Yizhan
98 stories
ᴡʜᴇɴ ᴛʜᴇ ʏᴀᴋᴜᴢᴀ ꜰᴀʟʟꜱ ɪɴ ʟᴏᴠᴇ by Lotus_WX_YX
Lotus_WX_YX
  • WpView
    Reads 8,859
  • WpVote
    Votes 1,430
  • WpPart
    Parts 41
"نمیدونم چرا آیوآن بهت میگه مامان اما بیا تا وقتی متوجه میشه که تو مامانش نیستی یه قرارداد امضا کنیم." «حق الزحمه...؟ قرار داد...؟» "اگه میخوای میتونم تایسی رو برات بُکُشم." "کی کیو دوست داره؟ اصلا هم دوسش ندارم..." "پس مشکلی نداره بُکُشیمش." ☾︎ ᴡʜᴇɴ ᴛʜᴇ ʏᴀᴋᴜᴢᴀ ꜰᴀʟʟꜱ ɪɴ ʟᴏᴠᴇ☽︎ وی ووشیان برای تحصیل به ژاپن میره، در حالی که در آرزوی یه زندگیِ فوق العاده ی همجنسگرایاناست. 🏳‍🌈 زمانی که وی ووشیان قصد داشت بخاطر معشوقه‌ی سابقی که گوششو تیغ زده بود خودکشی🩸 کنه، یه عده با ماشین های مشکی دوره اش میکنن. وی ووشیان طی یه قرداد استخدام سر دسته‌ی یاکوزا، که مردی به نام لان وانگجیِ میشه و به عنوان مامانِ پسرش آیوآن، میره که باهاشون زندگی کنه.❗️
Dragon's Forgiveness / بخشش اژدها by Lotus_WX_YX
Lotus_WX_YX
  • WpView
    Reads 259
  • WpVote
    Votes 56
  • WpPart
    Parts 8
«هزاران سال پیش، خدای اژدها دنیایی ساخت و با عشق از انسانها محافظت کرد. اما عشقش به خیانت ختم شد - و خونی که ریخته شد، بذر نفرینی ابدی شد. حالا هزاران سال بعد، روباه مقدس نهدم، تنها امید انسانهاست برای جلب بخشش خدای اژدهای زخمی. اما وقتی روباه رو در رو با نگاه سرد اژدها میایستد، نقشهها تغییر میکنند... چون سرنوشت هر دو، چیزی نیست که حتی خود خدایان پیشبینی کنند. «چی تو رو انقدر اغواکننده میکنه؟» «به نظر میرسه این ارباب جوان، برای خطرناکترین بازی آماده است...»
THE GAME OF DESTINY by SHIA_Eunoia
SHIA_Eunoia
  • WpView
    Reads 51,894
  • WpVote
    Votes 11,669
  • WpPart
    Parts 193
Fiction: THE GAME OF DESTINY genre: Action _ mafia _ thriller _ angst _ romance Author: SHIA _ HANA couple: YiZhan همه ما برای زندگی هامون برنامه ریزی های زیادی داریم. تصمیمات بزرگی میگیریم و میخوایم از خیلی چیزها دوری کنیم. ولی گاهی فراموش میکنیم که ما تنها تصمیم گیرنده نیستیم و بازی سرنوشت بعضی وقتا دوست داره برخلاف میل و نظر ما عمل کنه. سرنوشت تا چه حد میتونه زندگی مارو رو بازی بده؟ آیا قراره پایان خوش رو برای همه ما رقم بزنه؟ سرنوشت پایان آدم های خوب رو متفاوت از آدم های بد مینویسه؟ ولی نکته‌ای این وسط وجود داره؛ ملاک تشخیص خوبی و بدی چیه؟ جایی برای افراد خوب توی این داستان وجود داره؟ اینجا داستان زندگی ها و بازی سرنوشت با هرکدوم از اونها به شکلی متفاوته. با ما توی این مسیر پر پیچ و خم و سراسر اتفاق همراه باشید. روزهای آپ: شنبه و چهارشنبه فصل ۱: پایان یافته فصل ۲: پایان یافته فصل ۳: در حال آپ
Right Person, Wrong Time by stancomabene
stancomabene
  • WpView
    Reads 13,422
  • WpVote
    Votes 2,409
  • WpPart
    Parts 55
