Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
farimah_monii's Reading List
107 stories
𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 55,867
  • WpVote
    Votes 5,882
  • WpPart
    Parts 17
تهیونگ سال‌هاست که مسیرش رو از خلافکارها و برادرش جدا کرده و فقط دنبال یه شغل موقت می‌گرده تا خودش خرج دانشگاهش رو دربیاره. اما وقتی مجبور میشه پیشنهاد عجیب هوسوک رو قبول کنه و برای چند روز از پسر کوچولوی رئیس باند مافیا مراقبت کنه، بی‌اختیار وارد مسیری میشه که همیشه ازش فرار کرده. جونگکوک مرد جدی و پدر با فکری بود که برای پسرش هرکاری‌ می‌کرد. و این شامل سر و کله زدن با پرستار زبون‌دراز پسرش هم می‌شد. بین کل‌کل‌ها، تنش‌های بین‌شون و لبخند پسربچه‌ای که فاصله‌شون رو کم می‌کرد، رابطه‌ای شکل می‌گیره که هیچ‌کدوم براش آماده نبودن، ولی شاید، هردو دنبالش بودن. - - -بهتره کم‌کم یاد بگیری باهام مودبانه حرف بزنی تهیونگ. یه کم احترام بد نیست. -تو لایق هیچ احترامی نیستی عوضی. Name: Instant Karma Couple: KookV Genre: Fluff, Drama, Romance, Smut Author: Locks
Golden Scent {رایحه طلایی} by S_I_D_N_I
S_I_D_N_I
  • WpView
    Reads 11,762
  • WpVote
    Votes 1,727
  • WpPart
    Parts 24
(رایحه طلایی) داستانی عاشقانه را روایت میکند.تهیونگ امگای پاک دامنی است که میخواهد در زندگی اش تنها به یک نفر پایبند باشد و پاک دامنی خود را برای او حفظ کند رایحه طلایی و جذابیت وی سبب شده که الفا های زیادی خاستارش باشند. او یک شب بی اطلاع از حضور الفا ها در مهمانی، پا به آنجا می گذارد الفا ها برای او دندان تیز میکنند و او طعمه یکی از الفا های جمع میشود. از آن شب تهیونگ دیگر خود را پاک نمیبیند و تمام الفا ها را با جواب رد پس میزند اما وقتی جون کوک تاجر معروف و سرشناس پک پا پیش می گذارد دلیلی برای رد کردن او نزد خانواده اش ندارد ولی وقتی جون کوک به او اطلاع میدهد دختری را دوست دارد و به امگا های مرد علاقه ای ندارد تهیونگ پیوند جفتیت را قبول میکند و زندگی اش با الفای خاکی اغاز میشود {COUPLE:KOOKV} [GENRE:OMEGAVERSE, ROMANCE,SMUT]
آواز ماه (song of the moon) by Aso0542
Aso0542
  • WpView
    Reads 4,551
  • WpVote
    Votes 701
  • WpPart
    Parts 11
قرن‌ها گذشته از آخرین پیوندی که به واسطه الهه ماه بین جفت‌ها ایجاد شد، حالا داشتن جفت حقیقی یک افسانه‌است، یک داستان عاشقانه ماورائی که مادرها برای فرزندانشون بازگو میکردن: "روزی روزگاری گرگینه‌ها در دنیایی زندگی میکردن که الهه ماه همیشه حضورش رو نشون میداد" اما ناگهان در این داستان.. شخصیتی ترسناک به تصویر کشیده میشد: "اما یه انیگما پدیدار شد، خشم الهه ماه رو برافروخت، گرگینه‌ها رو آزار داد، و الهه ماه دیگه هیچوقت با ایجاد پیوند بینمون خودش رو نشون نداد" حالا، پس از قرن‌ها.. دوباره یک انیگما متولد شده بود، انیگمایی که پادشاه کشورش بود.. و بازهم الهه ماه خودش رو نشون داد.. به انیگما.. با پیوند زدن پادشاه کره، به تاجدار قاچاق آسیا.. به یک مرد آلفا.. هدف الهه ماه.. دقیقا چیه؟؟! کاپل‌ها: تهکوک(وورس) ، نامجین ژانر: امگاورس_ورس_درام_اکشن_هایبرید نویسنده: آسو وضعیت آپ: درحال انتشار به بوک سر بزنید و با حمایت‌هاتون بهم انرژی بدید♡♡
Butterfly Wings [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 8,819
  • WpVote
