Pending completion and reading.
23 stories
99 Problems by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 108,102
  • WpVote
    Votes 10,466
  • WpPart
    Parts 17
جئون جونگ‌کوک نور چشمی خاندان جئون، پسری که تمامی دخترهای فامیل دنبالشن و به جز دوست صمیمیش کسی از فاک بوی بودن اون پسرِ به ظاهر نِرد اطلاعی نداره! اما چه اتفاقی قرار بود بی‌افته اگه تنها امگای نر خاندان که کسی جز یه پسر دلربا و لجباز نیست از رازش خبردار بشه؟ جانگ ۹۹ تا مشکل داشت و مثل اینکه قرار بود یکی دیگه هم بهش اضافه بشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، کمدی، اسمات، ایو
the law of being bad by fictionvkooklove
fictionvkooklove
  • WpView
    Reads 7,638
  • WpVote
    Votes 686
  • WpPart
    Parts 14
خلاصه فیک ؛«از زمانی که چشمامون رنگ خورشید رو می‌بینه، فقط یک جمله توی گوشمون صدا می‌کنه و تا آخر عمرمون تکرار میشه: "به عنوان یه آدم خوب زندگی کن." اما کی تعیین می‌کنه کی خوبه و کی بده؟» قاتل معصومیتتون همون کسیه که میگه خوب باش. چه دردناکه باش چه نه ،ما دیر میفهمیم اما قاتل روحمون همون مرحم زخم هامون ..! بخشی از فیک ؛ _کری مگه؟ گفتم بهم میزنیم ،اگه شمارتو رو گوشیم ببینم خیلی برات بد میشه جئون ! پوزخندی بین اشک هاش روی لباش نقش بست ،پس واقعا ادما عوض میشن از کسایی که میشناسیم به کسایی که نمیشناسیم؟! حالا بدجوری ادم روبه روش نمیشناخت ،کسی که تا دیروز..نه کسی که همین چند ثانیه پیش داشت میبوسیدش چطوری میتونست این هم تغییر کن و حرف از رفتن بزن ، جوریکه انگار جوک؟ _جئون؟ مگه تا همین چند ثانیه پیش آهو نبودم؟! تهیونگ چته شد ؟خواهش •خ•اه- خواهش میکنم ب• باهم ح•حرف بزن! _حرفی ندارم بخوام باهات بزنم ! میخک هام ،ماریون هستم ،نویسند فیک "قانون بد بودن" این فقط بخشی از سفر پر هیجان و تنش ما هست که قرار باهم تجربه کنیم ،این داستان قرار چیزهای زیادی بهتون یاد بود،غم ،شادی،هیجان،تنش ،باهم خیلی چیزهارو تجربه خواهیم کرد . خوشحال میشم عضوی از این سفر بشید تا باهم به اعماقش بریم:)
Golden Scent {رایحه طلایی} by S_I_D_N_I
S_I_D_N_I
  • WpView
    Reads 14,940
  • WpVote
    Votes 2,225
  • WpPart
    Parts 28
(رایحه طلایی) داستانی عاشقانه را روایت میکند.تهیونگ امگای پاک دامنی است که میخواهد در زندگی اش تنها به یک نفر پایبند باشد و پاک دامنی خود را برای او حفظ کند رایحه طلایی و جذابیت وی سبب شده که الفا های زیادی خاستارش باشند. او یک شب بی اطلاع از حضور الفا ها در مهمانی، پا به آنجا می گذارد الفا ها برای او دندان تیز میکنند و او طعمه یکی از الفا های جمع میشود. از آن شب تهیونگ دیگر خود را پاک نمیبیند و تمام الفا ها را با جواب رد پس میزند اما وقتی جون کوک تاجر معروف و سرشناس پک پا پیش می گذارد دلیلی برای رد کردن او نزد خانواده اش ندارد ولی وقتی جون کوک به او اطلاع میدهد دختری را دوست دارد و به امگا های مرد علاقه ای ندارد تهیونگ پیوند جفتیت را قبول میکند و زندگی اش با الفای خاکی اغاز میشود {COUPLE:KOOKV} [GENRE:OMEGAVERSE, ROMANCE,SMUT]
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 171,708
  • WpVote
    Votes 13,194
  • WpPart
    Parts 48
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها
Magic of green  by T_forever_K
T_forever_K
  • WpView
    Reads 56,279
  • WpVote
    Votes 3,369
  • WpPart
    Parts 24
کاپل : کوکوی ژانر : رومنس درام اسمات ددی کینک BDSM
𝗦𝗘𝗥𝗚𝗘𝗔𝗡𝗧 ⱽᴱᴿˢ by alvinslemon
alvinslemon
  • WpView
    Reads 6,249
  • WpVote
    Votes 778
  • WpPart
    Parts 8
𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝖾𝗍𝖾𝖽𓍼 𖥔 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅: Taekook(Vers) 𖥔 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Omegaverse, Romance, Crime, Smut با ورود امگای جوان، کیم تهیونگ به اداره‌‌ی پلیس، همه‌چیز برای گروهبان جئونِ امگا، سخت‌تر شد؛ به اندازه‌ای که دیگه روی کارهاش تسلط کافی نداشت. -من هم می‌تونم روت باشم هم زیرت، عزیزم. 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀 𝖡𝗒: ꩜ Alvinoria
Lutan | Vkook by Mary_hoope
Mary_hoope
  • WpView
    Reads 18,622
  • WpVote
    Votes 1,543
  • WpPart
    Parts 38
جونگکو هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت تهیونگ شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 260,206
  • WpVote
    Votes 15,520
  • WpPart
    Parts 91
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 16,194
  • WpVote
    Votes 1,962
  • WpPart
    Parts 25
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday