8qr3pama6778's Reading List
146 historias
𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 por shooky_f
shooky_f
  • WpView
    LECTURAS 121
  • WpVote
    Votos 9
  • WpPart
    Partes 1
داستان کسایی که نور زندگیشنو گم کردن ... +-+-+-+-+ _ تو منو روشن میکنی بیبی ... برام مهم نیست بودنت مثل عمر یه شمع کوتاه باشه ! برام مهم نیست اگه منو بسوزونی یا حتی خودت بسوزی ! من میخوام نورِتو برای خودم داشته باشم ...! +-+-+-+-+ _ همیشه چون از کسی متنفر هستید ، او را نمیکشید یا احساس حسادت نمیکنید یا سرش داد نمیکشید ... نه . چون دوستش دارید . این عشق است . +-+-+-+-+ عاشق او بود ؟ نه . سالها بود که حسش بیشتر از عشق بود ... از او عصبانی بود ؟ بیشتر از اینکه عاشقش بود .. دلتنگ بود ؟ بیشتر از آنچه فکرش را میکرد .. دلگیر بود ؟ بیشتر از آنچه با خودش تکرار میکرد .. از او متنفر بود ؟ بیشتر از اینکه عاشقش بود .. چون عاشقش بود ... +-+-+-+-+ وضعیت: درحال آپ ❌هشدار : این داستان حاوی صحنه های جنسی باز ، خشونت ، تحقیر و تجاوز ، شکنجه ، مرگ و افکار خودکشی ، الفاظ رکیک و انواع بیماری های روانی است .. سو اگه روحیتون نمیخوره نخونین ! ❌ نور هم صافت و اکلیلیه هم به شدت خشن و بی رحمانس ...
Hamartia por mika_mekaya
mika_mekaya
  • WpView
    LECTURAS 265
  • WpVote
    Votos 35
  • WpPart
    Partes 2
«هامارتیا» _اگه می ترسی خودم هولت می دم پایین،ولی قبلش حداقل یه لیست دلیل داشته باش که مغزتو بریزی کف این خیابونی که زیر پاهاته. صدای پسر غریبه توی گوشش زنگ می زد و قلبش رو از تپش مینداخت .دلیل؟خودش هم نمی دونست اینجا چیکار می کنه ، چرا اینجاست، چرا مغزش از کار افتاده؟ولی حتما زنده موندن نیاز به یه دلیل داشت. اما هرچی فکر میکرد، دلیلی نمیدید که بخواد زنده بمونه، در عوض دلایل زیادی برای مردن داشت _کاپل: سپ( هوپگی) _ژانر: انگست، اسمات، درام، عاشقانه _وضعیت: در حال آپ، روزهای یکشنبه و سه شنبه «این فیکشن پایان یافته و به دلیل بن شدن اکانت قبلی دوباره از اول آپ شده. داستان بدون هیچ تغیری آپ میشه»
 suspended rings||حلقه های معلق por mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    LECTURAS 34,858
  • WpVote
    Votos 4,351
  • WpPart
    Partes 35
جیمین، یک طراح لباس امگا با دو فرزند، جونگ‌کوک، یک آلفای فوتبالیست و تهیونگ، یک آلفای موفق در دنیای بیزینس. این سه نفر در گذشته به‌طور قراردادی ازدواج کردن و به‌واسطه مشکلات خانوادگی و تعارضات درونی، مجبور به جدایی شدن در خلال داستان، اون ها با چالش‌های روابط خانوادگی و مسائل حرفه‌ای روبه‌رو هستن، در حالی که رابطه‌شون تحت تاثیر رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و تنش‌های بین خودشون و خانواده‌هاشون قرار می‌گیره. Couple:vminkook Genre:omegaverse,mpreg,angst,sport
you're our boy / Vkookmin por mniaten
mniaten
  • WpView
    LECTURAS 119,611
  • WpVote
    Votos 9,423
  • WpPart
    Partes 50
