Reading list 2
51 stories
One Shot | BTS by Jimin_philia
Jimin_philia
  • WpView
    Reads 33,399
  • WpVote
    Votes 2,003
  • WpPart
    Parts 63
یه بوک پر از وانشات، از کاپل های بنگتن با ژانرهای مختلف! سناریو ✔️ وانشات ✔️ مولتی شات ✔️ هر سناریو که بخواین به وانشات تبدیل میشه. ۲تا شرط داره: 1-ووت‌هاش زیاد باشن 2-درخواستاش بیشتر از 5 تا باشن این کارهای کوچیک توی چنل @Bangtanblue هم اپ شدن!!
BTS SMUT ONESHOT🔞 by BlackRami
BlackRami
  • WpView
    Reads 23,005
  • WpVote
    Votes 825
  • WpPart
    Parts 11
تقربیا همش وانشات و مولتی شات‌های اسماته🔥🔞
𝙈𝙞𝙨𝙨𝙔𝙤𝙪𝙎𝙤𝘽𝙖𝙙 ᵃᶠᵗᵉʳˢᵗᵒʳʸ || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by GryEdviL
GryEdviL
  • WpView
    Reads 27,644
  • WpVote
    Votes 2,252
  • WpPart
    Parts 22
افتر استوری فیکشنِ [ Love You So Bad ] "دلتنگی همیشه عاشقانه نیست، می‌تونه غم انگیز ترین سرودِ قلبی زخمی باشه ، یه لبخندِ سبک بعد از رفتن یا یه نفس راحت به محض رسیدن، اون اشک و لبخند و دردهاییه که اسمش رو نمیدونیم. دلتنگی بی‌رحمه چون میتونه غرورِ یه مرد رو بشکونه و از اون احمق بسازه!"
legacy of power  by Mahiora5
Mahiora5
  • WpView
    Reads 39,106
  • WpVote
    Votes 5,157
  • WpPart
    Parts 35
[ کامل شده ] در حال ویرایش "عشق نباید این‌قدر خطرناک باشه..." جیمین همیشه دایی یونگی رو تحسین می‌کرد-رئیس مرموز و بی‌رحم مافیا، مردی که در سایه‌ها فرمان می‌راند. اما حالا که امگایی ۱۸ ساله شده، احساسش به اون تغییر کرده... حسی که نباید وجود داشته باشه. در دنیایی که قدرت با خون معامله می‌شه و عشق یک نقطه ضعف! جیمین باید بین قلبش و واقعیت بی‌رحمانه‌ی مافیا یکی رو انتخاب کنه. اما چی می‌شه اگه این احساس ممنوعه، تبدیل به بزرگ‌ترین نقطه‌ی شکست یونگی بشه؟ عشق در دنیای تاریکی، همیشه تاوان داره... بوک محارم نیست تو ادامه میفهمین... name: legacy of power gener: dream, angst, romance , omegaverse, mpreg, smut, criminal writer: Narges
Paparazzi ∥ پاپارازی { KookV } by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 1,273
  • WpVote
    Votes 62
  • WpPart
    Parts 14
توجه‼️ این داستان حاوی صحنه‌های خشونت آمیز و BDSM خشنه🔞؛ پس لطفا با آگاهی نسبت به این مسائل، پاپارازی رو مطالعه کنین! ✨ورژن کوکوی✨ پاپارازی از اونجایی شروع می‌شه که برای به دام انداختن یکی از محبوب ترین بازیگرهای کره جنوبی، جئون جونگکوک، جاسوسی رو سر وقتش می‌فرستن اما عشق دیوونه‌وار تهیونگ لال، بهش اجازه آسیب رسوندن به ارباب جدیدش رو می‌ده؟ از پس این ماموریت به ظاهر ناممکن برمیاد؟ از پس بعد تاریک و خون‌خوار جونگکوک چطور؟ ==== - فکر نکن چون جونگکوک به اینجا آوردتت، در امانی پسر خوب..! بی‌هوا توی صورت خبرنگار خم شد و درحالی که دندون قروچه می‌کرد، عصبی غرید: - تو حتی از سگ‌های این عمارت کمتری؛ اون بیرون شاید برای خودت کسی بودی اما اینجا... حتی فکر نفس کشیدن بدون اجازه‌ی ما رو از اون مغز کوچولوی ناقصت بیرون کن! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Paparazzi نام داستان: پاپارازی Couple: Vkook کاپل: کوکوی Criminal, Mafia, BDSM, Smut, Canon, Romance, Angst جنایی، مافیایی، بی دی اس ام، اسمات، کنون، عاشقانه، انگست ■ A Novel By Shima, Tina, Marcy ■
 Detective And Cop by Mrswag_Daniel
Mrswag_Daniel
  • WpView
    Reads 142
  • WpVote
    Votes 11
  • WpPart
    Parts 1
"+مرتیکه ی احمق دوست داشتنی... از نگرانی مردم و زنده شدم. نمیگی اگه بمیری من بی شوهر میشم؟ کی جواب بچه های نداشتمونو میده؟! هان؟ جواب بده! حقته بگیرم دستگیرت کنم به جرم دلواپس کردن همسرت!"
