سرتاسرش روسیاهی و تباهی گرفته بود ادامه بدن؟ شاید یه شهر امن که تنها اسمش سرزبون ها بود وهیچکس نمیدونست که آیاواقعاچنین شهری وجودداره کاراکتر های فصل اول lisa jung kook Jennie taehuyng mark sehun کاراکتر های فصل دوم jung kook Jennie lisa taehyung soobin nancy
𝖡𝗅𝗎𝖾𝖲𝗁𝖺𝖽𝖾𝗌 • 𝖲𝖪𝖹 by MotherGeppetto
MotherGeppetto
  • WpView
    Reads 37,698
  • WpVote
    Votes 4,277
  • WpPart
    Parts 38
این بوک، جایی برای نوشتنِ هرچیزی با کاپل‌های استری‌کیدزه! امیدوارم لذت ببرید.
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 13,107
  • WpVote
    Votes 1,410
  • WpPart
    Parts 26
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه 👨🏻‍🦯این داستان نە جهت تایید یا شناختە شدن بلکە صرفا برای تفریح و لذت نویسندە نوشتە میشە! کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ اسمشو زمزمه کرد: "جیسونگ." پسر روی تخت دراز کشیده بود ؛ دست‌ها و پاهاش با روبان مشکی رنگی بسته شده بودن ، چشم بندی روی چشماش بود و مثل یه شئ لوکس کادوپیچ شده بود. قفسهٔ سینه‌اش از نفساش آروم و عمیق بالا و پایین می‌شد ، اما مینهو می‌دونست ، اون بیداره. حسش می‌کرد. لرزش‌های نامحسوسش و لبای قرمز و لرزونشو میدید و میدونست پسرک ترسیده... و این مینهو بود که خودشو سرزنش میکرد بابت چیزی که از خیلی وقت پیش به خوبی فهمیدە بود! پسر میدونست هرچقدر بیشتر دستو پا بزنە ، بیشتر توی باتلاق چان گیر میوفته و اهرم فشار جدیدش قرارە جیسونگ باشە و بازم سعی کرده بود فرار کنه! چان پشت سرشون ، با لذت آشکاری توی چشماش ، ایستاده بود. دست‌هاش رو توی جیب فرو برده بود و از دیدن عکس‌العمل پسرش لذت می‌برد. آروم ، با لحنی که از همیشه عمیق‌تر بود گفت: "بهت گفته بودم لی‌نو! ؛ تو مجبورتر از چیزی هستی که فکرشو می‌ کنی"
𝑪𝒂𝒍𝒍 𝑶𝒖𝒕 𝑴𝒚 𝑵𝒂𝒎𝒆 by angellordfav
angellordfav
  • WpView
    Reads 46,574
  • WpVote
    Votes 5,582
  • WpPart
    Parts 52
کیم سونگمین پلیس محتاطی که به خاطر انتقامی که داره، دست به هرکاری می‌زنه حتی اگه به قیمت از دست دادن دوباره‌ی زندگیش باشه. ژانر: عاشقانه/پلیسی،مافیایی/انگست/روانشناختی کاپل اصلی: چانمین کاپل فرعی: مینسونگ/جونگین(استریت)
「𝐖𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐂𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞 || 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸」 by EmilAmour
EmilAmour
  • WpView
    Reads 67,877
  • WpVote
    Votes 6,789
  • WpPart
    Parts 19
「می‌خواستیم، می‌تونستیم، باید.」 پایان یافته. ژانر : رومنس / دراما / کمدی / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ هوپمین "من باید تو رو می‌دیدم نبات. وگرنه نمی‌تونستم بدون تو به زندگیم ادامه بدم." زندگی تهیونگ، خلبان معرکه‌ای که حسابی تو کارش ماهر و زبردسته با هدایت یه پرواز مهم برای همیشه زندگیش تغییر می‌کنه! چون رئیس شرکتش، جئون بزرگ تصمیم می‌گیره خلبان کیم رو برای شام به هتل دعوت کنه، درحالی‌که خوب میدونه پسرِ جئون، جونگکوک آتیش‌پاره، عامل اصلی تمام معرکه‌هاییه که بین شعله‌های آتیش می‌سوزن... *این داستان و شخصیت‌هایش، هیچ ربط و تاثیری روی زندگی واقعی اشخاص نمی‌گذارد. همه ساختگی بوده و ساخته‌ی ذهن نویسنده است. وضعیت : 「تمام شده┆۱۴۰۲/۱۱/۵」
Mr Billionaire || KTH ✔️ by prettygucci_
prettygucci_
  • WpView
    Reads 3,041,238
  • WpVote
    Votes 115,464
  • WpPart
    Parts 41
