Haahshell098's Reading List
199 cerita
THE BOY I SAW oleh olgakookvvkook
olgakookvvkook
  • WpView
    Membaca 21,290
  • WpVote
    Vote 924
  • WpPart
    Bab 4
خب خب الگا هستم . توی نوشتن سناریو و اینجور چیزا تجربه دارم و میخوام کارمو تو واتپد شروع کنم گایز اولین کارمم کوکوی کاملا اسماتهه امید وارم خوشتون بیاد ^^
prejudice oleh Vkookand23
Vkookand23
  • WpView
    Membaca 5,439
  • WpVote
    Vote 472
  • WpPart
    Bab 8
-تعصب- چند شاتی در دو ورژن کوکوی و ویکوک امگای جوونی که مجبور میشه تن به ازدواج با یه آلفای مذهبی بده. البته این ازدواج از بچگیش توافق شده بود. سیگار و روی لبش گذاشت و با صدای بمی زمزمه کرد. -لباسات و در بیار. میخوام بدنتو ببینم. couple:kookv,vkook Genre: smut , force marriage , omegaverse writer:cillian .Two version. "ممکنه یه مقدار از تصور شما نسبت به مذهب مسیحیت متفاوت باشه ، به هر حال دیدگاه منه"
BTS SMUT ONESHOT🔞 oleh BlackRami
BlackRami
  • WpView
    Membaca 29,058
  • WpVote
    Vote 979
  • WpPart
    Bab 11
این بوک پر از وانشات و مولتی‌شات اسماته🔥🔞
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° oleh ZahraAmini4
ZahraAmini4
  • WpView
    Membaca 110,124
  • WpVote
    Vote 10,300
  • WpPart
    Bab 64
سون سام 🌌 در دنیایی که امگاها در مراکز تاریک و بی‌رحم خرید و فروش می‌شوند، چهار آلفای قدرتمند به رهبری کیم نامجون، مدیرعامل سامسونگ، وارد مرکزی مخوف می‌شوند تا امگایی برای پک خود انتخاب کنند. اما چیزی که در انتظارشان است، فراتر از یک معامله ساده است. یونگی، امگایی سرکش و وفادار، با روحی ناآرام و قلبی پر از نگرانی برای برادران غیرخونی‌اش، توجه نامجون را جلب می‌کند. در میان راهروهای سیاه و بوی مرگ، یونگی نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای نجات جین و تهیونگ، دو امگای دیگر که در چنگال ظلم این مرکز گرفتارند، می‌جنگد.
Two Years Too Late|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 oleh Rumyme
Rumyme
  • WpView
    Membaca 25,015
  • WpVote
    Vote 3,029
  • WpPart
    Bab 21
⁂ بازگوی روند اتمام یه رابطه و پس گرفتن ارزش وجودت، از نو ساختن خودت و باورهات و البته، شروع دوباره‌ی همه چیز؛ این‌ بار قوی‌تر و مطمئن‌تر. ⁂ -دیدِ تو به تموم کردن یه رابطه، درست کردنشه؟ تهیونگ، آدم‌ها یه رابطه رو تموم می‌کنن چون دیگه کار نمی‌کنه؛ چون دیگه قرار نیست که کار کنه. پس تو تمومش می‌کردی و هر دفعه دوباره برمی‌گشتی تا 'شاید' درست بشه؟! ༄༆༄ "برگرد و حداقل نشونش بده که چقدر تغییر کردی؛ که دیگه اون احمقِ ساده‌لوح قبلی نیستی که محتاج به علاقه‌ی پوچ‌اش باشه. اگه فرار کنی تهیونگ، قسم می‌خورم برای تمام زندگیت بازنده‌ای." ༄༆༄ تهیونگ قبولش می‌کرد یا نه، بهش فرصتی می‌داد یا نه، جونگکوک دیگه نمی‌تونست صدای احساسش رو خفه کنه. به قدری رشد کرده بودن و ارتعاش داشتن، که ممکن بود این‌ بار خودش کسی باشه که راه تنفسش بسته می‌شه. ༄༆༄ و شاید هیچ کدوم اون‌ها مقصر نبودن. شاید مقصر فقط خودِ رابطه بود. جوری که شروع شد، ادامه پیدا کرد و در نهایت به پایان رسید. شاید هدایتِ اون رابطه بود که اشتباه پیش رفت... ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Drama, Romance, Angst, Slice of life (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت پی‌دی‌اف هم بخونینش!)
