sjuuuje's Reading List
73 histórias
Grαy нeαveɴ | Nαмjιɴ de sober_stories
sober_stories
  • WpView
    Leituras 6,036
  • WpVote
    Votos 1,018
  • WpPart
    Capítulos 10
🦋Cσυρℓє:Nαмנιη 🦋Wяıtεяƨ:Sσвεя | εмıʟıα جین یه راز تاریک داره که همون خاصش می کنه➡️ این راز به #مرگ افراد منتهی میشه➡️
𝕭𝖚𝖗𝖓𝖎𝖓𝖌ঔৣ [persian translation] de Nyxowy
Nyxowy
  • WpView
    Leituras 28,806
  • WpVote
    Votos 5,197
  • WpPart
    Capítulos 23
وقتی نامجون عکس های جینو برای جین میسوزونه... ❖︎ اسم: سوزاندن ❖︎کاپل اصلی: نامجین ❖︎ژانر: غمگین، کوتاه ❖︎نویسنده: sashimingyu ❖︎مترجم: Nyxowy [Compeleted]
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭🖤 de consigliere_19
consigliere_19
  • WpView
    Leituras 1,277
  • WpVote
    Votos 163
  • WpPart
    Capítulos 5
تصمیم گرفت جایگاه همیشگشیون که با نامجون کنار هم بودن رو ترک کنه +دلم برات تنگ شده قلب مشکی من Couple: Namjin Bromance, Criminal, Drama Writer: 𝑱𝒆𝒐𝒏 𝑱𝒊𝒔𝒖𝒏𝒈 Cover: 𝐾𝑖𝑚 𝑊𝑖𝑙𝑙𝑖𝑎𝑚
Nero 🌑 de Sopeloverever
Sopeloverever
  • WpView
    Leituras 1,330
  • WpVote
    Votos 145
  • WpPart
    Capítulos 4
Nero🌑/سیاهی Genres: Fantasy, Romance, Smut Couple: Namjin / Jinjoon By: #AGUST_P Multishot🥂 ▪︎اون شب، در بین اون تاریکیِ رعب آور، نامجون شاهد دو گوی زرد رنگ نبود. اون چشم‌ها بنفش بودند!
Boston | NamJin de Sabin70
Sabin70
  • WpView
    Leituras 1,123
  • WpVote
    Votos 124
  • WpPart
    Capítulos 8
بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ میلادی، جین به عنوان دستیار یکی از روانپزشک‌ها و استادهای مشهور روانپزشکی، وارد بیمارستان بوستون می‌شه. خیلی زود نظرش به بیمارِ مرموز اتاق شماره‌ی هفتادوچهار جلب می‌شه، درحالیکه استادش بهش هشدار داده بود که سعی کنه مجذوب این بیمار نشه، چرا که شیطان جذابیه. کاپل: نامجین، ویکوک ژانر: روانشناختی، انگست، اسمات
Winter🧜🏻‍�♂️~ de rjchild
rjchild
  • WpView
    Leituras 1,782
  • WpVote
    Votos 309
  • WpPart
    Capítulos 5
اقیانوس پر از خطره؛ یه شب یه هیولای بزرگ می‌بینی که اگه زندانیِ آب نبود تو رو زنده نمی‌ذاشت، و یه روز یه پری‌دریایی که برای دزدیدن قلبت نقشه کشیده. ماجراهای نامجون و مهمون‌ناخونده‌ش~ TAGS: namjin × romance × fantasy × mermaid au × angst Translator: Mehra EDITOR: Kim_N پ.ن. این فیک از انگلیسی ترجمه شده و می‌تونید با همین اسم توی Ao3 پیداش کنید.
+mais 12
Blue Feelings [NamJin] [Completed] de BangtanOT7_0613
BangtanOT7_0613
  • WpView
    Leituras 2,237
  • WpVote
    Votos 481
  • WpPart
    Capítulos 24
"امروز چه رنگی هستی، فرشته؟" برای لقب جدیدم لبخند زدم و جواب دادم: "آبی، کاملا آبی." کاپل: نامجین ژانر: نامه‌نگاری/روزمره/رمنس
[] Let me be your fuckbody []  de Tired-boo
Tired-boo
  • WpView
    Leituras 128,506
  • WpVote
    Votos 17,009
  • WpPart
    Capítulos 40
خیلی از آدم‌هایی که هر روز میبینیم، احتیاج به کمک دارن. همون‌هایی که بی‌تفاوت از کنارشون میگذریم. جین از همون آدمهاست. سال‌های عمرش رو اینجوری گذرونده و بهش عادت کرده. هیچکس حتی فکرش رو نمیکنه پسری که اوضاع مالی خوب و صورت خندونی داره چه چیزهایی رو میتونه پشت سر گذاشته باشه تا زمانی که نامجون یک حدس‌هایی میزنه و همه چیز عوض میشه. ________________ Main couple: Namjin Side couple: Vkook, Yoonmin Writer: Tired-boo
K&K de jin_joon7
jin_joon7
  • WpView
    Leituras 4,211
  • WpVote
    Votos 485
  • WpPart
    Capítulos 35
هزار بار نگاهت کردم و تو روت اونور بود و ندیدی، مثل ماه. هزار بار از پشت پنجره اتاقم نگاهش کردم و حتی یبارشم نفهمید... کیم نامجون بعد از 10 سال کسی که عاشقش هست رو پیدا میکنه ولی جین قلبش هنوزم برای همسرشه...
Inappropriate; NamJin | Per Translation de StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Leituras 80,743
  • WpVote
    Votos 10,306
  • WpPart
    Capítulos 44
Inappropriate | نا مناسب (نا درست) خلاصه: کیم سئوک جین یه پدر تنهاست که تلاش میکنه دو پسر نوجوونش، جیمین و یونگی رو بزرگ کنه. جین به سختی کار می کنه تا یه زندگی خوب واسه اونها فراهم کنه. تو تمام این سالها به تنهایی عادت کرده وقتی تنها چیزی که میخواد، ارتباط برقرار کردن دوباره با پسراشه چون توی این سال ها، زمان های زیادی رو صرف کار کرده و برای نزدیک شدن به پسر هاش زمان کافی پیدا نکرده بود. با این حال بزودی وقتی پسر بزرگش، یونگی با کیم نامجوون روبه رو میشه و زندگیش از این رو به اون رو میشه نامجون معروف به جـون روز به روز بیشتر خونه ی اون ها میمونه. البته سئوک جین نتونسته متوجه توجه فزاینده نامجون به خودش بشه و یونگی هم روز به روز بیشتر به اون پسر می چسبه و اون رو تمام مدت پیش خودش تو خونه نگه می داره. چه اتفاقی میافته وقتی جون نتونه این میل شدید و مخفیانه ش رو نسبت به این مرد زیبا پیش خودش نگه داره و به سمتش قدمی برداره؟ یونگی به شدت عاشق جون میشه... درحالی که جون به شدت میل به بودن با پدرِ دوست پسرش رو داره... هیچ اتفاق بدی نمیتونه بیوفته، درسته؟ هشدار: این کتاب دارای مطالب حساسیه و حتی ممکنه بنظر بعضی (مثل اسم کتاب) نا مناسب یا زشت و خجالت آور بیاد. اگه مطالب زیر باعث میشه معذب بشید داستان رو نخونید حتی اگه تعریفش