خوانده شده
64 stories
he is the Princess (Thorki, Completed) by raha_fanfic
raha_fanfic
  • WpView
    Reads 9,445
  • WpVote
    Votes 1,314
  • WpPart
    Parts 25
حس میکرد که توی بهشت قرار داره. حتی اگه همین لحظه جونش رو میگرفتند، هیچ شکایتی نداشت. دوست داشت همه چیز همین جا تموم بشه. میان بازوهای پر قدرت پرنس و لبهای گرمش. مطمئن بود که نمیتونه دوری ای که قرار بود تجربه کنه رو تاب بیاره. از همون لحظه ی برخورد لبهاشون باهم، حس میکرد قلبش رو کامل از سینه در آورده و اون رو دو دستی تقدیم پرنسش کرده؛ و اگر می خواست ترکش کنه، باید با سینه ای خالی از قلب میرفت و میدونست که بعد از اون، هیچ فرقی با یک مرده نخواهد داشت. *** داستان راجع به پسریه که به اجبار و برای نجات وضعیت سرزمینش، مجبور میشه خودش رو به جای خواهر دوقلوش جا بزنه و مدت زمانی رو با پرنسی که قراره با خواهرش ازدواج کنه بگذرونه؛ اما همین اجبار زندگیش رو تغییر میده و عشق ممنوعه ای رو به قلبش راه میده.
The Glass Knife | VK by eluvarv
eluvarv
  • WpView
    Reads 176,791
  • WpVote
    Votes 31,319
  • WpPart
    Parts 48
جونگکوک فکر میکرد قراره یک الفا بشه و تمام تصمیمات و اهدافش رو بر همین اساس در نظر گرفته بوداما روز تولد 18 سالگیش همه چیز برخلاف تصورش رقم خورد و حالا نمیدونست برای ادامه مسیر باید چیکار کنه. الان که دیگه الفا نبود باید رو تصمیمات قبلیش میموند یا روی خواسته هاش خط میکشید و مثل خیلی ها مطابق میل گرگ درونش و جنسیت ثانویه ش عمل میکرد؟ Writer: runa Name: The Glass Knife |چاقوی شیشه‌ای Couple: VKOOK Genre: Omegavers , Action , Romance , Little Comedy , Little Angst , Mperg چنل بنده رو با سرچ کردن runasafeplace در تلگرام میتونید پیدا کنید☕️
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 104,403
  • WpVote
    Votes 16,710
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
wangshian fictions (mmtx) by weiiying666
weiiying666
  • WpView
    Reads 9,651
  • WpVote
    Votes 495
  • WpPart
    Parts 19
hiii فیک های وانگشیان معرفی میکنممم have a nice time
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 234,654
  • WpVote
    Votes 33,956
  • WpPart
    Parts 23
[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟ مرد رو به روش با خوش اخلاقی پرسید و تهیونگ لب هاشو محکم به هم فشرد. - واقعا دوست داشتم قبول کنم، ولی متاسفانه یه شرایطی دارم که نمیشه. اخمای مرد در هم پیچید و با ناراحتی واضحی پرسید: - چه شرایطی؟ سنگینی دست گرمی که روی کمر تهیونگ نشست انقدری بود که تکون آرومی خورد. جونگ کوک با لبخندی که با چشم های سرد و بی روحش تضاد داشتند گفت: - متاسفانه کارآگاه کیم یه استاکر داره. یه استاکر دیوونه، تا اونجایی که شنیدم. می دونی که چی می گم؟ از اونا که آدم ها رو بخاطر دست زدن به معشوقه اشون تیکه تیکه می کنن. به آرومی. با درد. بعد تک خنده ای زد و گره انگشت هاش دور کمر تهیونگ محکم شدند. - مگه نه کارآگاه؟ تهیونگ حتی مکث هم نکرد، فقط در حالی که تند سر تکون می داد با لحن بدبختی گفت: - د..درسته. یه روانی واقعیه.] 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘢𝘧𝘪𝘢, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘛𝘩𝘳𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳, 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
The good liar by fable_army
fable_army
  • WpView
    Reads 7,784
  • WpVote
    Votes 1,545
  • WpPart
    Parts 28
[COMPLETED] با عشق، تقدیم به کسانی که علی رغم آسیبی که به قلبشون رسیده، هنوز قوی هستند❤ 🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺 ≈دروغگوی خوب≈ 〽شیپ: هیدلسورث (تام هیدلستون،کریس همسورث) 〽 وضعیت آپ: تکمیل شده 〽ژانر: رمانتیک،کمدی، درام 〽نویسنده:melorin stylinson 🆔Instagram: jentle_.girl دیگر آثار: فن‌فیکشن‌های بادیگارد (مولتی فندوم) امشب اشکی می‌ریزد (لری) ارباب جوان (لری) دشمن ملت(لری) چشم‌هایش (لری)
