𝐶𝑢𝑡𝑒 🎀
69 stories
𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𝖮𝖿 𝖴𝗌 ✔︎「VK」 by Niramwrites
Niramwrites
  • WpView
    Reads 16,201
  • WpVote
    Votes 2,609
  • WpPart
    Parts 30
[خاطراتِ ما] [بیاید داستانِ از آشنایی تا پایان، لحظات تلخ و شیرینی که جونگوی وانیلی و شازده تهیونگش تجربه کردن رو؛ از زبون دفتر خاطراتِ جونگکوک بشنویم!] 📒 ≘ کاپل↜ ویکوک 📒 ≘ ژانر↜ بی اِل ٫ داستان کوتاه ٫ درام ٫ برشی از زندگی ٫ فلاف ٫ خاطرات 📒 ≘ محدودهٔ سنی↜ PG_13 📒 ≘ نویسنده↜ Niram 📒 ≘ تعدادِ قسمت‌ها↜ 30 📒 ≘ وضعیت↜ [تکمیل شده | Completed] این فیک اسمات نداره عزیزان 🗞ᯏ‌‌ ⭕پارت‌های این فیک کوتاه هستند⭕ ↳Bᴇɢᴀɴ Wʀɪᴛɪɴɢ: 21 Jᴜɴᴇ 2023 - Sᴛᴀʀᴛ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 7 Sᴇᴘᴛᴇᴍʙᴇʀ 2023 Fɪɴɪsʜᴇᴅ Wʀɪᴛɪɴɢ: 27 Jᴜʟʏ 2023 - Fɪɴɪsʜᴇᴅ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 15 Dᴇᴄᴇᴍʙᴇʀ 2023
seven chamomiles by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 32,878
  • WpVote
    Votes 4,262
  • WpPart
    Parts 20
جونگکوک دست تهیونگ رو رها کرد تا به آرزوهاش برسه، هفت سال بعد دوباره جلوی تهیونگ ایستاده بود و خاطرات گذشته‌‌ی دو نفرشون توی روستای کوچیکشون تموم ذهنش رو پر کرده بود. _____ ″شبیه یه ماهی قرمز بودم، یه طعمه خوب. هر چند که حاضر بودم به خاطر تو دل به خشکی بزنم.″ [Complete] Couples : kookv Genre :Romance-angst Writer : Déesse
𝖬𝖺𝗀𝗂𝖼 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖻𝗋𝖺𝗋𝗒 ✔︎「KV」 by Niramwrites
Niramwrites
  • WpView
    Reads 12,862
  • WpVote
    Votes 2,209
  • WpPart
    Parts 19
[جادوی کتابخانه] [تهیونگ، پسری که توی زندگیش هر احساساتی که از اطرافیانش دریافت کرده چیزی جز ناراحتی و تنفر نبوده، دقیقاً شبِ تولدش توی نسیمِ سوزناکِ دوازدهِ نیمه‌شب در سی‌اُم دسامبر و دانه‌های برفِ نشست کرده روی زمین، خودش رو داخل یک کتابخونهٔ بزرگ و عظیم می‌بینه، ولی اونجا چی‌کار می‌کرد؟] ••••••••••••••••••••••••• +من؟... چرا من؟! همونطور که لب‌هاش موهای ابریشمیِ پسر رو لمس می‌کردند زمزمه کرد: _چون تو دلیلی هستی که من اینجام، کسی که باهاش بهترین ساعات زندگیم رو می‌گذرونم و احساس آزادی دارم، من برای تو اینجا هستم، بخاطر اینکه چیزهایی که باید بدونی رو یادت بدم و از احساساتی که هم خودت و هم خودم نیازشون داریم لبریزت کنم. 📚 ≘ کاپل↜ کوکوی 📚 ≘ ژانر↜ بی اِل ٫ مقداری فانتزی ٫ کمی انگست ٫ روزمره ٫ فلاف ٫ تابستانه 📚 ≘ محدودهٔ سنی↜ PG_13 📚 ≘ نویسنده↜ 𝖭𝗂𝗋𝖺𝗆 📚 ≘ تعدادِ قسمت ها↜ 19 📚 ≘ وضعیت↜ [تکمیل شده | Completed] این فیک اسمات نداره عزیزان 🗞ᯏ‌‌ ↳Bᴇɢᴀɴ Wʀɪᴛɪɴɢ: 15 Aᴘʀɪʟ 2022 - Sᴛᴀʀᴛ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 22 Jᴜɴᴇ 2022 Fɪɴɪsʜᴇᴅ Wʀɪᴛɪɴɢ: 23 Aᴘʀɪʟ 2022 - Fɪɴɪsʜᴇᴅ Uᴘᴏᴀᴅɪɴɢ: 25 Jᴀɴᴜᴀʀʏ 2023
𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع ||vkook by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 22,710
  • WpVote
    Votes 2,770
  • WpPart
    Parts 25
-دیگه هیچوقت اجازه نمیدم که کسی حتی یه تارِ مویِ سرت رو کم کنه. حتی اگه مجبور باشم، کلِ این شهر رو به خاطرِ تو، با خاک یکسان کنم. جونگ‌کوک، انیگمای مافیایی که پدرخوانده‌ی سئوله، فکر می‌کرد یه دستیار مورد اعتماد پیدا کرده. کیم تهیونگ که خودش رو «بتا» معرفی کرده بود... ولی جونگ‌کوک یهویی متوجه رایحه‌ی عجیب و قدرت بالای این دستیار ساده می‌شه. اگه تهیونگ بتاست، پس چرا جونگ‌کوک هر شب بوی خون حس میکنه؟ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