Help, Bodyguard! (KookV) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 105,297
  • WpVote
    Vote 13,322
  • WpPart
    Bab 23
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
• · · ┈┈┈─ 𝙊𝙋𝙀𝙉 𝘽𝙊𝘼𝙍𝘿💜⃤─┈┈┈ · · • oleh F0ZHXX
F0ZHXX
  • WpView
    Membaca 60,988
  • WpVote
    Vote 4,528
  • WpPart
    Bab 28
❞دو نفری که بخاطر دعواهاشون کل مدرسه سرسام گرفته بودن چطور کارشون به اینجا کشید؟چطور رسیدن به جایی که بخاطر هم حاضر بودن از اینده‌شون بگذرن؟فقط بخاطر یه دلسوزی بود؟چون غم همو فهمیدن؟یا بخاطر اون بوسه؟...❝ • · · ┈┈┈─𔘓─┈┈┈ · · • ⩩❚𝘾𝙊𝙐𝙋𝙇𝙀: 𝙆𝙊𝙊𝙆𝙑👨‍❤️‍👨 ⩩❚𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀: 𝙍𝙊𝙈𝘼𝙉𝘾𝙀, 𝘿𝙍𝘼𝙈𝘼, 𝙎𝘾𝙃𝙊𝙊𝙇 𝙇𝙄𝙁𝙀, 𝙎𝙈𝙐𝙏🔞 ⩩❚𝘾𝙊𝙈𝙋𝙇𝙀𝙏𝙀𝘿✅ ⩩❚𝙒𝙍𝙄𝙏𝙀: 𝙁0𝙕𝙃𝙓𝙓📝
TINNITUS  oleh moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Membaca 118,794
  • WpVote
    Vote 11,409
  • WpPart
    Bab 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Stay (KOOKV) oleh lifeisyoulive
lifeisyoulive
  • WpView
    Membaca 2,951
  • WpVote
    Vote 280
  • WpPart
    Bab 5
: بمون : تهیونگ بعد از فوت خواهرش، سرپرستی لوهان، خواهرزاده‌ی کوچولوشو برعهده گرفته و مثل پسر خودش بزرگش می‌کنه. اما وقتی عموی پولدار لوهان از راه می‌رسه و می‌خواد حضانتشو بگیره، همه‌چی به هم می‌ریزه. حالا تهیونگ باید برای نگه داشتن تنها یادگار خواهرش بجنگه، حتی اگه هیچ‌کس طرفش نباشه. : عاشقانه : روزمره : سولو برن : هپی اند : کوکوی
Stay with Me | با من بمون oleh calmmoon00
calmmoon00
  • WpView
    Membaca 2,847
  • WpVote
    Vote 258
  • WpPart
    Bab 16
[کامل شده] Stay with Me | با من بمون Couple: kookv در دل قصر سلطنتی، جایی که سکوت حکم‌رانی می‌کنه و نگاه‌ها باید پایین باشه، یه امگا با گذشته‌ای پنهان ، خدمه‌ی شخصی شاهزاده‌ی مرموز می‌شه. اما وقتی خدمت به شاهزاده، تبدیل به دلدادگی پنهان می‌شه... تهیونگ، امگایی با چشمانی خسته. جونگ‌کوک، شاهزاده‌ای با قلبی بسته. و قصر... جایی برای آغاز یک عشق ممنوع. سلام به همه! من یه نویسنده‌ی تازه‌کارم و این اولین تجربه‌ی داستان‌نویسیمه. داستان، صرفاً یه روایت تخیلیه و هدفش فقط سرگرمیه. هیچ قصد توهین به شخص، گروه یا شخصیت خاصی ندارم. و اینم بگم که این بوک اسمات نداره