فوق العاده زیبا
9 stories
♡Pragma♡ by MARY_RILL
MARY_RILL
  • WpView
    Reads 40,622
  • WpVote
    Votes 3,206
  • WpPart
    Parts 37
پراگما (pragma) کاپل اصلی : سپ (sope) _ هوپگی (hopegi) کاپل فرعی : ویکوک (vkook) _ کوکوی (kookv) ژانر : رمنس، درام، روزمره، اسمات پارت پراگما خلاصه ی بوک هست. قبل از خوندنش از بوک نگذرید. [ پایان یافته / هپی اِند ]
وانشات(BTS) by mahnaz23
mahnaz23
  • WpView
    Reads 9,372
  • WpVote
    Votes 473
  • WpPart
    Parts 5
کاپل و ژانر بیار، وانشات ببر... وانشات های خاصی که دست کمی از فیک نداره... با هر کاپل و ژانری که شما دوست دارید..فقط کافیه توی کامنت ها بگی چه کاپلی رو دوست داری، و بعدش ، وانشات مورد علاقتو بخون و لذت ببر.... 🏅نامگی
Our date is hell(هوپگی) by mahnaz23
mahnaz23
  • WpView
    Reads 17,456
  • WpVote
    Votes 2,870
  • WpPart
    Parts 36
(پایان یافته) نام داستان:قرار ما جهنمه اسلحه رو به پیشونی مرد نزدیک کرد. _حالاچی؟بازم فکر میکنی من قابل پیش بینی ام...مامور کیم؟ ژانر:اکشن، انگست،پلیسی،اسمات برای خوندن توضیحات بیشتر، پارت مقدمه مطالعه شود. وضعیت آپ:پایان یافته..درحال ادیت 1# هوپگی 🥇 1#پلیسی
my doll doesn't smile(هوپگی) by mahnaz23
mahnaz23
  • WpView
    Reads 36,425
  • WpVote
    Votes 5,330
  • WpPart
    Parts 32
(پایان یافته) جیهوپ پسری که درگیر مشکلات زندگیشه و متوجه میشه توی روابط جنسی ضعف داره... آیا یه دوست جدید میتونه کمکش کنه؟ کاپل:هپگی/ سپ ژانر:اسمات،روانشناسی، یه کوچولو هیجان انگیز،انگست
BAD BOYS by hikari8569
hikari8569
  • WpView
    Reads 70,872
  • WpVote
    Votes 13,246
  • WpPart
    Parts 68
کاپل اصلی: کوکگی کاپل فرعی: مخفی ژانر: رمنس، مدرسه ای، انگست
hurt like hell new version by suho_exo2345
suho_exo2345
  • WpView
    Reads 46,895
  • WpVote
    Votes 7,865
  • WpPart
    Parts 175
...
Tʜᴇ Rᴏᴏꜰ ∥ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ 🦋 by Dreamer_cupcake
Dreamer_cupcake
  • WpView
    Reads 103,952
  • WpVote
    Votes 15,191
  • WpPart
    Parts 57
"تهش چی میشه؟" "تهشو تو می‌نویسی." "اگر اون چیزی بشه که نباید؟" "هرچی شد، فقط مسئولیتش رو بپذیر." یونگی آهی کشید و دستاشو رو صورتش گذاشت: "خیلی احمقم، مگه نه؟" گوروم سیمای گیتار سیاهرنگش که با استیکرای عجیب و غریب تزئین شده بود رو با نوک انگشتای زخمی نوازش کرد. ملودیش آروم و نوازشگر بود: "نیستی میو کون. آدمای احمق حماقت خودشونو باور نمی‌کنن." "همه چیز فقط داره بدتر میشه. نمی‌تونم کنترلش کنم..." "داره مسیرشو طی می‌کنه." "مسیرشو؟" "فقط کافیه بپذیری بعضی چیزا دست من و تو نیست و از ته قلبت باور داشته باشی، چیزی که باید اتفاق بیفته، اتفاق میفته." Story by: Upset Season 1: completed ☑ Season 2: completed ☑ Grey chapter: ongoing 🔛
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐜𝐫𝐞𝐚𝐦 by NanaZed8
NanaZed8
  • WpView
    Reads 49,367
  • WpVote
    Votes 8,152
  • WpPart
    Parts 39
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐜𝐫𝐞𝐚𝐦_اخرین فریاد در حال بررسی موقعیت: کره جنوبی،سئول،ناحیه ی غربی پایتخت یک کمپانی تحقیقاتی به اندازه کافی معروف به نام لایف یک پروژه اشتباه،خطرناک و ناممکن رو توی محوظه ویژه اش مخفی کرده.برخی از محققان اون پروژه؛ادعا بر این دارن که این یک پروژه شکست خورده نیست با این حال سرپرست اصلی اعتقاد داره که اون پروژه مرگبار باید نابود بشه. همه چیز از شبی شلوغ و هیجان انگیز شروع شد.کیم تهیونگ می خواست بار دیگه در کنار برادر هاش زندگی کنه اما ناخواسته خودش رو بین مرده هایی می دید که با جنون می دویدن و با ولع همنوع خواری می کردن.حالا چه بخواد چه نخواد باید مسئولیت جون تمام اعضای خانواده اش رو قبول می کرد و مهم نیست که چه اتفاقی بیفته،هر کاری می کرد تا اون ها رو زنده و سالم نگه داره. مین یونگی،یک بازمانده بود که زنده بودن خودش رو یک بد شانسی می دید.از نظر اون زنده موندن ترسناک تر از مردنه با این حال از یک طرف دیگه گاهی وقت ها هم برای زنده موندن تلاش می کرد. همه اسیر دنیای جدیدی شدن.مردم دین دار با گریه دعا می کردن و مردم باهوش به دنبال راهی برای زنده موندن بودن. کاپل اصلی:تهگی. کاپل فرعی:کوکمین،نامجین. ژانر: فانتزی،رومنس،زامبی،ترسناک،اسمات نویسنده:NanaZed8 زمان اپلود:جمعه ها
Agnosthesia by Senior_yuheng
Senior_yuheng
  • WpView
    Reads 18,628
  • WpVote
    Votes 2,862
  • WpPart
    Parts 51
یونگی به گیسوان سفیدش چنگ زد و درحالی که قطره اشکی از روی بیچارگی از پلکش چکیده بود فریاد زد: "به چی قسم بخورم تا باورم کنی؟ به اعتماد از بین رفتت؟ به جون خواهرم؟ به روح پسرمون؟ به خون پایمال شده ی مردمم؟ به کدوم خدا پناه بیارم تا باورم کنی؟" هوسوک چانه ی اورا محکم در دست گرفت و به چهره ی رنگ پریده و بیمارش زل زد.بوسه ای خشن را شروع کرد، بوسه ای که ترس و درد را به دل امگا مینداخت. آلفا آنقدر بوسه را ادامه داد تا طعم گس خون، دهان جفتشان را پر کند. از او فاصله گرفت و غرید: "باور داشتن به تو، آخرین چیزیه که درون وجودِ سوختم می تونی پیدا کنی لادا!" ᨏᨐᨓ ᨓᨐᨏ کاپل اصلی:سپ(هوسوک تاپ) کاپل فرعی: وانگشیان ژانر:امگاورس،تاریخی،امپرگ،رمنس،درام نویسنده:یوهنگ