کاپل : ویکوکمین / تریسام / کوکمین / ویمین خلاصه : جئون جانگکوک پسر شَر و دردسر ساز رئیس جمهور بزرگ و قدرتمند کره‌ست . ولی خب این پدر و پسر هیچ وقت ابشون با هم تو یه جوب نرفته درمقابل پارک جیمین وکیل حرفه‌ای و همه‌چیز تمومه رئیس جمهور (پدر جانگکوک) هست که توجه کوک شدیداً بهش جلب میشه و اما کیم تهیونگ....پسر جذاب و دوست داشتنی و به ظاهر نجیب (از داخل یه شیطان واقعیه!) که پسر عموی ناتنی کوک هست و قراره توی مسیر زدن مخ جیمین با کوک همراه بشه بخشی از بوک: بفهم چی میگی تهیونگ ! اون هر کسی نیییست! اون جئون جیمینه اون کیم جیمینه پسر منه و همینطور پسرِ توئه لعنتی! اون...هرکسی....نیییست! کاپل دوم یونگی و جونگ گیو(برادر کیم تهیونگه) (ددی/لیتل بوی هست رابطشون) کاپل سوم هم نامجینه(رابطشونs/m هست...یعنی سادیسم و مازوخیسم) توجه کنید : داستان پر از اسمات و چپترای هات و خیس هست اگه دوست ندارید میتونید کنارش بگذارید ❤
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒄𝒐𝒏𝒕𝒓𝒂𝒄𝒕 por VK-Cheri
VK-Cheri
  • WpView
    LECTURAS 7,220
  • WpVote
    Votos 918
  • WpPart
    Partes 15
[ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ] جئون جونگ کوک پسر نوجوانی که دقیقا در زمانی که فکر نمیکرد جفت حقیقیش تهیونگ رو پیدا میکنه اما چی میشه اگر جفتش یه وارث قدرتمند باشه و اون مجبور به قبول زندگی که نمیخواد ؟ داستان پر فراز و نشیب آلفا و امگای کم سن و سالی که برای عاشقی بچه و برای فرار بالغ بودن ! در نهایت چه چیزی نسیب زندگی های از قبل تعیین شده اشون میشد ؟ ایا عشق به رابطشون نفوذ میکرد یا داستان نفرت و فرار تا پایان به همون شکل ادامه داشت ؟ ---- _زندگی میتونه خیلی عجیب باشه .. به حدی که تو تا هفته قبل بزرگ ترین دغدغه زندگیت پاس شدن توی امتحانات باشه و حالا در حال اماده شدن برای نامزدیت باشی ! چرا فقط نمیتونستم یه زندگی معمولی مثل بقیه نوجوان ها داشته باشم ؟ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 , 𝒏𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 . 𝑺𝒎𝒖𝒕 . 𝑴𝒑𝒓𝒆𝒈 . 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑽𝑲-𝑪𝒉𝒆𝒓𝒊
𝕄𝕪 𝕙𝕠𝕥 𝕟𝕦𝕣𝕤𝕖🫂🦋 por jikook9740
jikook9740
  • WpView
    LECTURAS 138,114
  • WpVote
    Votos 8,539
  • WpPart
    Partes 43
تهیونگ ۲۸ ساله قصه،با یه وضعیت مالی بد یهو تو روزنامه یه آگهی میبینه...یه آگهی راجب نگهداری از دونفر با یه حقوق بالا...ولی تهیونگ نمیدونست که اگر پاش رو بزاره تو اون عمارت سرنوشتش به کل تغیر میکنه. کی فکرش‌رو میکرد قراره بشه مطیع دوتا پسر ۲۰ ساله اون عمارت؟... "بخشی از داستان✨️🪽" جیمین:قبول کن که بشی همه چیز ما. تهیونگ:ولی من از شما بزرگترم،چطوری ازم توقع دارید با شما... ولی اون دوتا پسر نزاشتن حرف پسر بزرگتر تموم بشه و با لباشون مهر سکوت رو روی لبای تهیونگ،کوبیدن... . . . کاپل اصلی:ویمینکوک.🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،تهگی.✨️ ژانر رمان:بی دی اس ام،اسمات،عاشقانه،هپی اند🌱 "امیدوارم از خوندن داستان من لذت کافی رو ببرید🦋" #BDSM #Little #Kookmin #Vminkook
Myˡᵒⁿᵉˡʸ ᵒᵐᵉᵍᵃ(complete) por _sorablue_
_sorablue_
  • WpView
    LECTURAS 205,950
  • WpVote
    Votos 30,058
  • WpPart
    Partes 44
