Mafia
24 قصة
Silence  بقلم kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    مقروء 54,245
  • WpVote
    صوت 4,870
  • WpPart
    فصول 49
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
DON بقلم MiraHopeTales
MiraHopeTales
  • WpView
    مقروء 9,632
  • WpVote
    صوت 660
  • WpPart
    فصول 26
اولین صدایی که اون شب شنیده شد، شلیک گلوله نبود... صدای قدم‌های دُن کیم بود. مافیا فقط تجارت و اسلحه نیست؛ خانواده است ، سوگندِ . زخم‌هاییه که دیده نمی‌شن. همه دنبال قدرتن، ولی هیچ‌کس حاضر نیست بهای واقعیشو بده. این‌جا هرچی بالاتر بری، زمین خوردنت سخت‌تره. و اگه فکر می‌کنی بهت رحم می‌کنن، یعنی هنوز هیچی از این بازی نفهمیدی. ✧ Name : DON ★ Couple : taekook.sope. secret ✧ Genre : mafia, romance, smut +🔞 ★ Writer : Mira
+22 أكثر
𝗖𝗿𝗮𝘅𝗶𝘀 ᵛᵏ ᴬᵁ بقلم vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    مقروء 119,366
  • WpVote
    صوت 11,407
  • WpPart
    فصول 12
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک باید رضایت شاکیِ برادرش رو به‌دست می‌آورد؛ اما می‌تونست با مایه‌گذاشتن از اعضای بدنش کنار بیاد؟! • بـرشی از داسـتان: - زانو بزن. - چی؟! - خودت که نمی‌تونی خسارتم رو پرداخت کنی؛ اما شاید دهنت تونست راضیم کنه. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Craxis ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Smut, Mystery ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
+12 أكثر
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ بقلم Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    مقروء 102,132
  • WpVote
    صوت 10,296
  • WpPart
    فصول 31
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 بقلم Lunablueberry7
Lunablueberry7
  • WpView
    مقروء 7,432
  • WpVote
    صوت 484
  • WpPart
    فصول 22
Name:Heart Breaker (دل شکن) Couple:vkook,yoonmin,namjin Genre:mafia,omegavers,smut,romence, action,Aangst Telegram:Stellie0 《در شهری که مافیاها قوانین خودشون رو دارن، سازمانی مخفی وجود داره که نسل‌های نادر و کنترل‌نشده‌ی مافیا ها رو شناسایی، مهار و حذف می‌کنه. جونگکوک، یک آلفای سطح بالا با پرونده‌ای مخفی و گذشته‌ای خونین، مأمور همین سازمانه. وظیفه‌ش: نفوذ به یکی از خطرناک‌ترین باندهای مافیایی و حذف آلفای مرموزی به نام ویکتور چِرناف - کسی که دولت او را «گره‌ی سیاه» می‌نامه: موجودی با گره‌های ناپایدار و قدرت بی‌مرز. جونگکوک فقط یه مأمور بود؛ تا وقتی که به ویکتور رسید-رئیسی بی‌رحم با چشمانی یخ‌زده و رازی خطرناک درون قلبش. اما وقتی حقیقت پیوند پنهان‌شون آشکار میشه، نفرت جاشو به درد، عطش و جنون میده. بین فریب و احساس، بین خون و عشق... کی تسلیم میشه؟ ویکتور(تهیونگ) یا جونگکوک؟ "_حس می‌کنی پیوندمون داره می‌سوزه؟ - آره. دعا کن زودتر بسوزه و تموم شه... چون اگه نسوزه، من خودم تورو آتیش می‌زنم. - تو اشتباهی بودی که تقدیر بهم تحمیل کرد. - پس چرا هنوز کنارمی؟ جرأت بریدن نداری یا فقط از تنهایی می‌ترسی؟ _اگه نفرت اسلحه بود،هر نگاه من گلوله ای بود که تو رو بارها کشته بود." *تایم آپ نامنظم
 𝐆𝐨𝐝 𝐨𝐟 𝐌𝐚𝐥𝐢𝐜𝐞 {𝐕𝐤} بقلم Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    مقروء 5,560
  • WpVote
    صوت 1,007
  • WpPart
    فصول 11
کاملا ناخواسته توجه یه هیولا رو به خودم جلب کردم. حالا اون همه جا تعقیبم میکنه و خودشو تو زندگیم جا داده . منم سعی میکنم ازش فرار کنم . غافل از اینکه اون یه هیولاست... و درباره هیولا ها چی میگن؟ ... اونا تعقيبت میکنن ، هرجایی که بری !! *************** Jenre :: mafia, omegaverse, dark, smut, university, psychology, romance, enemies to lover's Couple :: Vkook
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* بقلم melish00k
melish00k
  • WpView
    مقروء 255,300
  • WpVote
    صوت 29,298
  • WpPart
    فصول 67
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌‌ست که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌‌اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه، همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... در آینده ادیت و بازنویسی می‌شه. ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
Power couple | زوج قدرت  بقلم meshimara
meshimara
  • WpView
    مقروء 173,731
  • WpVote
    صوت 14,482
  • WpPart
    فصول 37
معمایی | اکشن | پلیسی | عاشقانه | اسمات زندگی آرومِ پرفسور کیم تهیونگِ پر آوازه و موفق، با ورود پسر عمه‌ای که از هفت سالگی ناپدید شده بود، زیرو رو میشه... _تو شبیهِ یه جگوار سیاهِ وحشی و زخمی‌ای جونگکوک، که هنوزم زیبا و جذاب و نفس گیره... ♦️تمام شده Vkook Shimara ⛔️
VENATOR|VKOOK بقلم Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    مقروء 30,214
  • WpVote
    صوت 1,750
  • WpPart
    فصول 35
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