on going
17 stories
Moon, cunning Lover by imtoktam
imtoktam
  • WpView
    Reads 3,203
  • WpVote
    Votes 105
  • WpPart
    Parts 22
ماه معشوقه ی مکار🤍 وایب فوق العاده رمان، جزو پرطرفدارتریناست.🤩 علاوه بر وایب مافیایی و گنگ بالا، قلم قوی نویسنده چیزیه که هرکسیو جذب این رمان خفن میکنه. اولین رمان این نویسنده نیست ولی اولین رمانیه که توی واتپد گذاشته شده، پس به حمایتتون نیاز دارم دوستای خوبم🥰🤭😘 ♥︎♥︎♥︎♥︎♥︎ نازلی زیباست، مثل روباه، زیبا و مکار. ولی بی رحم و خونسرد... ولی جذابیتش و بی رحمیش درست مثل پری های دریاییه! زیبا و کشنده. کسی که به دامش میوفته دیگه راهی برای برگشت نداره... هرجای دنیا باشه اون پیداش میکنه. اما شخصیت نازلی، شکل گرفته بخاطر گذشته است، دوران کودکی و بیچارگیش... توی زندگیش اشخاص مختلفی هستن، میان و میرن... نازلی دقیقا کی به آرامش میرسه؟ وقتی مسببات تمام خاطرات بدش رو از بین ببره یا با عشق حقیقی؟ اصلا... عشق واقعا وجود داره؟! 🔞
not for sale by sahelzz
sahelzz
  • WpView
    Reads 20,633
  • WpVote
    Votes 796
  • WpPart
    Parts 14
این داستان،میتونم بگم یه داستان خیلی خیلی متفاوتِ به هیچ وجه شبیه فن فیکشنای عادی نیست و به عبارت دیگه ربطی هم به وان دایرکشن یا خیلی آیدل های دیگه نداره! داستان یک نوع پارادوکس بین عشق و اعتراض به تجارت انسان هست. فالوور های پیج من خیلی خیلی کمه و نود و نه درصد مطمئنم هیچکس نخواهد خوند و آپ کردن تقریبا بی فایده ست اما واقعا دوست دارم آپ کنم بعنوان اولین داستانم در واتپد و توصیه میکنم بخونین چون پشیمون نمیشین! از لحظه شکل گیری سوژه تا تایپ و پایان داستان،دو سال و نیم طول کشید و واقعا انرژی و زمان زیادی صرفش شده. داستان،درمورد دختری به اسم ناتالیاست که توی پرورشگاه بزرگ شده و علاقه و ایتعداد زیادی در زمینه موسیقی و هنر داره و همین باعث میشه گول بخوره و پاش به جایی باز بشه که هیچ ربطی به موسیقی و هنر نداره! هیچ خلاصه ای نمیتونه حتی گوشه ای از داستان رو توصیف کنه چون اتفاقاتی که میوفته قابل پیش بینی نیستن. امیدوارم کسی بخونه بای دِ وِی!
𝖂𝖆𝖗 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊/ جنگ عشق by Faryad1386
Faryad1386
  • WpView
    Reads 18,165
  • WpVote
    Votes 686
  • WpPart
    Parts 22
محکم به دیوار کوبیدم. صدای قلب ترسیدم که دیوانه وار می تپید توی گوشام اکو میشد. دستشو محکم روی دیوار کنار سرم کوبید و به سمتم خم شد. سرشو کنار گوشم برد و نفس های داغشو روی گردنم خالی کرد که باعث شد مور مورم بشه. آروم زمزمه کرد. (...):《حتی اگه یه قرارداد باشه بازم مال منی... بار آخرت باشه بدون اجازه ی من به یه پسر نگاه میکنی، وگرنه...
Cècile by flitata
flitata
  • WpView
    Reads 3,707
  • WpVote
    Votes 350
  • WpPart
    Parts 35
درست وقتی همه چیز تو مه سیاهی فرو رفته بود، اون مرد..با دستای پر از تتوش..به کمکت اومد و از برزخ زندگیت نجاتت داد.. میتونستی رنگی ترین روزای زندگیتو باهاش ببینی. همیشه باورداشتی روزای خوش یه جایی به پایان میرسن و هر شادی از ته دلی یه تلخی در پیش داره ولی، هیچوقت اگر قرار بود اینطوری تقاصشو پس بدی..حتی اگه تو سیاهی غرق میشدی..از اون دستا و اون مرد کمک نمیگرفتی! Writer: tatabata Genre : dark romance, angst Character: Christian yu, you
nobody knows هیچکسی نمیدونه  by darkdream82
darkdream82
  • WpView
    Reads 20,058
  • WpVote
    Votes 442
  • WpPart
    Parts 38
دختر باریستایی که رییس مافیا ازش خوشش میاد اون رو میدزده و ....
