Waiting To Complete~
30 stories
Smut Book || بوک اسمات {All Couples} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 49,791
  • WpVote
    Votes 1,493
  • WpPart
    Parts 41
توجه‼️این بوک حاوی محتواهای حساس 🔞 با رده سنی +18 نوشته شده. اسمات بوک بی تی اس ازهمه کاپلها و ژانرهای خاص هر یکشنبه ساعت 21 ༺ Liberté Novels ༻ Name: Smut Book نام داستان: بوک اسمات Couple: All Couples کاپل: همه کاپل ها Romance, Smut🔞, Military, Action, COMEDY عاشقانه، اسمات، سربازی و نظامی، اکشن، کمدی! ■ A Novel By Liberte ■
𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘰𝘧 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴 «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 696,410
  • WpVote
    Votes 65,399
  • WpPart
    Parts 67
_من سایه ام. _و من نوری که سایه رو دنبال می کنه. **************************************************** _توی دنیایی که تو زخمی و من درمانگر...یک عشق چطوری قراره به وجود بیاد؟. _برای به وجود اومدنش...باید منو درمان کنی. دکتر جئون جونگکوک، پنج ساله که با کیم تهیونگ رئیس یک گنگ مافیایی ازدواج کرده...اما اون از مافیاها متنفره...و داره تمام تلاشش رو می کنه خودش رو از بند این زندگی نجات بده. اما در این راه متوجه راز هایی میشه که همه چیز رو تغییر میده. آیا اون موفق میشه خودش و پسرکوچولوی چهارساله ش رو نجات بده و زندگی دلخواهش رو به دور از همسرش، کیم تهیونگ بسازه؟ کاپل:ویکوک، هوپمین، نامجین ژانر:امگاورس، رمنس، انگست، اسمات، اکشن، مافیایی
dark boundaries|دارک بوندریز  by AREZO2316
AREZO2316
  • WpView
    Reads 35,870
  • WpVote
    Votes 5,056
  • WpPart
    Parts 46
نام فیک dark boundaries (دارک بوندریز) فصل اول تمام شده✅️ کاپل: ویکوک. کوکوی ژانر:درام دارک فانتزی، عاشقانه، معمایی، روانشناختی، انگست، هیجانی، ماورایی، اسلوبرن، اسمات، اکشن ---- تهیونگ یک افسر ارشده که بخاطر افسردگی دست به خودکشی میزنه چی میشه اگه توی دنیای دیگه ای به هوش بیاد و متوجه بشه توی این دنیا یک آیدل معروفه؟ ---- یه اشتباه کافی بود تا همه‌چیو از دست بده همکاراش، عزیزاش، و خودش. تصمیم می‌گیره تمومش کنه... ولی مرگ، براش پایان نیست. وقتی چشم باز می‌کنه، دیگه اون آدم سابق نیست. توی بدن یه خواننده جوونه، وسط دنیایی پر از نور، فریاد و دروغ. دنیایی که هیچ‌چیزش واقعی نیست... جز یه نگاه آشنا. ---- #تهکوک #تناسخ #دارک_رمنس #فانتزی #معمایی #روانشناختی #انگست #اسلوبرن #روح_پیوندی #سرنوشت #مرگ #هیجانی #ماورایی #بل #کیم_تهیونگ #جونگکوک #وی_کوک #اسمات #اکشن #بیماری #راز #دشمن_یا_عاشق #پلیسی #سول_میت #خاطرات_گذشته #دنیای_موازی #غمگین #رابطه_سمی #نجات #کشش_روحی #کوکوی #ویکوک #ورس
+10 more
Scatto | Vkook | Omegavers by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 2,434
  • WpVote
    Votes 342
  • WpPart
    Parts 2
𓂃𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨𓍯 ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ ⊹ نویسنده⤟ #Sadixen ⊹ خلاصه⤟ توی دنیایی که هر حرکت یک سوپرمدل می‌تونه میلیون‌ها دلار ارزش داشته باشه، جئون جونگوک بالاخره به بزرگ‌ترین نقطه‌ی زندگی حرفه‌ایش رسیده؛ کمپین جهانی فندی.❤️‍🔥 اما درست زمانی که دنیا موفقیتش رو جشن می‌گیره، زندگی شخصیش آروم‌ آروم از کنترل خارج می‌شه.❌️ رابطه‌ای که سال‌ها پشت درهای بسته پنهان مونده... رازهایی که هیچ‌کدوم برای فاش شدن آماده نیستن... و آینده‌ای که با هر تصمیم، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از قبل می‌شه. کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد محافظت کردن یعنی تصمیم گرفتن. جونگوک اما می‌خواست برای اولین بار، خودش مسیر زندگیش رو انتخاب کنه. بین قراردادهای میلیون دلاری، رسوایی رسانه‌ها، بارداری‌ای که همه چیز رو تغییر می‌ده و عشقی که مرز بین محافظت و کنترل رو از بین برده... بعضی رازها قرار نیست برای همیشه پنهان بمونن.
