Kookv fics
188 histórias
The Golden Siren | KOOKV de DejavuRaven
DejavuRaven
  • WpView
    Leituras 6,607
  • WpVote
    Votos 887
  • WpPart
    Capítulos 9
៸៸ پریِ طلایی ៸៸ ៹ ژانر: فانتزی، کلاسیک، سوپرنچرال ៹ کاپل: کوکوی ៹ خلاصه‌: جئون‌ جونگ‌کوک، مردی ۲۳ساله و کاپیتان کشتی‌ اکتشافی فینکسه؛ کسی که به «تنها بازمانده‌ی فاجعه‌ی تایتانیک» معروفه... چه اتفاقی میفته؛ اگه سرنوشت دوباره راهش رو به قلمرو سایرن‌ها، جایی که اون کشتیِ عظیم به گِل نشست و پدر عزیزش رو به سقف سرد آسمون تبعید کرد، باز و راز مخوفِ قلب اقیانوس رو براش فاش کنه؟ ៹ برشی از داستان: "می‌بینی چطور لب‌هام رو به تمنای لمس لب‌هات انداختی کارل؟ تموم این سال‌ها منتظر موندم... منتظر روزی که طعمِ این شراب شیرین رو زیر زبونم حس کنم و الان... فقط همه چیز مثل رویا می‌مونه... احساس می‌کنم هنوز خوابم!" "تو چطور شاهزاده؟ از کجا معلوم که من رو با اون نگاهِ سرکشت طلسم نکرده باشی و ریشه‌ی اعتیاد به وجودت رو توی قلبم نکاشته باشی؟ هوم؟ از کجا معلوم که وجودت رو مثل توهم به روحم تلقین نکرده باشی و داشتنت چیزی جز خواب نباشه؟" "طعمِ شیرینِ نسیم صبح داری کیم آلبرت؛ مجنونم می‌کنی، درست مثلِ کلمات آهنگینت که منو به رقص وامی‌دارن."
تو منو دیوونه می‌کنی! de AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Leituras 133,235
  • WpVote
    Votos 15,654
  • WpPart
    Capítulos 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
Jasmine |✓ de kim_dldr
kim_dldr
  • WpView
    Leituras 22,905
  • WpVote
    Votos 3,512
  • WpPart
    Capítulos 5
💜 و داستان از آن جایی رقم خورد که وحشی ترین گرگ قبیله دلباخته لطیف ترین گلبرگ یاس شد ، °°°°°°°°°°🍇 (کامل شده ) couple: Kookv genre : omegaverse , romance , smut+18 , Multi shot writter Deldar °°°°°°°°°° start: 25 June 2022 end: 3 July 2022 °°°°°°°°°° (یه داستان قشنگ توی دشت و دمن ) °°°°°°°°°° l🥇 #امگاورس l🥇 #shortstory l🥈،🥉 #shortstory l🥉 #omegavers
Maybe you de sariiiVJ
sariiiVJ
  • WpView
    Leituras 48,099
  • WpVote
    Votos 5,280
  • WpPart
    Capítulos 29
خلاصه: جئون جونگکوک وکیلی که به واسطه برادرزادش با کیم تهیونگ مربی مهدکودک آشنا میشه و سعی میکنه امگا رو عاشق خودش کنه. Couple: Kookv Genre: romance, omegaverse, fluff writer: nana 🥇کوکوی 🥇fakechat
𝐌𝐘 𝐀𝐋𝐏𝐇𝐀 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] de A_by_Atash
A_by_Atash
  • WpView
    Leituras 540,834
  • WpVote
    Votos 55,412
  • WpPart
    Capítulos 37
با اینکه عصبانی بود و خط چشمش کمی پخش شده بود، حالت اسموکی جذابی به چشمای وحشیش داده بود که داشت جونگکوکو از خود بی خود میکرد... . . _من به خاطر پیوندمون و قول شما..باهاش ازدواج میکنم. . . _به این فکر کردم که.. اگه تو نباشی چی میشه.. _خب..چی میشه؟ _منم نمیدونم چون پشت سرت میام:) *حتما موقع خوندن از منو برین پارت بعد. نمیخوام پارتی رو جا بندازین که بعدش گیج بشین⚘️ *حتما اینکارو بکنین خیلیا پارت جا میندازن. coples: Kookv,Yoonmin and secret ganre: omegavers/smut/mafia/boyXboy/action/empreg/soft daddy kink/agenst/harsh/happy ending and others.