𝘳𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘱𝘦𝘳𝘴𝘰𝘯, 𝘸𝘳𝘰𝘯𝘨 𝘵𝘪𝘮𝘦 : آدم‌ها برای احساساتشون اسم انتخاب می‌کنن تا راحت‌تر خودشون و حالشون رو توصیف کنن. یکی از اون احساسات اسمش عشقه؛ چیزی که من بهش اعتقادی ندارم! هیچ چیزی به اسم عشق وجود نداره..هیچ‌وقت امکان نداره کسی رو به قدری دوست داشته باشی که نتونی بدونِ اون زندگی کنی. اگه این یه استدلالِ درست و منطقیه، پس چطور قبل از شناختِ اون آدم زنده بودیم و زندگی می‌کردیم؟ اون آدم.. امکان نداره وجود داشته باشه.. اون آدم.. قرار نیست هیچ‌وقت تو زندگیم بیاد.. اون آدم.. خودش نیست.. من با اون آدم هیچ چیزی به اسم عشق رو تجربه نکردم.. ═───~•⊱❃⊰•~───═ name- Right Person, Wrong Time genre- romance, dram, angst, smut, au couple- yizhan type- bjyx / yibo top part's- teaser + 60 ch. Author- yin Nov 30.2024
I'M YOUR ALPHA by lili_y20
lili_y20
  • WpView
    Reads 137,930
  • WpVote
    Votes 21,862
  • WpPart
    Parts 44
هر امگایی آرزوشه جفتش رو ملاقات کنه. یه جفت قوی که مراقب امگا و توله‌هاشونه. احتمالا یه آلفا جذاب و قدرتمند. اما چی می‌شه اگه جفت امگای داستان ما اونی نباشه انتظارش رو داشته؟! کاپل: ییژان ژانر: درام، فانتزی، امگاورس، اسمات ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 بخشی از داستان: [+باید بفهمه متعلق به کیه و اینجا براش بهترین جاست... باید مطیع بشه... _ولی اون مطیع تو نمی‌شه..‌. اون جفت داره پیوند خورده خودت که بهتر می‌دونی..‌. با این کارا فقط عذابش می‌دی... گرگش همین الانم به خاطر وضع جسمی‌ش و اتفاقاتی که براش افتاده از نظر روحی آسیب دیده... اذیتش نکن... +کافیه گفتم که نگران نباش..‌. من مطیعش می‌کنم...]
واندروال by fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Reads 31,729
  • WpVote
    Votes 4,933
  • WpPart
    Parts 24
[کامل شده] «وانگ ییبو! قلب من بازیچه‌ی تو نیست که هر دفعه از راه می‌رسی می‌خوای از هم بشکافیش! توی لعنتی فکر کردی چه حقی داری که بیای بگی من مال توام؟!» اسم: وانْدِروال (کسی که همیشه بهش فکر میکنی و کاملا شیفته‌اش شدی.) ژانر: بی ال، عاشقانه، امگاورس، اسمات کاپل: ییجان نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ادیتور: ♧Fatemeh
Wonderwall by merakiyz
merakiyz
  • WpView
    Reads 22,211
  • WpVote
    Votes 5,035
  • WpPart
    Parts 97
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝐘𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧 (𝐲𝐢𝐛𝐨 𝐭𝐨𝐩) 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 𝗪𝗿: 𝐚𝐫𝐢𝐞𝐬 -🔹️وضعیت: پایان‌یافته -🔹️خلاصه‌: شیائوژان هکر ماهریه که بعد از یک سال کار برای رئیس سختگیرش، تونسته اعتمادش رو جلب کنه و زمانش رسیده که به عمارت اصلی منتقل بشه؛ جایی که اسم یکی از ساکنینش بارها به گوشش خورده و کنجکاوی هکر جوان رو قلقلک داده: وانگ ییبو! اما اون پسر واقعا همون طوریه که ژان تصورش کرده...؟ سوال اصلی اینجاست، ژان میتونه یه زندگی عادی وسط غیرعادی‌ترین خونه‌ی شانگهای داشته باشه و درگیر چیزی نشه؟! •••••• معنی اسم داستان: Wonderwall یعنی فردی برای تو، که وقتی به خودت میای متوجه میشی که کل مدت داشتی ناخودآگاه به اون فرد فکر میکردی...