In the arms of the butterfly| Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 66,461
  • WpVote
    Votes 6,554
  • WpPart
    Parts 51
وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ پسری با ترس از تنهایی که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه، وقتی زنی مرموز و به‌ظاهر ناجی دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قراردادِ ساده وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده. ------- Genre: Romance, Harsh, Angst, Smut, Revenge Writer: Nabie
STIGMA[اِستیگما] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 112,138
  • WpVote
    Votes 13,906
  • WpPart
    Parts 34
Taekook شایعه ای به گوشتون خورده؟ که میگه جونگکوک تو سن ۱۷ سالگی خودکشی کرده؟ و تهیونگ یک نسخه ازش ساخته. ... این شایعه واقعا وجود داره...بین ارمی ها و طرفدار ها. شاید واقعیه هوم؟ تا حالا بهش فکر کردین؟ که جونگکوکِ ما فقط یه نسخه ی کپی شده باشه. ... اما اگه حقیقت چیز دیگه ای باشه؟ اگه جونگکوک واقعی برگرده ؟ ... سرنوشت BTS عجیب تر از چیزیه که فکرش رو بکنی. اینجا واقعیت رو میخونی. واقعیتی که گاهی باعث خوشحالی و گاهی باعث ناراحتی میشه. ... _اخرش چیشد؟ -اخر؟...اخری وجود نداره. -یعنی چی؟ -بی تی اس پایان نداره. این دفتر...هیچ پایانی نداره. <><><><><><><><><><><><><><><><><><> ژانر: رومنس_ هیجانی_ درام_ انگست_ اسمات کاپل: تهکوک[ویکوک] نویسنده: bita چنل: @kookv_life ><><><><><><><><><><><><><><><><><>< -این فیک تخیلی یا کلیشه ای نیست نیست...پر از ماجراهای مختلفه که خب به حقیقت مرتبطه. -لطفا صبور باشید و زود از خوندن فیک جا نزنید...چون از دستتون رفته. -این ایده واقعا خاصه و خودم دوسش دارم. -امیدوارم شماهم دوسش داشته باشین. -قبل از رسیدن به اتفاقات مهم داستان صبوری کنید. ممنون از همراهیتون. لاویو 🐰🐯
Cosmarina by parizad_ssi
parizad_ssi
  • WpView
    Reads 19,015
  • WpVote
    Votes 1,466
  • WpPart
    Parts 24
خلاصه: در دلِ جنگ جهانی، جایی که شهرها زیر دود نفس می‌کشند، دو سرنوشت به هم گره می‌خورند؛ پیوندی ناامن و بی‌نام که با گذر زمان عمیق‌تر می‌شود. در جهانی که دست‌های پشت پرده برای جدایی‌شان می‌جنگند، «ماندن» به خطرناک‌ترین انتخاب ممکن بدل می‌شود. کازمارینا روایتِ آدم‌هایی‌ست که برای هم می‌میرند، پیش از آن‌که اجازه داشته باشند برای هم زندگی کنند؛ داستانِ دود، سکوت، و پیوندی که حتی جنگ هم نمی‌تواند به‌سادگی از هم بگسلد.🌊🤍✨ 🌙🍃 -بهای لب‌هات چقدره، جونگ‌کوک؟ پسر کوچک‌تر برای ثانیه‌ای نفس کشیدن رو از یاد برد. چه اتفاقی در طول یک شبانه‌روز برای اون مرد افتاده بود؟ -هوم؟ بهم بگو بهای بوسیدن لب‌هات چیه؟ +به دست آوردنِ قلبت. -قلبم رو می‌خوای؟ جونم رو بهت میدم! +فراموش کردی هیونگی؟ جونت، منم! قلبت رو بهم بده تا جونت رو بهت ببخشم.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 286,391
  • WpVote
    Votes 16,946
  • WpPart
    Parts 94
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 294,130
  • WpVote
    Votes 16,295
  • WpPart
    Parts 49
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 126,637
  • WpVote
    Votes 9,879
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️