𝐐𝐮𝐞𝐫𝐞𝐧𝐜𝐢𝐚|✔︎ by Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Reads 269,941
  • WpVote
    Votes 31,857
  • WpPart
    Parts 30
"کِرنسیا،یک کلمه اسپانیایی‌ست که به معنای مکان امن است! یعنی هرجایی که احساس امنیت داری! مثل گوشه ای از اتاق یا بغل کسی که دوسش داری! هرجای دنجی که احساس آرامش و امنیت میکنی!" آلفا جئون جونگ‌کوک و امگا کیم تهیونگ پسرخاله هایی که از هم دل خوشی ندارن! و اونا به اصرار خانواده هاشون قراره جفت هم بشن! اما اونا میتونن باهم کنار بیان و جفت هم بشن؟ "بهتره فاصله اتو حفظ کنی!" نیشخندی زد و گفت: "من وظیفمه مراقبت باشم توله!" "اوه پس اینم وظیفته که کونمو لمس کنی؟!" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐒𝐨𝐩𝐞,𝐉𝐞𝐧𝐬𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
♨My Hope_Vkook♨ by Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    Reads 289,857
  • WpVote
    Votes 47,422
  • WpPart
    Parts 39
[امید من] جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود. اون یه بُعد دیگه بود؟؟ Couple:VKOOK 🍫 وضعیت: پایان یافته.
OLD ENEMY |دشمنِ قدیمی vkook by EMA_JEON3
EMA_JEON3
  • WpView
    Reads 3,625
  • WpVote
    Votes 1,049
  • WpPart
    Parts 36
چی میشه اگه جونگکوک و تهیونگی که یروز اتفاقی باهم آشنا شدن حالا نتونن بدون همدیگه زندگی کنن و از طرفی بخاطر برادرهایِ بزرگترشون نتونن باهم باشن...یعنی توی گذشته‌ چه اتفاقی بین برادراشون افتاده ؟! چرا اونا انقدر از هم نفرت دارن و از همدیگه فرار میکنن؟! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ +پس چرا تو بوسان زندگی میکنید؟ _نامجون هیونگ هیچوقت جواب این سوالمو نداده...وقتی بعد از مرگِ پدرم به بوسان اومدیم من خیلی کوچیک بودم و چیزِ زیادی از زندگیِ توی سئول رو به یاد نمیارم اما هروقت درمورد گذشته از نامجون هیونگ میپرسم، اون فقط لبخند میزنه و میگه مهم نیست! +درست مثلِ هیونگِ منه! _جدی؟ +اوهوم...اونم درمورد گذشته یا مرگ پدرم چیزی بهم نمیگه. vkook ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: ویکوک/ نامجین کاپل فرعی: سپ ژانر: رمنس/زندگی روزمره/ اندکی اسمات/ اندکی اکشن و مافیایی/ خاطراتِ گذشته وضعیت: درحال آپ آپ: هروقت بنویسم ولی...زود زود🫡 « خوشحال میشم توی اولین کارم حمایتم کنید، متشکر🫶🏻»
red gun/vkook  by kim_karsaa
kim_karsaa
  • WpView
    Reads 255,717
  • WpVote
    Votes 24,513
  • WpPart
    Parts 41
-اسلحه سرخ- هیچوقت فکر نمیکردم عاشق اون مزاحمی که برام نود فرستاد بشم.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل اصلی:تهکوک • فرعی:یونمین •پایان یافته•
Maybe you by sariiiVJ
sariiiVJ
  • WpView
    Reads 68,055
  • WpVote
    Votes 7,167
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه: جئون جونگکوک وکیلی که به واسطه برادرزادش با کیم تهیونگ مربی مهدکودک آشنا میشه و سعی میکنه امگا رو عاشق خودش کنه. Couple: Kookv Genre: romance, omegaverse, fluff writer: nana 🥇کوکوی 🥇fakechat
𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸?  𝐎𝐫   𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸? by Tina_0086
Tina_0086
  • WpView
    Reads 37,895
  • WpVote
    Votes 6,443
  • WpPart
    Parts 41
𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸? 𝐎𝐫 𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸? {مینی فیک-فیک چت-کمدی-امگاورس-فلاف} {کاپل اصلی : تهکوک} اگه دنبال چیزی هستی که از سر تاپاش عسل بباره این فیک خوبی برای انتخابه✅ «کامل شده»