معشوق رقیب|مافیایی by lea45-7
lea45-7
  • WpView
    Reads 24,984
  • WpVote
    Votes 928
  • WpPart
    Parts 26
-بهم دست نزن عوضی د میگم ولم کن --این تازه شروعشه خانوم کوچولو هنوز که کاری باهات نکردم •بلند خندید چهره اش زیر نور مهتابی ترسناکتر از همیشه بود یا شایدم زیباتر نمیدونم ولی چشماش عجیب قلبم به اتیش میکشید در عین حال بدنم به لرزه مینداخت ...•
 { مرواریدی از جنس مافیا } by Baharpool
Baharpool
  • WpView
    Reads 911
  • WpVote
    Votes 39
  • WpPart
    Parts 5
دنیای مافیآ جای که دنیا فقط یک رنگه اونم رنگی نیست جز سیاه ...! عشق توش توصیفی نداره فقط پول قدرت . آدم ها با ماسک های دروغین زیادی تو این دنیا وجود دارند ولی همشون دنبال این هستن که زیر پا لهت کنن و از روت رد بشن اینجا جای نیست جز لاس وگاس عمق ایتالیا کشتار گاه مافیا .
Dawn of Shadows by bestwerewolf
bestwerewolf
  • WpView
    Reads 426
  • WpVote
    Votes 97
  • WpPart
    Parts 9
داستان پسری سردرگم و گمگشته در دنیایی که جادو و خون در هم آمیخته، ارتیوم به دنبال هویتش می‌گردد. آیا او یک هیولاست یا یک قربانی؟🐺 ماجرای ارتیوم، پسری که بی‌خبر از همه‌جا، اسیر دسیسه‌های یک جادوگر مرموز می‌شود. حالا او نه‌تنها باید با ذات گرگینه‌ای خود کنار بیاید، بلکه در دنیایی بی‌رحم از سایه‌ها و خون، جایگاهش را پیدا کند. اما وفاداری، حقیقت و قدرت چه بهایی دارند؟🧙‍♂️
زاده خون by Robi963
Robi963
  • WpView
    Reads 26,234
  • WpVote
    Votes 1,027
  • WpPart
    Parts 30
هر چقدرم سعی کنی نمیتونی ازش فرار کنی اون همیشه با تو می مونه چون با تو زاده شده تو زاده خون هستی ، تو گناهکار زاده میشی و گناهکار از این دنیا خواهی رفت ، جهنم جایگاه ابدی تو‌ خواهد بود. خلاصه: داستان درباره دختری به اسم نلا است که یاد گرفته چه طوری توی جامعه ای که پر از دزد و خلافکاره از پس خودش بر بیاد اما خیلی اتفاقی توی یه شب به خاطر دوستش دست به کاری میزنه که درهای گذشته به روش باز میشه ....
تاوان بی گناهی by mdis_rty
mdis_rty
  • WpView
    Reads 20,986
  • WpVote
    Votes 943
  • WpPart
    Parts 14
بسته سیگارو گرفت طرفم یکی برداشتم، از کنار کفشم فندک درآوردم و روشنش کردم فندکو از دستم گرفت و سیگارشو روشن کرد: چشمم روشن تولم فندک جاسازم داره! _: تجربه ثابت کرده همیشه فندک پیشم باشه!اون دفه یادت نیس؟ جر خوردیم رفتیم بالا درخت سیگار بکشیم ، دو بسته سیگار آورده بودی بدون فندک! خندید : قانع شدم بابا لبخند زدم : میدونی مدی؟منو تو مثل سیگارو فندکیم! موهامو بوسید:چطور؟ کام عمیقی از سیگارم گرفتم _: سیگار بدون فندک ب کار کسی نمیاد، هرچقدرم گرون و لاکچری باشه !بدون فندک بدرد نخور ترین چیز دنیاس... فندک! تو فندک منی! بدون تو هیچی نیستم!