yeganneh
- Reads 5,932
- Votes 914
- Parts 9
انیگماها قدرتمندترین و خطرناک ترین آفریده ی الهه ی ماه هستند، اون ها غیرقابل کنترل و با قدرت باورنکردنی، قوی ترین و شکست ناپذیر ترین افراد روی زمین هستند.
جئون جونگ کوک انیگمایی سلطنتی که در سن کم به دلیل وجودِ خطرناکش از دهکده ی سلطنتی نیوارا طرد شد و با گذشت زمان قبیله ای به دور از دهکده تاسیس کرد.
و حالا پس از گذشت چندین سال...
نیوارا برای محافظت از تنها دارایی باارزش حالِ حاضرش، تنها امگایی که پس از سال ها در نیوارا زاده شده، ناچار به درخواست کمک از انیگمای طرد شده میشه.
_____________________________
+"اگه ناراحتت میکنه میتونم به جاش دردسر صدات بزنم."
امگا این بار کاملا سر جاش نشست و اخم کوچیکی کرد.
-"نمیتونی اینجوری صدام بزنی. چون دردسر نیستم."
انیگما به حالت متفکر سرش رو کمی کج کرد و همزمان طناب رو از دو طرف گره زد.
+"توی یک روز گذشته تقریبا نزدیک بود سه بار از روی اسب بیوفتی،یک بار از مسیر جدا شدی تا دنبال یه خرگوش بری. یک بار هم افتادی زمین و زانوت رو خراش دادی."
انیگما با حوصله تعریف کرد و نگاهش رو به سمت پسر چرخوند تا واکنشش رو ببینه.
+"حالا که بهش فکر میکنم تو واقعا دردسری،چری."
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
omegaverse,smut,romance
آپ:نامشخص✨