𝘝𝘈𝘓𝘌𝘍𝘖𝘙 || KOOKV de yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Leituras 67,515
  • WpVote
    Votos 7,796
  • WpPart
    Capítulos 28
شاهزاده تهیونگ، بین دوراهی ازدواج با شخصی که نمی شناختش و جنگ، رفتن به جنگ رو انتخاب کرد. البته که با صد سرباز هیچ شانس پیروزی نداشت اما هیچ‌وقت انتظار نداشت اسیر بشه، توی قبیله ای که به خونش تشنه بودند! _شاهزاده بودم، اما حالا اسیر آغوش دشمنم شدم و بدتر از اون، داره خوشم میاد! چون من توی بستر مردی بیدار می‌شم که باید خونش رو می‌ریختم. اما اون من رو مثل معبودی پرستش می‌کنه؛ هر شب روی زانوهاش. غرورم شکسته، زنجیر ها به تنم، اما چیزی که بیشتر از همه عذابم میده؛ نرمی لبخندشه... لب هایی که قبل از بوسیدنم، من رو به ناله‌ای از جنس شهوت وادار می‌کنن. 👑 "زیر سایه‌ی موذی و توصیف ناپذیریش در انتظار یشمی چشم‌هات خواهد موند!" 𝘊𝘖𝘜𝘗𝘓𝘌: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝 GENRE: omegavers, smut, Historical, DARK ROMANCE🏴
Acrasia || KookV de Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Leituras 715,390
  • WpVote
    Votos 100,391
  • WpPart
    Capítulos 40
[ آکرازیا ] پایان یافته ژانر : رمنس / امگاورس / معمایی / حاوی اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین جئون جونگکوک آلفای قدرتمندیه که قراره جانشین نسل بعدی و لیدر پک جئون باشه. تنها برتریش برای این نیست چون با لیدر شدنش، کنترل غیرقابل باوری بر روی تمامی پک ها خواهد داشت. مشکلی وجود داره و اینه که اون هنوز جفتش رو پیدا نکرده و بنا به گفته‌ی پدرش اگه تا پایان ماه جفت حقیقیش رو پیدا نکنه مجبور میشه با یکی از امگا یا آلفاهای خانواده‌های برتر ازدواج کنه. کیم تهیونگ، یک بتا که مشاور و کمابیش نگهبان اون آلفائه، تمام تلاشش رو میکنه تا جفت آلفا رو پیدا کنه ولی چی میشه اگه راز های خود تهیونگ منجر به پیدا شدن جفت آلفای بدخلق بشه؟
Negative69 KOOKV de llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Leituras 318,509
  • WpVote
    Votos 42,040
  • WpPart
    Capítulos 24
‌ᯊ منفیِ شصت‌ونه جئون جونگ‌کوک آلفای میانسالیه که از زندگی یکنواخت و یک‌رنگش خسته شده؛ اما هیچ قصدی برای رابطه و ازدواج نداره. تنها چیزی که جونگ‌کوک می‌خواد یه بچه‌‌ست، بدون مادر یا پدر دومش! تهیونگ امگایی که برای رسیدن به رؤیاش و وضع مالی بدش، قبول می‌کنه تا توله‌ی جئون جونگ‌کوک رو براش به دنیا بیاره. ‌ ژانر: امگاورس، رومنس، کمدی، فلاف، امپرگ، اسمات. کاپل: کوکوی
Two Years Too Late|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 de Rumyme
Rumyme
  • WpView
    Leituras 24,978
  • WpVote
    Votos 3,029
  • WpPart
    Capítulos 21
⁂ بازگوی روند اتمام یه رابطه و پس گرفتن ارزش وجودت، از نو ساختن خودت و باورهات و البته، شروع دوباره‌ی همه چیز؛ این‌ بار قوی‌تر و مطمئن‌تر. ⁂ -دیدِ تو به تموم کردن یه رابطه، درست کردنشه؟ تهیونگ، آدم‌ها یه رابطه رو تموم می‌کنن چون دیگه کار نمی‌کنه؛ چون دیگه قرار نیست که کار کنه. پس تو تمومش می‌کردی و هر دفعه دوباره برمی‌گشتی تا 'شاید' درست بشه؟! ༄༆༄ "برگرد و حداقل نشونش بده که چقدر تغییر کردی؛ که دیگه اون احمقِ ساده‌لوح قبلی نیستی که محتاج به علاقه‌ی پوچ‌اش باشه. اگه فرار کنی تهیونگ، قسم می‌خورم برای تمام زندگیت بازنده‌ای." ༄༆༄ تهیونگ قبولش می‌کرد یا نه، بهش فرصتی می‌داد یا نه، جونگکوک دیگه نمی‌تونست صدای احساسش رو خفه کنه. به قدری رشد کرده بودن و ارتعاش داشتن، که ممکن بود این‌ بار خودش کسی باشه که راه تنفسش بسته می‌شه. ༄༆༄ و شاید هیچ کدوم اون‌ها مقصر نبودن. شاید مقصر فقط خودِ رابطه بود. جوری که شروع شد، ادامه پیدا کرد و در نهایت به پایان رسید. شاید هدایتِ اون رابطه بود که اشتباه پیش رفت... ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Drama, Romance, Angst, Slice of life (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت پی‌دی‌اف هم بخونینش!)
+mais 22