We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Ongoing List After 2025
27 stories
STIGMA[اِستیگما] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 111,046
  • WpVote
    Votes 13,781
  • WpPart
    Parts 34
Taekook شایعه ای به گوشتون خورده؟ که میگه جونگکوک تو سن ۱۷ سالگی خودکشی کرده؟ و تهیونگ یک نسخه ازش ساخته. ... این شایعه واقعا وجود داره...بین ارمی ها و طرفدار ها. شاید واقعیه هوم؟ تا حالا بهش فکر کردین؟ که جونگکوکِ ما فقط یه نسخه ی کپی شده باشه. ... اما اگه حقیقت چیز دیگه ای باشه؟ اگه جونگکوک واقعی برگرده ؟ ... سرنوشت BTS عجیب تر از چیزیه که فکرش رو بکنی. اینجا واقعیت رو میخونی. واقعیتی که گاهی باعث خوشحالی و گاهی باعث ناراحتی میشه. ... _اخرش چیشد؟ -اخر؟...اخری وجود نداره. -یعنی چی؟ -بی تی اس پایان نداره. این دفتر...هیچ پایانی نداره. <><><><><><><><><><><><><><><><><><> ژانر: رومنس_ هیجانی_ درام_ انگست_ اسمات کاپل: تهکوک[ویکوک] نویسنده: bita چنل: @kookv_life ><><><><><><><><><><><><><><><><><>< -این فیک تخیلی یا کلیشه ای نیست نیست...پر از ماجراهای مختلفه که خب به حقیقت مرتبطه. -لطفا صبور باشید و زود از خوندن فیک جا نزنید...چون از دستتون رفته. -این ایده واقعا خاصه و خودم دوسش دارم. -امیدوارم شماهم دوسش داشته باشین. -قبل از رسیدن به اتفاقات مهم داستان صبوری کنید. ممنون از همراهیتون. لاویو 🐰🐯
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 74,351
  • WpVote
    Votes 7,707
  • WpPart
    Parts 27
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝔇𝔢𝔫𝔦𝔞𝔩 by naynanaii
naynanaii
  • WpView
    Reads 44,738
  • WpVote
    Votes 5,516
  • WpPart
    Parts 29
⏎ تو دنیایی که تفاوتی بین جنسیت‌های ثانویه وجود نداشت و حتی امگاها محبوب‌ترین قشر جامعه به‌حساب میومدن، همه‌چیز برای کیم تهیونگ برعکس بود. امگای رها شده‌ای که ارزشی برای خانواده‌اش نداشت. اون این موضوع رو پذیرفته بود ولی با ملاقات جئون جونگکوک، دلش میخواست که اون هم متعلق به جایی یا شخصی باشه. ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷ ɴᴀᴍᴇ: 𝘿𝙚𝙣𝙞𝙖𝙡 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫‌ ɢᴇɴʀᴇ: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨𝙚, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚 ᴛᴀɢꜱ: 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙎𝙡𝙤𝙬 𝙗𝙪𝙧𝙣
Freesia | vkook by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 342,372
  • WpVote
    Votes 38,812
  • WpPart
    Parts 30
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... Started:1404,5,1 Finished:1404,10,12
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖫𝗂𝗅𝗒 | لیلیومِ سیاه by JN_6969
JN_6969
  • WpView
    Reads 39,143
  • WpVote
    Votes 3,548
  • WpPart
    Parts 28
⤷𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄𝖫𝗂𝗅𝗒 。𖦹°‧ _ (لیلیوم سیاه) ᯓ𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:: 𝗈𝗇𝗀. •𝒞𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌≫ "𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃/𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇" 𝜗ৎ𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌→𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾(𝗆𝗉𝖾𝗋𝗀), 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍, 𝖿𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖺𝗀𝖾 𝗀𝖺𝗉... 🎀𝖢𝖺𝗍𝖾𝗀𝗈𝗋𝗒<𝟥 '𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇' °قصه‌ی لیلیومی که از همون اول پژمرده به دنیا اومد... قلب کوچیکش مالامال زخم بود، ریه‌هاش هم‌پای روزگارش نفس‌گیر.° وقتی جفتش رو پیدا کرد، با رویای یه زندگی شیرین به خواب نرفت؛ ولی تقدیر همیشه از پشت خنجر می‌زنه..! خانواده‌ی جئون قانون خودشونو دارن.. قانونی که میگه یه بی‌اصل و نسب هیچوقت لیاقت همسری جئونِ بزرگ رو نداره. حالا تهیونگ مونده و جفتی که سردتر از زمستونه، و جهانی که به جنگش اومده... «اگه عشق برای بعضیا هدیه‌ست، برای بعضیا هم زنجیره.. تهیونگ، لیلیوم کوچولوی قصه‌ی ما... می‌تونه بین این همه سیاهی، هنوز نفس بکشه؟» 𝖳𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽:[𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖤𝗇𝖽] 𝖡𝗒 જ⁀➴ 𝖩𝖭 [⛔این اثر هیچ‌گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا ندارد..!]
