Waiting To Complete~
26 stories
In the arms of the butterfly| Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 59,555
  • WpVote
    Votes 6,002
  • WpPart
    Parts 48
وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ پسری با ترس از تنهایی که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه، وقتی زنی مرموز و به‌ظاهر ناجی دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قراردادِ ساده وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده. ------- Genre: Romance, Harsh, Angst, Smut, Revenge Writer: Nabie
STIGMA[اِستیگما] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 104,825
  • WpVote
    Votes 13,170
  • WpPart
    Parts 34
Taekook شایعه ای به گوشتون خورده؟ که میگه جونگکوک تو سن ۱۷ سالگی خودکشی کرده؟ و تهیونگ یک نسخه ازش ساخته. ... این شایعه واقعا وجود داره...بین ارمی ها و طرفدار ها. شاید واقعیه هوم؟ تا حالا بهش فکر کردین؟ که جونگکوکِ ما فقط یه نسخه ی کپی شده باشه. ... اما اگه حقیقت چیز دیگه ای باشه؟ اگه جونگکوک واقعی برگرده ؟ ... سرنوشت BTS عجیب تر از چیزیه که فکرش رو بکنی. اینجا واقعیت رو میخونی. واقعیتی که گاهی باعث خوشحالی و گاهی باعث ناراحتی میشه. ... _اخرش چیشد؟ -اخر؟...اخری وجود نداره. -یعنی چی؟ -بی تی اس پایان نداره. این دفتر...هیچ پایانی نداره. <><><><><><><><><><><><><><><><><><> ژانر: رومنس_ هیجانی_ درام_ انگست_ اسمات کاپل: تهکوک[ویکوک] نویسنده: bita چنل: @kookv_life ><><><><><><><><><><><><><><><><><>< -این فیک تخیلی یا کلیشه ای نیست نیست...پر از ماجراهای مختلفه که خب به حقیقت مرتبطه. -لطفا صبور باشید و زود از خوندن فیک جا نزنید...چون از دستتون رفته. -این ایده واقعا خاصه و خودم دوسش دارم. -امیدوارم شماهم دوسش داشته باشین. -قبل از رسیدن به اتفاقات مهم داستان صبوری کنید. ممنون از همراهیتون. لاویو 🐰🐯
༆Cosmarina by CometStarOcean
CometStarOcean
  • WpView
    Reads 14,989
  • WpVote
    Votes 1,207
  • WpPart
    Parts 23
🔺توجه! این فیکشن فاقد هر محتوایی نظیر تجاوز، خیانت، پدوفیلیا‌ و روابط محارم‌ می‌باشد. با خیال راحت مطالعه کنید.🙂‍↕️🎀 خلاصه: در دلِ جنگ جهانی، جایی که شهرها زیر دود نفس می‌کشند، دو سرنوشت به هم گره می‌خورند؛ پیوندی ناامن و بی‌نام که با گذر زمان عمیق‌تر می‌شود. در جهانی که دست‌های پشت پرده برای جدایی‌شان می‌جنگند، «ماندن» به خطرناک‌ترین انتخاب ممکن بدل می‌شود. کازمارینا روایتِ آدم‌هایی‌ست که برای هم می‌میرند، پیش از آن‌که اجازه داشته باشند برای هم زندگی کنند؛ داستانِ دود، سکوت، و پیوندی که حتی جنگ هم نمی‌تواند به‌سادگی از هم بگسلد.🌊🤍✨ 🌙🍃 -بهای لب‌هات چقدره، جونگ‌کوک؟ پسر کوچک‌تر برای ثانیه‌ای نفس کشیدن رو از یاد برد. چه اتفاقی در طول یک شبانه‌روز برای اون مرد افتاده بود؟ -هوم؟ بهم بگو بهای بوسیدن لب‌هات چیه؟ +به دست آوردنِ قلبت. -قلبم رو می‌خوای؟ جونم رو بهت میدم! +فراموش کردی هیونگی؟ جونت، منم! قلبت رو بهم بده تا جونت رو بهت ببخشم.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 238,895
  • WpVote
    Votes 14,302
  • WpPart
    Parts 89
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 277,179
  • WpVote
    Votes 15,256
  • WpPart
    Parts 44
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 100,261
  • WpVote
    Votes 8,002
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
𝑩𝒍𝒊𝒏𝒅 𝒎𝒂𝒏𝜗𝜚 by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 13,581
  • WpVote
    Votes 2,442
  • WpPart
    Parts 28
خلاصه: تهیونگ ده ساله تو تاریکی گم شده؛ دنیایی که نه نوری داره، نه دلخوشی‌ای. تا وقتی جونگ‌کوک با صدای آروم و دل ساکتش پا تو زندگی‌ش می‌ذاره. اما تهیونگ از روشنایی می‌ترسه. هه‌سو، دختری که قراره فقط پرستار باشه و نامجون، مردی که همیشه از دور به جونگ‌کوک نگاه می‌کنه. هیچکس نمی‌دونه عشق چطور بین زخم و ترس رشد می‌کنه ولی وقتی دل بلرزه حتی سکوت هم فریاد می‌شه. کاپل: vkook
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  by azin613
azin613
  • WpView
    Reads 33,643
  • WpVote
    Votes 5,631
  • WpPart
    Parts 44
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 63,066
  • WpVote
    Votes 6,759
  • WpPart
    Parts 23
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝗧𝗼𝗰𝗸𝗮 | 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 25,141
  • WpVote
    Votes 3,904
  • WpPart
    Parts 15
"- برای همین... به خودش که اومد پخش زمین شده بود. اگه با دستاش جلوی ضربه رو نمی گرفت، احتمالا سرش می شکست و در حالی که هنوز روی زمین بود، با دهانی باز اطراف رو نگاه کرد تا ببینه کار کی بوده. چان در حال خندیدن با دوستاش بود و سخت نبود که حدس زد کار کی بوده، ولی توی همون لحظه نگاه تهیونگ به شخصی که دو متر اون طرف تر ایستاده بود افتاد. جئون جونگ کوک به چان خیره بود و... عجیب به نظر می رسید. به عنوان آدمی که خودش توی اذیت کردن و حتی تلاش برای کشتن تهیونگ کم نذاشته بود، خیلی عجیب بهش نگاه می کرد. و بعد نگاهش برای لحظه ای به نگاه تهیونگ گره خورد. - نچ. فقط همینو گفت. اوه خدا. می خواست بکشتش. اون دیوونه لعنتی می خواد بکشتش. و بعد... همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