Dramione
7 stories
Blood link/ پیوند خون por le_fabula
le_fabula
  • WpView
    LECTURAS 1,331
  • WpVote
    Votos 199
  • WpPart
    Partes 26
تقدیم به پاترهدها💎 وقتی هرمیون گرنجر، برخلاف دستورات، با متونی باستانی سر و کار پیدا می‌کند، موجودی فراموش‌شده از دل تاریکی بیدار می‌شود. "کیو مین‌رو" روحی تشنه به قدرت... در این میان، دراکو مالفوی هم، مأموریتی مرگبار دارد... اما هیچ‌چیز آن‌طور که انتظار می‌رفت، پیش نمی‌رود... نویسنده : lele ...... در دنیایی که مرز خیر و شر تار شده است، کدام‌یک پیروز می‌شوند؟ قدرت؟ عشق؟ یا پیوندی که با خون نوشته شده؟ ژانر: فانتزی تاریک، عاشقانه، درام، فن‌فیکشن (Harry Potter)- dramoine ❌❌❌لطفا این داستان‌ رو بدون اطلاع و رضایت من جایی دیگه منتشر نکنید. ممنونم❌
 𝑬𝒕𝒆𝒓𝒏𝒂𝒍 𝑹𝒊𝒗𝒂𝒍𝒔 por pansyparkinson23
pansyparkinson23
  • WpView
    LECTURAS 1,908
  • WpVote
    Votos 198
  • WpPart
    Partes 26
رقبای همیشگی! دریکو مالفوی و هرماینی گرنجر پس اتمام جنگ و تحصیل در هاگوارتز حالا باید بر سر به دست اوردن شغل با یکدیگر رقابت کنند. داستانی پر از رقابت، نجات و پناه دادن به یک دیگر در اوج درگیری و در نهایت شاید عشق فنفیکشن تمام شده. چنل تلگرام @fanfiction_dramione
Unbreakable Bond por lmerakil
lmerakil
  • WpView
    LECTURAS 16,990
  • WpVote
    Votos 1,259
  • WpPart
    Partes 85
شیپ: هرمیون گرینجر/دراکو مالفوی ژانر: عاشقانه، ماجراجویی خلاصه داستان: هرمیون... مغز متفکر گریفندور... با شروع سال تحصیلی جدید و اتفاقات تاریکی که در اطرافش در جریانه... خودش رو برای هر رخداد ناگواری آماده کرده... البته مطمئنه که هیچ چیز قرار نیست تمرکزش رو توی جنگ با تاریکی بهم بزنه.... اما مگه بهترین دلیل برای اینکه همه چیز اشتباه پیش بره... عشق نیست؟؟
𝑻𝒘𝒊𝒔𝒕𝒆𝒅 𝒇𝒆𝒆𝒍 por pansyparkinson23
pansyparkinson23
  • WpView
    LECTURAS 5,977
  • WpVote
    Votos 573
  • WpPart
    Partes 55
یک جرقه کافیست برای شروع احساسی پیچیده « فنفیکشن تمام شده!» چنل تلگرام @fanfiction_dramione
isolation (persian translation) por Mary5661013
Mary5661013
  • WpView
    LECTURAS 18,559
  • WpVote
    Votos 1,513
  • WpPart
    Partes 41
هری و رون برای پیدا کردن هورکراس ها میرن و هرماینی برای کمک به پروفسور مک گوناگل توی هاگوارتز میمونه تا به محفل کمک کنه و هاگوارتز رو به یه جای امن تبدیل کنه اسنیپ برای حفاظت از جون خودش دریکو رو مجبور به موندن توی هاگوارتز میکنه ولی دریکو نمیتونه اتاقی رو که بهش داده شده ترک کنه ... این اتاق ، داخل خوابگاه گرنجره هرماینی تنها دانش آموز قابل اعتمادیه که میشه برای این موضوه روش حساب کرد ... پس اون و مالفوی یه خوابگاه کوچیک رو با هم شریک میشن دراکو تلاش میکنه دیوونه شدنی که ناشی از حبس شدن توی اتاقه رو نادیده بگیره در حالی که با یه خون لجنی هم اتاقیه ...
Hell but beautiful {Dramione} ⁺¹⁸ por Dreamer066
Dreamer066
  • WpView
    LECTURAS 194,739
  • WpVote
    Votos 15,906
  • WpPart
    Partes 115
عشق بین پرنس اسلیترین و باهوش ترین دختر گریفیندوری ... گاهی آنقدر نگاهت را روی زمین نگه میداری که متوجه نمیشوی ، به دروازه های جهنم رسیدی ... حتی وقتی گرمای شعله های اتش را احساس میکنی نیز متوجه نمیشوی ، حتی وقتی بوی دود را میشنوی ... حتی وقتی خوده شیطان به استقبالت می‌آید . " مگه میشه جهنم هم برات قشنگ باشه ؟ " " همجا با تو برام قشنگه , حتی اگه اونجا جهنم باشه . " داستانی از تضاد تاریکی و روشنی ... از نفرت هایی که به عشق تبدیل شدند ... از ماجرا هایی دردناک ، شیرین و حیرت انگیز ... داستانی پر از معجزه ، درک ، امید و بخشش ♥︎ این همان جهنمی است که میسوزاند ، ذوب میکند ، میکشاند اما همچنان زیبا است . 《 ⁺¹⁸ Hell but beautiful 》 ♡ Draco + Hermione‌ ♡ genre : " Romantic ، adventure ، Harry Potter ، +18 ..." ❌ تکمیل شده ❌
black and white girl (dramione+18) Completed por Mary5661013
Mary5661013
  • WpView
    LECTURAS 27,850
  • WpVote
    Votos 2,411
  • WpPart
    Partes 94
مقدمه لیلی اوانز وقتی به هاگوارتز رفت بهترین دوستش یه جادوگر ماگل زاده روسی به اسم آلیسا وایت بود. که اوایل مدرسه شده بود وسیله خوش گذرونی و اذیت سیریوس بلک ولی بعد از یه مدت عاشق هم شدن. سیریوس از خونه فرار کرده بود و نگران بود که خانوادش آلیسا رو به خاطر ماگل زاده بود اذیت کنن. پس فقط گروه شش نفره خودشون و فرانک و آلیس( پدر و مادر نویل) از رابطشون خبر داشتن. بعد اینکه وارد محفل ققنوس شدن دامبلدور و پروفسور مک گونگال هم از این موضوع با خبر شدن. در حین جنگ آلیسا پدر و مادرش رو که توسط مرگخوار ها به قتل رسیدن از دست داد و به درخواست سیریوس رفت تا باهاش توی لندن و یه محله ماگل نشین زندگی کنه. بعد از به زندان افتادن سیریوس آلیسا متوجه بارداریش شد و خودشو پنهان کرد تا از دخترش محافظت کنه. اسم دخترش رو طبق رسم قدیمی خانواده بلک از روی اسم صورت های فلکی به همراه فامیلی خودش روش گذاشت. به نظر خودم داستان قشنگیه من خیلی به سیریوس علاقه داشتم و دوست داشتم که بیشتر ازش توی داستان صحبت بشه. امیدوارم ازش لذت ببرید 🙂 راستی عکس دوتا شخصیت جدید این داستان توی کاور هست