; "I'm super rich though. Aren't you supposed to fall in love with me? " »hm, what can money give me? highest ranking; #570 in btsfanfiction #320 in kimtaehyung #3 in btslovestory #195 in kimnamjoon ©prettygucci_ 2020
𝗠𝗔𝗡𝗚𝗔𝗧𝗔⋆ by Sanaxtogether
Sanaxtogether
  • WpView
    Reads 750
  • WpVote
    Votes 100
  • WpPart
    Parts 22
↬𝘕𝘢𝘮𝘦: 𝗠𝗔𝗡𝗚𝗔𝗧𝗔 بازتاب چهره درخشان تو در آب رودخانه ↬𝘚𝘶𝘮𝘮𝘦𝘳𝘺: هنگامی که ماه نقره‌ای به چهره درخشان خود در آب زلال رودخانه نگریست، گرده‌های جادو مسیر سرنوشت ما را تغییر دادند... ↬𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝗬𝗲𝗼𝗻𝗯𝗶𝗻, 𝗧𝗮𝗲𝗴𝘆𝘂, 𝗛𝘆𝘂𝗻𝗹𝗶𝘅 ↬𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮𝘃𝗲𝗿𝘀𝗲, 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗙𝗮𝗻𝘁𝗮𝘀𝘆, 𝗛𝗶𝘀𝘁𝗼𝗿𝘆, 𝗗𝗿𝗮𝗺𝗮, 𝗠𝗮𝗴𝗶𝗰𝗮𝗹, 𝗠𝘆𝘀𝘁𝗲𝗿𝗶𝗼𝘂𝘀 ↬𝘈𝘶𝘵𝘩𝘰𝘳: 𝗦𝗔𝗡𝗔 ↬𝘌𝘥𝘪𝘵𝘰𝘳: 𝗡𝗔𝗥𝗘𝗡𝗚𝗜
+22 more
Mint Chocolate 🍫🍵{YEONGYU & SUNKI} by hitokarima
hitokarima
  • WpView
    Reads 10,999
  • WpVote
    Votes 1,876
  • WpPart
    Parts 22
+: از چه چیز اینجا خوشت اومده ؟ _: اینجا اروم و ساکته . خیلی بزرگه ولی شلوغ نیست . فضای گرمی و دلنشینی که ایجاد شده واقعا انگیزه ام رو برای درس خوندن بیشتر میکنه. همه چیز اینجا عالیه.... مکثی کرد و بعد با تخسی ادامه داد : ولی یه مشکل داره . + : چه مشکلی؟‌ - : اسمش... رییس اینجا واقعا باید ادم بد سلیقه ای باشه که همچین اسمی گذاشته روی این کافه. این همه شکلات خوشمزه هست توی این دنیا. +: اما من عاشق شکلات نعنایی ام. برای همین اسمش رو گذاشتم شکلات نعنایی -: تو ... تو رییس اینجایی؟! ________ کاپل : یونگیو ، سونکی ژانر : امگاورس، مدرسه ای، روزمره نویسنده : هیتوکا اریما
Whore's Fortune by kimkadoo
kimkadoo
  • WpView
    Reads 3,543
  • WpVote
    Votes 669
  • WpPart
    Parts 11
▪Name: Whore's Fortune ▪Couple: Yoonkook ▪Writer: Kim ▪Update: Sundays ▪ Genre: War, romance, angst, smut ▪Summary: گل وحشی‌ای که از بدو تولد فرزندخوانده جنگ شد و هیروشیما رو با تقدیر یک هرزه، پشت سر رها کرد؛ از یک ژاپنی به یک کره‌ای تغییر هویت داد تا بخاطر شکوفه گیلاسی که مابین بمباران و دود و باروت گم شد، زنده بمونه. طالع فاحشه‌ای سامورایی تبار، سرباز عاشق فرمانده جئون، تن فروش VIP بوسان، گل‌سر شکسته‌ی روزهای نابودی، عضو اختصاصی K. L. O و یک سلحشور. +پیشونیم رو ببوس، بذار بهم ثابت بشه بوسه فقط برای لذت شهوت نیست. _وقتی این جنگ تموم بشه، میبرمت خونه. +وقتی این جنگ تموم بشه معلوم نیست زنده‌ایم یا مرده. همین الان منو ببر خونه.
𝙊𝙪𝙧 𝙃𝙚𝙖𝙧𝙩𝙨 𝙈𝙚𝙩 𝘿𝙚𝙨𝙩𝙞𝙣𝙮 𝙄𝙣 𝘼𝙪𝙩𝙪𝙢𝙣 🍁 by Polaris_18
Polaris_18
  • WpView
    Reads 5,707
  • WpVote
    Votes 1,448
  • WpPart
    Parts 32
Couple : Taegyu𖤐˚. Genre : romance , angst , slice of life Writer : Polaris ⸙ ″زندگی کتابی کهنه با ورق‌هایی کاهی بیش نیست، داستانی مشخص که ما هیچ اختیاری برای انتخاب کردن نقشمون، زندگیمون و یا حتی پایانش نداریم... به این طرح از پیش تعیین شده میگیم سرنوشت! چی میشه اگه دربرابر سرنوشت زانو نزنی و بجنگی؟ بومگیو تمام زندگیش رو صرف جنگیدن با سرنوشت کرده بود، با سرنوشتی که بی‌رحمانه براش نوشته شده بود اما اینبار دیگه قرار نبود بجنگه...! نه از روی اجبار و نه چیز دیگری، با خواست خودش!... و تهیون، پسری که رازی بزرگ در بین خاطرات کم رنگ بچگیش دفن شده فکرش رو هم نمی‌کرد که با راه دادن بومگیو به داخل دایره زندگیش باعث به وجود اومدن مشکلاتی بشه که جون عزیز ترین فرد زندگیش رو بگیره، فقط برای اینکه خودش بتونه زنده بمونه!...″