 Blood of Shdow " خون و سایه  "  by user69230937
user69230937
  • WpView
    Reads 60
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Parts 7
" خون مهر خاموشی بود که سرنوشت بر سایه ها زد " " blood was the silent seal fate pressed onto the shadows" " سایه ها حقیقت رو نمی گویند ، اما رَد خون همیشه فاشش میکند " * * * در دنیایی که قدرت حکومت میکند چی میشه اگه دوتا خاندان از ایتالیا و کره که همدیگر رو از قدیم میشناسن همو ملاقات کنن ، ملاقاتی که کلی ناهنجاری با خودش داره . ملاقات دو خاندان مثل دو تاج سلطنتی که سرنوشتشون با خون و سقوط رقم خورده. با دنیایی که در سایه ساخته شده و در خون ادامه پیدا میکند . و این وسط اگه دوتا مرد با دنیاهایی شبیه هم ولی با کلی تفاوت به راه هم بیفتن چه اتفاقی میفته ؟... * * * ژانر : دارک ، مافیایی ، انگست ، اسمات ، عاشقانه کاپل: تهکوک _ ویکوک ، روراسا ، جنلیسا
QUERENCIA || VK by BooraJk1
BooraJk1
  • WpView
    Reads 5,060
  • WpVote
    Votes 666
  • WpPart
    Parts 55
باغچه‌ای سرشار از رزهایی خشک‌شده؛ با مردی در تمنای دوباره نفس‌کشیدن عطر رز! _کرنسیا درواقع همون آغوش‌های منتظر و بی‌صاحب‌مونده، بودن. _آغوش کرنسیای تو هیچ‌وقت بی‌صاحب نمی‌مونه. قول میدم. _تو هیچ‌وقت سر قول‌هات نمی‌مونی. جئون جونگ‌کوک معصومی که برای بی‌رحم‌شدن شکنجه می‌شد، فکرش رو نمی‌کرد که تهیونگ، اون پسر سرخدمتکار عمارت که همیشه ناجی زخم‌هاش بود درست توی اوج درد، ترکش کنه! "راه نجات از جایی شروع می‌شه که باور می‌کنی ناجی مرده؛ اما باور من از مکان امنم، هنوز هم آغوش تو بود." و حالا بعد از پنج سال کیم تهیونگ با شروع قتل‌های زنجیره‌ای عجیبی، به‌عنوان کاراگاه به کره برمی‌گرده اما با یک جونگ‌کوک متفاوت مواجه می‌شه! جونگ‌کوکی که قلبش رو از سینه بیرون کشیده بود و دیگه علاقه‌ای به رنگ‌ها نداشت. _حتی می‌تونم قسم بخورم برات... _ادامه نده، بسه... _به چشم‌هات، به رنگ‌هات، به روح زخمیت قسم می‌خورم باید می‌رفتم تا نبینی خرد شدنمو، جونگ‌کوک. اما رازهای نهفته بین‌ پیچ‌وخم دیوار گذشته، فراتر از چیزی بود که تصور می‌شد. _اگه من ماه باشم، پس تو چی میشی؟ _تماشاچی تو! ┆Name: Querencia | کِـرِنسـیا ┆Couple: Vkook, Secret ┆Gener: Romance, Angst, Smut, Action, Criminal ┆Up: هر روز تا وقتی به پارت‌های آپ‌شده در تلگرام برسه
Night Fall "ورژن اصلی" KOOKV by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 33,080
  • WpVote
    Votes 3,958
  • WpPart
    Parts 20
تهیونگ قراره کشیش بشه و انجیلش همیشه باهاشه. اما بزودی با یک مافیای شرور آشنا میشه که زندگیش رو جهنم میکنه.
Love in nyc by camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Reads 166,972
  • WpVote
    Votes 18,688
  • WpPart
    Parts 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts