Pending completion and reading.
17 stories
Lutan | Vkook by Mary_hoope
Mary_hoope
  • WpView
    Reads 9,793
  • WpVote
    Votes 871
  • WpPart
    Parts 27
جونگکو هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت تهیونگ شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..
✿∴BLOOM∴✿ by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 217,299
  • WpVote
    Votes 33,157
  • WpPart
    Parts 25
#HANAHAKI 🌸 هاناهاکی : بیماری ای که اگه یه نفر یه عشق یه طرفه داشته باشه ، گلی توی ریه هاش ریشه میده و گلبرگاش بعد از مدتی کل ریه شو پر میکنن و اون فرد به طور متوالی سرفه میکنه و گلبرگارو بیرون میده. هیچ راه درمانی نداره به جز اینکه اون طرف مقابل هم عاشقش بشه یا کل گیاه از ریه ش خارج بشه که این باعث فراموشی اون کسی که عاشقشه میشه :) ____________________ Name↬ #BLOOm ↳Genre↬ Fantasy, romence, Smut +18 ↳Couple↬ vkook .yonmin
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 189,545
  • WpVote
    Votes 12,530
  • WpPart
    Parts 82
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 7,377
  • WpVote
    Votes 1,089
  • WpPart
    Parts 20
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 16,351
  • WpVote
    Votes 1,837
  • WpPart
    Parts 9
تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟
𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔  by Travis_vkooker
Travis_vkooker
  • WpView
    Reads 17,349
  • WpVote
    Votes 2,141
  • WpPart
    Parts 33
▪︎از تپش تا تاریکی ▪︎ ▪︎خلاصه : جونگکوک در دنیایی که تاریکی سرنوشت ادم هارو میبلعه، تیغ جراحی به دست گرفت؛نه برای زخمی کردن ، بلکه برای درمان . اما یک دیدار،یک برخورد کوتاه با انیگمایی که اسمش لرزه به تن کل اسیا ... نه کل دنیا می‌انداخت کافی بود تا همه چیز تغییر کنه . از زندگیش تا تپش های قلبش... همه‌رو به پادشاه تاریکی باخت . ▪︎بخش های از داستان : _ما اینجا بازی نمی‌کنیم. اینجا قانون ساده‌ست... یا با منی، یا خاکی که زیر پاته تو رو می‌بلعه. ▪︎▪︎▪︎ _ من بازیکنم آلفا و اون کسی که مهره شاه رو حرکت میده...منم .نذار برق طلایی تاجت جلوی دیدت رو بگیره . _ بازی که درش شاه رو دست کم بگیری ... پایانی آغشته به خون داره. _اگه قراره خونی ریخته بشه من به عنوان بازیکن مطمئن میشم اولین قطره ای که میچکه ...متعلق به کسی باشه که منو بازی میده. ❤️‍🔥کاپل‌اصلی:ویکوک(تهیونگ☝🏻/جونگ‌کوک 👇🏻) ❤️کاپل فرعی : ؟؟ 🎭 ژانر : اسمات ، امپرگ ، مافیایی، ازدواج اجباری، امگاورس و.. 📝وضعیت : در حال آپ 🗓روز های آپ: یکشنبه ها ✍️🏻: تراویس 𝚃.𝚃𝙺"ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ"🦭
French Stalker ᴷⱽ ᴬᵁ by IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    Reads 30,973
  • WpVote
    Votes 4,008
  • WpPart
    Parts 23
••• ‌تهیونگ مدل مشهور سلین، گیر استاکر پررو و سمجی افتاده که هرجا میره دنبالشه و کل پاریس رو برای جلب توجهش زیر و رو می‌کنه. به قدری که حالا همه روی اینترنت دارن تهیونگ‌ رو با پسری که ازش متنفره شیپ می‌کنن! - داری استاکم می‌کنی، عوضی؟ - بهش میگن دنبال کردن علایق! آپ: دوشنبه‌ها
For You by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 7,867
  • WpVote
    Votes 959
  • WpPart
    Parts 9
"عجیب نیست که جونگکوک وقتی رئیس کیم تو خطره این‌جوری از کوره در می‌ره و وحشی می‌شه؟ بدون لحظه‌ای فکر کردن، حاضره جونش رو واسش بده!" "همه‌ی ما همینیم احمق. این کارمونه، یادت رفته؟" "ولی واسه جونگکوک فرق داره. فکر نکنم براش فقط حکم یه کار رو داشته باشه." جونگکوک بی‌رحم ترین بادیگارد کیم تهیونگ، کاپوی کیم فامیلیاست. هیچی غافلگیرش نمی‌کنه و از هیچ‌کس وحشتی نداره. بزرگ و کوچیک ازش حساب می‌برن و بهش احترام می‌ذارن. احترامی از جنس ترس و تحسین. (و اگه هر بار که تهیونگ از در تو میاد، زانوهاش شل می‌شن... خب، اینو دیگه واقعا لازم نیست کسی بدونه.) یا: جونگکوک بعد از مرگ پدر و مادرش پیش خانواده کیم بزرگ می‌شه و تمام بچگی و نوجوونیشو با اذیت کردن تهیونگ (و جا باز کردن تو قلبش) می‌گذرونه، تا وقتی که یه اتفاق اونو تبدیل به مرگبارترین سلاح کیم فامیلیا می‌کنه. این فیک جوجوی آسنا می‌باشد🐥❤️ و ماهی مومو🐡🔥
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 73,494
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 2
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
Under red lights!🔞 by solarafic
solarafic
  • WpView
    Reads 12,310
  • WpVote
    Votes 1,141
  • WpPart
    Parts 27
خلاصه: کیم تهیونگ بلاخره تصمیم میگیره بره کلاب و مست کنه، بی‌خبر از اینکه قراره تو مستی به خواب بره، اونم توی کلاب جئون جونگکوک مردی خشن و عصبی!🔞✨