⚡« عشق و جنون» Love And Madness ⚡ by wy85mah
wy85mah
  • WpView
    Reads 46,631
  • WpVote
    Votes 9,983
  • WpPart
    Parts 104
Love and Madness🥂 Writer : mahdie Yibo Top Happy End خلاصه : شیائو جان سی ساله وکیل کارکشته کمپانی بزرگ چین برای بستن قرارداد بزرگی به آمریکا سفر میکنه و با وانگ ییبو بیست و چهارساله وارث زنجیره تجاری لئون، پلی بوی سرکش و رام نشده آشنا میشه پسری که آتش شهوت و هوس داشتن این مرد زیبا از اولین دیدار گریبان گیرش میشه و برای به دست آوردن وکیل وکیل اغواگر ولی سرسخت دست به هرکاری میزنه. و در آخر این جدال بین عقل و هوس به احساسی ناب ختم میشه و عاشقانه های پر از جنونی رو به ارمغان میاره 🥂 ______ *این فیک ییبو تاپ ولی شیائو جان این فیک یک وکیل خفن و فول پاور که روی دستش نیست *عاشقانه های این فیک گرا خاصی داره و نیاز به خوندن با دقت و با احساسات بالا داره ______ http://instagram.com/mah_yizhan صفحه اینستاگرام آپ فیک « عشق و جنون» همراه دو مانهوای سکسی و طولانی ییجانی ❤️ لذت ببرید 🔐❤️
Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 16,267
  • WpVote
    Votes 4,126
  • WpPart
    Parts 51
📌وضعیت: پایان یافته...🔒❤️📚 ⏳آغاز: ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵ ⏰ بازنویسی: ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵. گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من» 🥀🥀🥀 دستش را روی زخم گلوله فشار داد، گرمی و لیزی خونی که زیر کف دستش احساس میکرد، حس آشوب به معده پسر می‌انداخت؛ چقدر خون ... خدایا ...نه ... :تو نباید بمیری... به سمت عزیزش خم شد و با صدایی که از شدت پریشان حالی او زمزمه‌ای بیش نبود نجوا کرد: تو نمیتونی بمیری !!!! 🔻🔺🔻 فن‌فیک: #WhoWatchesOverMe کاپل‌داستان‌اصلی: j2 | جی۲ | جنسن‌اکلس و جردپادالکی کاپل‌بازگردانی‌داستان: Yizhan | ییژان مترجم - بازگردان - ادیت: #S_M_H 🔺🔻🔺 دوستان توجه کنید این داستان بازگردانی ییژانِ؛ از بهترین فیک هایی که توی زندگیم خوندم، پس حمایت کنید تا بازگردانی داستان رو ادامه بدم و براتون ارسال کنم❤️
بهت قول میدم by wangyibooxiao
wangyibooxiao
  • WpView
    Reads 16,011
  • WpVote
    Votes 4,071
  • WpPart
    Parts 61
وانگ ییبو تو به عنوان پلیس مخفی ماموریت داری که وارد باند بزرگ "قوی سیاه" بشی! من روی کمک بزرگ تو حساب باز کردم. تنها کسی که بهش اعتماد دارم تویی! ییبو در حال که صاف ایستاده بود، گفت: بله قربان! ناامیدتون نمیکنم. قول میدم! وانگ ییبو یکی از بهترین نیروهای عملیاتی کشور چین بود؛ برای همین گروه بر روی اون حساب ویژه‌ای باز کرده بود. در طی یک ماه باید به عنوان یک بادیگارد حرفه‌ای آموزش می‌دید... ییبو قرار بود بادیگارد اصلی قوی سیاه بشه! ! ************ مرد سراسیمه بدون اینکه اطلاعی بده، وارد اتاق شد. روبه‌روی رئیسش زانو زد و گفت: قربان... تشکیلات "بلک پنتر" رو به عنوان نیروی نفوذی انتخاب کرده! رئیس بلند شد. روبه‌روی پنجره ایستاد و در حالی که سیگارش رو داخل ظرف مخصوص خاموش می‌کرد، پوزخندی زد و زیر لب گفت: منتظر دیدارتم بلک پنتر! دلم می‌خواد باهات یک بازی راه بندازم... ************* بهت قول میدم تا جون دارم ازت مراقبت میکنم... این حرف منو همیشه یادت بمونه قوی سیاه! ************* به نفعته که موهاتو کوتاه نکرده باشی، بلک پنتر! به خاطر اینکه باهاش بازی کنی، بلند بود قوی سیاه! وقتی نبودی موهای بلندم باعث میشد بخوام برای همیشه خودمو نابود کنم... Type: Verse Genre: Action, Thriller, Romance, Angst