nitay134's Reading List
Истории 40
"Since 1894" Capitain Jeon на ivenboss
ivenboss
  • WpView
    Прочтений 22,570
  • WpVote
    Голосов 2,122
  • WpPart
    Частей 85
ترجمه شده هنگامی که نبرد به پایان رسد، با یکدیگر ازدواج خواهیم کرد و من گل هایی همانند تو خواهم کاشت، و داستان ما یکی از زیباترین افسانه های عشق در جهان خواهد شد. نامه ای پیدا شده در در جیب یک سرباز کشته شده؛ کاپیتان جونگکوک جئون، 1895. . . . . . Couple: kookv Genre: tragedy, romance, war Writer: ARTSEOULVK
Red Ruby на Najra1995
Najra1995
  • WpView
    Прочтений 88,081
  • WpVote
    Голосов 12,427
  • WpPart
    Частей 65
(یاقوت سرخ) ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ _به صدای قلبت گوش کن و هرکاری که گفت، همون کارو انجام بده +از اعتماد کردن به قلبم پشیمون نمیشم؟ _اعتماد به قلبت پشیمونی میاره و اعتماد به عقلت حسرت...تو کدوم و ترجیح میدی؟ +به قلبم گوش کردم... _خب...چی گفت؟ +میشه بغلت کنم؟ ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ کاپل: کوکوی_سکرت ژانر: تاریخی _درام_فانتزی_سفر در زمان نویسنده: لونا ( کامل شده*) ورژن کوکمین فیک در همین اکانت اپ میشه...
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  на Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Прочтений 114,412
  • WpVote
    Голосов 17,592
  • WpPart
    Частей 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 на xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Прочтений 82,130
  • WpVote
    Голосов 3,750
  • WpPart
    Частей 8
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
METANOIA на feloriyaa
feloriyaa
  • WpView
    Прочтений 38,445
  • WpVote
    Голосов 3,274
  • WpPart
    Частей 31
تهیونگ هرگز فکر نمی‌کرد که بوسیدن لب های همجنس خودش همون چیزی بود که نياز داشت و از خودش دریغ کرده بود! جونگکوک اما خورشیدی بود که بی منت به شکوفه آفتابگردان پنهان در قلب پسر تابید. - - - - این وحشتناکه من نمیخواستم عجیب باشم نمیخواستم گی باشم! - ولی عشق وحشتناک نیست؛ شبیه لمس کردن گلبرگ های گل آفتابگردونه. 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : romance | school life | full smut | little comedy 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : kookv 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Feloriya
COLD FIRE║KOOKV-YOONMIN на sufiland
sufiland
  • WpView
    Прочтений 7,616
  • WpVote
    Голосов 1,097
  • WpPart
    Частей 19
«فقط کافیه یه دفعه‌ی دیگه من رو اینطوری صدا بزنی تا سگ بشم و یه کار دست جفتمون بدم...» ❈نام‌اثر: |آتـــش‌سرد| ❈کاپل: کوکویـ / یونمین ❈ژانر: اندکی‌انگست / عاشقانه‌ / رابطه‌ی قراردادی / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [نامنظم]-͟͟͞͞𖣘 •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد پس لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
VENATOR|VKOOK на Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Прочтений 23,464
  • WpVote
    Голосов 1,394
  • WpPart
    Частей 30
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
لایو ویدیو | ویکوک  на faeze615
faeze615
  • WpView
    Прочтений 195,518
  • WpVote
    Голосов 8,391
  • WpPart
    Частей 31
(تکمیل شده) یادم افتاد امشب لایو داره ... در هفته چند روز لایو داشت در حقیقت پورن لایو بود ... چهره اش رو نمیدیدم اما تنها راهِ رهاییم از دنیای بیرون اتاق تاریک و لایو های اون بود ..‌. اسم فیکشن: لایو ویدیو ژانر: عاشقانه - اسمات - کمدی - روزمره - انگست کاپل :تهکوک - یونمین #ویکوک #تهکوک #یونمین #اسمات #فول_اسمات #انگست #عاشقانه #رومنس #روزمره #کمدی #درام #تهیونگ #جانگکوک #جونگکوک
𝗧𝗼𝗰𝗸𝗮 | 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 на ituhide
ituhide
  • WpView
    Прочтений 23,505
  • WpVote
    Голосов 3,742
  • WpPart
    Частей 15
"- برای همین... به خودش که اومد پخش زمین شده بود. اگه با دستاش جلوی ضربه رو نمی گرفت، احتمالا سرش می شکست و در حالی که هنوز روی زمین بود، با دهانی باز اطراف رو نگاه کرد تا ببینه کار کی بوده. چان در حال خندیدن با دوستاش بود و سخت نبود که حدس زد کار کی بوده، ولی توی همون لحظه نگاه تهیونگ به شخصی که دو متر اون طرف تر ایستاده بود افتاد. جئون جونگ کوک به چان خیره بود و... عجیب به نظر می رسید. به عنوان آدمی که خودش توی اذیت کردن و حتی تلاش برای کشتن تهیونگ کم نذاشته بود، خیلی عجیب بهش نگاه می کرد. و بعد نگاهش برای لحظه ای به نگاه تهیونگ گره خورد. - نچ. فقط همینو گفت. اوه خدا. می خواست بکشتش. اون دیوونه لعنتی می خواد بکشتش. و بعد... همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
+ еще 22
 𝐁𝐀𝐍𝐊𝐄𝐑 {𝐯𝐤} на Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Прочтений 227,838
  • WpVote
    Голосов 28,582
  • WpPart
    Частей 47
{Completed} اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگر اینکه با خواسته شون موافقت کنم. زمین زدن قدرتمندترین آلفای سئول. کیم تهیونگ! مرد الفایی که همه جا توسط گارد امنیتی اش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی بوسال کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین آلفای کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه. بنابراین به عنوان یه امگا غیرممکنه که بتونم تنهایی اونو از پا دربیارم. اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم. اینکه به تختخواب تهیونگ راه پیدا کنم... و اونجا بمونم ! ♡____________________♡ Couple :: Vkook Jenre :: omegaverse, smut, mafia, criminal, romance♥️ Up time :: سه فصل اتمام یافته طراحی پوستر از :: @zhiizhou 🌹ترجمه و بازگردانی رمان " بانکدار " از پنه لوپه اسکای 💋