قرار گذاشتن با انیگمایی که با سوراخ نصف آلفاهای سئول خاطره داشت، موضوع قابلپذیرشی برای امگای هجده ساله نبود؛ اما تهیونگ نمیتونست درخواست همسایهی مهربونش رو مبنابر بر آشنایی با پسرش رد کنه، پس قبول کرد تا با اون مرد قرار بذاره و حتی ر وحش هم خبر نداشت که این یک قرار، به مراتب بیشتر و بیشتر و درنهایت باعث ایجاد شرطبندیای میشه که هر دو رو وارد بازیِ جدیدی از احساسات میکنه.
ژانر: امگاورس، رومنس، برشی از زندگی، اسمات
کاپل: کوکوی
تاوان / Atonement
(کامل شده )
کاپل : تهکوک
ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی )
امگاورس / امپرگ
( اسمات )
یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ...
یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ...
گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست
داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم
جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ،
امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه ....
و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛
پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم »
حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛
« افسردگی از جنس غم نیست
افسردگی از جنس خشمه »
و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست !
این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود !
کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻
حسی فوقالعاده به محضِ اولین ملاقات با کسی که، روزی عاشقاش خواهی شد𔘓ֵ
𐙚𝙽𝙰𝙼𝙴: #KoinoYokan
𐙚𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: KookV
𐙚𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: Omegavers-Romance-Smut
𐙚𝚆𝚁𝙸𝚃𝙴𝚁: Baboone "BoE"
و حمایت!
😌پایان یافته😌
من تو چنگ مافیایی اسیر شدم که همه از شنیدن اسمش هم به لرز میوفتادن !
خب دوست پسر من از رئیس خطرناک مافیا چیزی دزدید و بعد فرار کرد و من رو تو لونه شیر تنها گذاشت!
تهیونگ، امگای زیبا با قلبی پر از عشق، در دام تونی گرفتار میشه. اما این پایان نیست. جونگکوک، پادشاه بیرحم مافیا، با چشمان سرد و غروری آتشناک، تهیونگ رو به قفس ازدواج اجباری میکشونه. خون، قدرت و ظلم در رگهای جونگکوک جاریه، اما آیا تهیونگ میتونه این هیولای مغرور رو رام کنه؟ یا عشق، قربانی تاج خونینش خواهد شد؟
ژانر : مافیایی، اکشن ،امگاورس ،عاشقانه ،درام ،فن فیکشن ،فانتزی ،امپرگ ، اسمات🔞
کاپل :کوکوی،یونمین
نویسنده : Ellen
بچه ها حتما بخونید به نظرم عاشقش میشید🥺❤️
#Omegaverse
#Romance
#Drama
#Mafia
#Fanfiction
#Fantasy
#jungkook
#teahyung
#jimin
#min_yoongi
≋ پایان یافته ≋
" چی میشه اگه پدر جونگکوک، اون رو بزور به شریکش، تهیونگ بده و هیچکس ندونه اون چه موجود لعنتیه و دنبال طمعس تا سیر بشه؟ "
COUPLE: VKOOK
GNRE: ROMANCE, FLUFF, SMUT, FANTASY
"HAPPY ENDING"
_فرصت دوباره
*کامل شده*
کاپل :کوکوی
خلاصه:
+اما جونگ کوک این بچه تو هم هست!
_همین که گفتم من این بچه رو نمیخوام.
.....
داستان از جایی شروع میشه که یه شب تو مهمونی تهیونگ و کوک از خط قرمز ها رد میشن!
و نتیجه اون چند هفته بعد زندگیشون رو زیر و رو میکنه
ژانر:رمنس،فلاف، امگاورس، آمپرگ ،انگست
#کوکوی
#تهکوک
#آمپرگ
#انگست
#kookv
---
کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی میفروشه. تهیونگ بعد از اون معاملهی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر میذاره.
اما سرنوشت یه نقشهی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریتهاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا میکنه. امگایی که شکسته و بیجون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره.
بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه میفهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن
و حالا، جنگکوک حاضر میشه همهچیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچوقت دیگه آسیب نبینه.
---
• ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات.
• کاپل: کوکوی، یونمین
•وضعیت: درحال آپ
[چت استوری☘︎]
تهیونگ و جونگکوک ازهم متنفرن
واقعا متنفرن
تا زمانی که جونگکوک یه پیام ناشناس دریافت میکنه
𝒎𝒂𝒊𝒏 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ☞︎︎︎ 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗.𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌
𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ☞︎︎︎ 𝐬𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 , 𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧
تیکه ای از چت استوری~
ناشناس : هایی میخواستم بگم که دیشب عالیی بود
اگر وقت داشتی به خوابگاه من بیا...شاید بتونیم کارهای دیشب رو تموم کنیم ؛)
جی(j) : ببخشید؟!
𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐚𝐫𝐭 ➪ 24 𝐉𝐮𝐧𝐞 2022
𝐓𝐡𝐞 𝐞𝐧𝐝 ➪ 2 𝐀𝐮𝐠𝐮𝐬𝐭 2022
افتر استوری فیکشنِ [ Love You So Bad ]
"دلتنگی همیشه عاشقانه نیست، میتونه غم انگیز ترین سرودِ قلبی زخمی باشه ، یه لبخندِ سبک بعد از رفتن یا یه نفس راحت به محض رسیدن، اون اشک و لبخند و دردهاییه که اسمش رو نمیدونیم.
دلتنگی بیرحمه چون میتونه غرورِ یه مرد رو بشکونه و از اون احمق بسازه!"