    Votes 1,307
  • WpPart
    Parts 9
-تو واقعا بابای یوجینی؟ بی‌شوخی؟ -بی‌شوخی. جونگکوک جواب داد و لبخندی زد. -لعنتی. تهیونگ زیرلب گفت و نگاهی به سر تا پای مرد انداخت. -نمی‌دونستم باباها اجازه دارن که این‌قدر هات و جذاب باشن. - - جونگکوک، یک پدر تنها و سرسخته که زندگی‌اش بین کار و بزرگ کردن یوجین می‌گذره. وقتی جونگکوک برای یوجین یه معلم گیتار پیدا می‌کنه، آخرین چیزی که انتظارش رو داره یه دانشجوی خوش‌زبون مثل تهیونگه، پسری که با چند نگاه و چند جمله ساده، دنیای مرتب و بی‌حاشیه‌ی مرد رو کاملاً به‌هم می‌ریزه. Name: Butterfly Wings Couple: KookV Genre: Fluff, Slice Of Life, Romance, Smut Author: Locks
༆Cosmarina by CometStarOcean
CometStarOcean
  • WpView
    Reads 13,526
  • WpVote
    Votes 1,098
  • WpPart
    Parts 23
🔺توجه! این فیکشن فاقد هر محتوایی نظیر تجاوز، خیانت، پدوفیلیا‌ و روابط محارم‌ می‌باشد. با خیال راحت مطالعه کنید.🙂‍↕️🎀 خلاصه: در دلِ جنگ جهانی، جایی که شهرها زیر دود نفس می‌کشند، دو سرنوشت به هم گره می‌خورند؛ پیوندی ناامن و بی‌نام که با گذر زمان عمیق‌تر می‌شود. در جهانی که دست‌های پشت پرده برای جدایی‌شان می‌جنگند، «ماندن» به خطرناک‌ترین انتخاب ممکن بدل می‌شود. کازمارینا روایتِ آدم‌هایی‌ست که برای هم می‌میرند، پیش از آن‌که اجازه داشته باشند برای هم زندگی کنند؛ داستانِ دود، سکوت، و پیوندی که حتی جنگ هم نمی‌تواند به‌سادگی از هم بگسلد.🌊🤍✨ 🌙🍃 -بهای لب‌هات چقدره، جونگ‌کوک؟ پسر کوچک‌تر برای ثانیه‌ای نفس کشیدن رو از یاد برد. چه اتفاقی در طول یک شبانه‌روز برای اون مرد افتاده بود؟ -هوم؟ بهم بگو بهای بوسیدن لب‌هات چیه؟ +به دست آوردنِ قلبت. -قلبم رو می‌خوای؟ جونم رو بهت میدم! +فراموش کردی هیونگی؟ جونت، منم! قلبت رو بهم بده تا جونت رو بهت ببخشم.
red lips by mamacita80
mamacita80
  • WpView
    Reads 77,512
  • WpVote
    Votes 7,559
  • WpPart
    Parts 62
🔞اکثر پارت ها اسمات داره ممکنه یادم بره هشدار بزارم ... خلاصه : :فکر نکردی اگر منو رها کنی و بری چه اتفاقی میوفته انیگما ... : کال مراقبت بود ... : کال قدرتی نداشت ... امگایی که همه میخاستنش مال تو بودو با خودت فکر نکردی اگر ولش کنی و بری چه بلایی سرش میاد ... من با بچه ی تو تو شکمم ... و چشمهایی که میخاستن منو از هم بدرن ... #امگاورس #تاریخی #اسمات
Lost |kookv| by land_of_kookv
land_of_kookv
  • WpView
    Reads 27,311
  • WpVote
    Votes 3,488
  • WpPart
    Parts 15
وانشات گمشده تهیونگ نویسنده ای که با نوشتن داستان زندگی پیرمردی وارد ماجرای زندگی گمشده ی او میشود... ژانر: رمنس ،انگست کاپل:کوکوی کاری از چنل تلگرام: kookvmoment نویسنده: مائده
I won't let you down [kookv] by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 2,227
  • WpVote
    Votes 223
  • WpPart
    Parts 1
"وانشات" کاپل: کوکوی خلاصه•° _ زندگی کردن با یه مافیا اوایلش هیجان انگیز بود... اما... اما بعدش فقط یه اضطراب تو دلم بود... اینکه جونگکوک کلی دشمن داره... اینکه ممکنه هرلحظه توسط پلیس دستگیر بشه... اینکه ممکنه یه بلایی سرش بیاد... ترس از دست دادنش داشت دیوونم میکرد... _ بخاطر همین تصمیم گرفتی کلا از دستش بدی؟ _ میخواستم امتحان کنم... _ چیو؟ _ میخواستم ببینم میتونم بدون اون زندگی کنم یا نه...