[چت استوری☼] وقتی یه امگای تنها شروع به پیام دادن به یک الفا از یک شهر دیگه میکنه. چی میشه اگه اون دوتا جفت هم باشن؟ 𝑴𝒂𝒊𝒏 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ☞︎ 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 𝑺𝒊𝒅𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ☞︎ ?? پسر رنگین کمونی: من یه آلفا میخوام :( ناشناس : خب چرا یکی پیدا نمی کنی؟ پسر رنگین کمونی : شت‌ شماره ی اشتباه 𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 : 3 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2022 𝑻𝒉𝒆 𝒆𝒏𝒅 : 25 𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 2022
𝑫𝑰𝑺𝑨𝑺𝑻𝑹𝑶𝑼𝑺 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽  por Haru_Gogo
Haru_Gogo
  • WpView
    LECTURAS 483,357
  • WpVote
    Votos 61,194
  • WpPart
    Partes 34
[Completed] کیم تهیونگ همیشه میدونست که خیلی بدشانسه ! از دست دادن پدر مادرش تو بچگی و چند بار تا دم مرگ رفتن... از همه‌ی اینا که بگذریم جفتی که اینهمه منتظرش بود کسی شد که حتی از به اسم آوردنش هم بدنش به لرزه میفتاد .. !! کسی که ترجیح داد بکشتش بجای اینکه جفتش بشه .. _____________ "دیگه ازت خسته شدم .. ازت متنفرم !! تو و اون بچ واقعا برای هم ساخته شدید برای منم اون بیرون آلفاهای زیادی هست که بخوان بفاکم بدن و حدس بزن چی؟ اونا قراره کونمو داشته باشن.. اگر فقط یروز از عمرم مونده باشه این مارک نفرین شده ی چندشو از رو گردنم پاک میکنم !!" 🎀 روزهای آپ : جمعه یا شنبه ~ 🎀 ژانر : امگاورس، مدرسه ای، درام، اسمات، انگست، امپرگ 🍓✨ 🎀 کاپل اصلی : کوکوی ~ 🎀 کاپل فرعی : نامجین ، یونمین ~ ©️ this beautiful story belongs to : kimuyaiv 🍒 🎀 Start : 99/10/28 🎀 End : 01/2/20 امیدوارم دوسش داشته باشید^^💗🧚🏻
King Of Emotions (VKook) por armyyon
armyyon
  • WpView
    LECTURAS 1,195,948
  • WpVote
    Votos 127,449
  • WpPart
    Partes 65
کاپل اصلی: ویکوک. کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین. خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟! بخشی از فیک👇🏼 _ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار می‌کنید؟ _ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم. ' البته من خوده پادشاهم!' جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت: _ چرا هیچ بویی نمیدی؟ ته لبخند کوچیکی زد و مسخره‌ترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد: _ خب راستش... من بتام! *** ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳 Start:02/05/01 End:03/01/15 Rankings: 🥇Bts 🥇Omegaverse 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥇Persian 🥇Mpreg فیک🥇 🥇NamMin 🥇Sope 🥇Jungkook 🥇Hoseok ویکوک🥇 بنگتن 🥈 🥈Fiction 🥈Namjoon 🥈Jimin 🥉Vkook 🥉FanFiction 🥉Royal وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🖤
Love like a dark blue  por moonFiction123
moonFiction123
  • WpView
    LECTURAS 17,549
  • WpVote
    Votos 2,306
  • WpPart
    Partes 38
خلاصه: مینهو، امگایی که مادرش رو هنگام تولدش از دست داده و هیچوقت اون رو ندیده و پدرش رو هم به دلایلی از از نه سالگی تو زندگیش نداشته و بعد از اون تو یتیم خونه بزرگ شده، خانواده ی بنگ که از قضا شغل خانوادگیشون درواقع چیزی بیش از شرکت معروفشون هست به سرپرستی میگیرنش...اما حالا، چی میشه اگه پسر خونیه این خانواده از اول با بودن مینهو تو خانوادشون مشکل داشته؟ اون هم نه بدون دلیل Couple: Chanho, changlix, hyunsung Gener{s}: omegavers, Mafian, smut, angst