دزد اسپرم by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 179,274
  • WpVote
    Votes 22,148
  • WpPart
    Parts 56
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
The case of love |Vkook by NA2011_H
NA2011_H
  • WpView
    Reads 1,342
  • WpVote
    Votes 206
  • WpPart
    Parts 18
_کیم معنی Apricity رو میدونی؟! _نه، معنیش چیه؟ _خب یعنی گرمای خورشید تو زمستون، درست مثل تو که گرمای قلب سرد من شدی 🌞❄ Couple: vkook Genre: Action, Crime, Smut, Mystery Author: Amaris ...
Okara efu | ( آکانه) | VKOOK by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 500,967
  • WpVote
    Votes 44,769
  • WpPart
    Parts 58
couple:vkook,namjin,secret genre:Omegaverse،action,mafia یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu» یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
Andamaina..زیبا by erigna78
erigna78
  • WpView
    Reads 68,251
  • WpVote
    Votes 6,869
  • WpPart
    Parts 37
داستان یه شاهزاده که زیادی شبیهه مادرش کیم تهیونگه .. زیادی شبیه‌ش چیه.؟اون یه نسخه کوچولو از تهیونگه. ... ×میدونم نباید از اتاق بیرون بیام اما باید برای تاتا گل میچیدم..دوتا چیدم..پس یکیشو میدم شما... ..... ×اینو بگیرین..این هدیه من به شماست‌...من گم شدم میشه کمکم کنین برگردم قصر؟قول میدم دیگه از اتاق بیرون نیام... .... ×کاش منم یه بابا داشتم تا الان که منو سیلی زدی میرفتم بهش میگفتم تا بیاد جلوتو بگیره. ..... ×ولی ازش متنفرم که نیست...از توام متنفرم که بابای هیونگی هستی ... آرزو میکنم بمیری... سرزمین فارین ..یه سرزمین جادویی که پادشاه برای ایجاد صلح و امنیت کوچکترین پسر خودشو برای فرزند آوری به پادشاه جئون پیشکش میکنه
𝐹𝑒𝑛𝑡𝑎𝑛𝑦𝑙 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Mikyrav_
Mikyrav_
  • WpView
    Reads 2,019
  • WpVote
    Votes 183
  • WpPart
    Parts 8
+تو نمیتونی یه شخص معتادو درک‌ کنی جونگکوک! _ درسته...ولی تورو میتونم. پسر بزرگتر به سمتش خم شد و گفت: من بدونِ فنتانیل نمیتونم. جونگکوک هم بهش نزدیک تر شد : خب پس...میتونم فنتانیلت باشم! _______ 𝚆𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛:Miky:> سناریوی نصفه شبی:) وضعیت: اتمام نصفه کاره...