| 𝑁𝐸𝑋𝑇 𝐿𝐼𝐹𝐸 | 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘  by writer_N_V
writer_N_V
  • WpView
    Reads 11,059
  • WpVote
    Votes 1,267
  • WpPart
    Parts 20
خلاصه : " در سال 1894 کیم تهیونگ شاهزاده دورگه ای که عاشق جئون جونگ کوک پسر ساده روستایی میشه . اما زندگی اونقدر بی رحمه که دلسوزی براش مفهومی نداره . زندگی این دوتا عاشق به مرگ ختم میشه اما چیزی وجود داره به نام زندگی بعدی ." "چی میشه اگه دو قرن بعد در سال 2025 اون دوتا هم رو ملاقات کنن درحالی که جونگ کوک همه چیز رو یادشه ولی تهیونگ نه !؟ چی میشه اگه کوک بفهمه تهیونگ متاهله ( نامزد ) و به زودی قراره ازدواج کنه !؟ میتونه با این قضیه کنار بیاد یا میجنگه تا عشقش رو بدست بیاره !؟ " _________________________________ ✍︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 : 𝘴𝘶𝘱𝘦𝘳𝘯𝘢𝘵𝘳𝘶𝘭 , 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺 , 𝘥𝘳𝘢𝘮𝘢 , 𝘴𝘮𝘶𝘵 🔞 ✍︎ 𝘔𝘪𝘯 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 ✍︎ 𝘖𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 ✍︎ 𝘜𝘱 𝘋𝘢𝘺𝘴 : 𝘜𝘯𝘬𝘯𝘰𝘸 ✍︎ 𝘸𝘳𝘪𝘵𝘦 : 𝘕.𝘝 # 1 𝑖𝑛 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘 # 1 𝑖𝑛 𝐾𝑖𝑚 𝑆𝑒𝑜𝑘𝑗𝑖𝑛 #1 𝑖𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝐻𝒐𝒔𝒆𝒐𝒌 # 1 𝑖𝑛 𝑆𝑢𝑝𝑒𝑟 𝑁𝑎𝑡𝑢𝑟𝑎𝑙 #1 𝑖𝑛 𝑀𝑖𝑛 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑔𝑖 # 2 𝑖𝑛 𝐵𝐿 # 1 𝑖𝑛 𝐻𝑖𝑠𝑟𝑜𝑟𝑦
Wine by nana42607
nana42607
  • WpView
    Reads 6,691
  • WpVote
    Votes 852
  • WpPart
    Parts 7
جونگ‌کوک، تک امگای خاندان آلفا پرست جئون بود و زمانی که به درخواست خانواده‌اش، قراری مبنی بر ترک خونه و رفتن به سئول گذاشته شد، همه چیز به هم ریخت. تمام آینده‌اش وابسته به تصمیمی بود که در اون لحظه باید می‌گرفت؛ به سئول می‌رفت و با فردی که پدربزرگش انتخاب کرده بود، تشکیل خانواده می‌داد؟ یا راهی برای بیرون اومدن از زیر سایه‌ی جئون بزرگ پیدا می‌کرد؟ _____________ «این رو خوب توی گوش‌هات فرو کن امگا، تو جزوی از خاندان من نیستی و فقط فامیل و خونم رو به یدک می‌کشی!» حالا که بعداز پنج‌سال دوباره مقابل هم قرار گرفته بودن، آخرین جملات جئون بزرگ، توی گوش‌هاش می‌پیچد و خشم نهفته‌اش رو بیدار می‌کرد. توله‌‌ آلفاهای شیطونش رو به پشتش هدایت کرد و نگاه تیزش رو به مرد مسنی داد که بچه‌های اون رو جزوی از خودش و خاندانش دونسته بود. بی‌توجه به حضور کیم‌ها و هرکسی که نگاهش بهشون زوم بود، فاصله‌‌شون رو به حد نصاب رسوند و نیشخند رضایت‌مندی روی لب‌هاش نشوند. برق نگاهش خبر از حضور گرگش می‌داد و برای حفاظت از توله‌‌هاش، با رایحه‌‌ی سنگینش، آلفاهای اطرافش رو تهدید می‌کرد. _این رو خوب به یاد بیار آلفا جئون؛ من جزوی از خاندان تو نیستم و با تأسف زیاد، فقط خون و اسم بی‌ارزشت رو به یدک می‌کشم! پس بچه‌هام هم به هم