Falling  by raha_fanfic
raha_fanfic
  • WpView
    Reads 10,068
  • WpVote
    Votes 1,785
  • WpPart
    Parts 67
سعی کرد با وجود اون هق هق ها و سکسکه ها باز هم شروع به حرف زدن کنه: متاسفم... من نمی خواستم... نمی خواستم نابودت کنم. نمی خواستم بشکنمت. هیچ وقت هیچ منظوری از حرف هایی که می زدم نداشتم. فقط... فقط می‌خواستم ازم زده بشی. می خواستم رها کنی. می‌خواستم بیخیال من بشی و قلبت رو قبل از اینکه مثل من تبدیل به یه سنگ بشه برداری و مایل ها ازم دور بشی. ولی تو هیچ وقت نرفتی. هیچ وقت جدا نشدی. تو اونقدر شجاع بودی که تا آخرش پای من بودی و من انقدر ترسو بودم که حتی یک لحظه هم نتونستم عشقت رو بپذیرم. تو اونقدر بی باک بودی که حاضر شدی بار ها و بار ها قلبت رو تقدیم به من کنی، در حالی که می دونستی هر بار قراره اون رو شکسته تر از قبل تحویل بگیری و من اونقدر بدبخت بودم که حتی نتونستم فقط برای یکبار دیوار های قلبم رو پایین بکشم و بهت اجازه ی دسترسی به قلبم رو بدم؛ در حالی که می دونستم تو به بهترین شکل ممکن ازش مراقبت می کنی. ___ موجود خارق‌العاده ای که برای هدیه تاج گذاری به پادشاه تقدیم میشه؛ اما چی میشه اگه پادشاه قلبش رو تقدیم به اون موجود کنه؟ اطرافیان اون پادشاه چه فکری راجع به اون عشق میکنن؟ قراره خیلی راحت اجازه بدن اتفاق بیفته؟ ثورکی / استاکی / هاکای سیلور (پیترو و کلینت)
+20 more
Prance Secret  by mooonlight65883
mooonlight65883
  • WpView
    Reads 8,627
  • WpVote
    Votes 1,101
  • WpPart
    Parts 18
🗡️«راز شاهزاده» 🕊️ 🔞کاپل : تور - لوکی =تورکی Thorki 📎ژانر : یاعویی - اسمات - امگاورس - ماورالطبیعه - فن فیکشن - درام- اکشن ⬇️🚷⬇️ ⚠️رازی محرمانه که مسموم میکند☠️ هرکس از آن سر در بیارد⚔️ راز دو پرنس آزگاردی👑 قبل از فاجعه ی رگنوراگ🗿 شاید لوکی برای همین دنبال انتقام از ثور بود؟‼️ چه اشتباهی بود که ثور مرتکب شد؟ و لوکی رو تا این حد خشمگین ساخت؟ به راستی چه چیزی؟⁉️اودین یا ثور؟ مقصر کیست؟ چه حسی پیدا می کنی اگه بفهمی یک گناه ممنوعه رو با برادرت مرتکب شدی؟🚷 و آیا به راستی مرگ به دست تانوس پایان لوکی ست؟ ***
𝐼𝐶𝐸 𝐿𝑂𝑉𝐸 by McuSohostreet_ff
McuSohostreet_ff
  • WpView
    Reads 6,555
  • WpVote
    Votes 777
  • WpPart
    Parts 24
• فف ترجمه شده از نسخه‌ی انگلیسی (منبع AO3). • ثور یه قهرمان سابق هاکیه که بعد از مصدومیت برگشته برای تمرین و همزمان در تلاشه تا رابطه‌اش رو با جین مثل قبل بهتر کنه. ولی آشنایی با لوکی که پاتیناژکار حرفه‌ایه، قراره کل دنیاش رو زیر و رو کنه. قراره ببینیم این رابطه‌ی جدید و عجیب سرانجامی داره یا نه؟ • شیپ: ثور اودینسان و لوکی لافی‌سان (شیپ اصلی) جیمز باکی بارنز و استیو راجرز • Ship: Thor Odinson/Loki Laufeyson James Bucky Barnes/Steve Rogers • دنیای سینمایی مارول • Marvel Universe • AU • هشدار اسمات شدید 🔞
𝐛𝐨𝐫𝐧 𝐨𝐟 𝐟𝐢𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐅𝐫𝐨𝐬𝐭 || زاده اتش by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 24,005
  • WpVote
    Votes 2,855
  • WpPart
    Parts 27
title: Born of Fire and Frost Genre: Fantasy | Omegaverse | Romance couple: Vkook | Yoonmin بعضی زخم‌ها با مرگ بسته نمی‌شن. جونگ‌کوک توی زندگی قبل، هم‌نفس و معشوق کیم تهیونگ بود. ولی خون و خیانت، همه‌چیزو از هم پاشوند. حالا دوباره برگشته؛ با یه گرگ لج‌باز و زخمی که دیگه حاضر نیست زیر سایه‌ی هیچ‌کس خم بشه. اما تهیونگ... اون هنوز همون آلفای حقیقیه. مرموز، مغرور، و خطرناک‌تر از مرگی که یک‌بار به چشم دید. اینجا فقط قصه‌ی عشق نیست. اینجا قصه‌ی آتیشه، اقیانوس، و سرنوشتی که هیچ‌کس توان جنگیدنشو نداره.