Want to read
Истории 17
GUILTY FEET на _KIM_JUNGKOOKIE_
_KIM_JUNGKOOKIE_
  • WpView
    Прочтений 24,326
  • WpVote
    Голосов 3,385
  • WpPart
    Частей 26
" پاهای گناهکار " انقدر بوسیدش که گویی از لبهایش او را به دار اویخته بود و سرانجام، مقابل چشمان خیسش که ملتمسانه نگاهش میکردند؛ در کلیسا حاضر شد و دیگری را به همسری خود دراورد.. جونگ‌‌کوک خود را همچون خاکی میدید که تهیونگ ریشه در ان ندوانده بود و هرچند این رخداد برایش غم انگیز و نگون بار بود اما..این را هم میدانست که بی ریشگان را باید به باد سپرد؛ تا هر انجا که لایقشان است..کوچشان دهد. ________________________________________________ " تو را به اندازه ی تمام گناهانم دوست دارم.. " " هر‌چند که تو خود نابخشودنی ترین انانی. " COUPLE : VKOOK GENRE : LOVELY. CLASSIC. ANGST. DRAMA. SMUT. +18 ________________________________________________
𝗛𝗼𝘁 𝗕𝗼𝘅𝗲𝗿: 𝗝𝗲𝗼𝗻ᵃᵘ на KookAtTaelaxy
KookAtTaelaxy
  • WpView
    Прочтений 275,005
  • WpVote
    Голосов 27,180
  • WpPart
    Частей 33
𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘊𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘚𝘱𝘰𝘳𝘵𝘺, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵, 𝘚𝘮𝘶𝘵 از - حرف‌های گنده‌تر از دهنت می‌زنی بچه! به - یک بار برای همیشه می‌گم و بهتره خوب توی گوشت فرو کنی تهیونگ! تا زمانی که جزئی از وجود منی حق اینکه به جایی که بهش متعلقی برنگردی رو نداری! هیچ اهمیت فاکی‌ای نمی‌دم، قهری، آشتی‌ای، ناراحتی، دوستم داری یا ازم متنفری! تا زمانی که انقدر می‌خوامت به کنار من بودن محکومی، فهمیدی؟!
Moon And Dew  на Rose_7vk
Rose_7vk
  • WpView
    Прочтений 5,379
  • WpVote
    Голосов 782
  • WpPart
    Частей 7
جونگ‌کوک آلفای جوانیه که یه گل‌فروشی کوچک توی سئول داره و باوجوداینکه جز خانواده‌ی پول‌داریه، فاصله‌ای تا ورشکسته‌شدنش باقی نمونده؛ ولی چی می‌شه اگه توی یکی از روزهای سرد زمستونی با مردی آشنا بشه که زندگی‌اش رو تغییر می‌ده... 𑱄 𝐍𝐚𝐦𝐞: Moon And Dew _ کامل‌شده 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Kookv 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Omegaverse, Fantasy, Fluff 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: BlueRose
𝐇𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫 | Kookv на Vkookphoria-9597
Vkookphoria-9597
  • WpView
    Прочтений 38,530
  • WpVote
    Голосов 2,821
  • WpPart
    Частей 9
خلاصه: جونگکوک مافیایی که حسابی عاشق و دل‌بسته تهیونگ می‌شه و همزمان بدترین بازی دنیا رو باهاش راه می‌ندازه! تهیونگ صاحب یه کارگاه چرم‌دوزی که جونگکوک توش ثبت نام می‌کنه و برای محافظت از اون پسر به هرکسی که بتونه آسیب میزنه، حسابی تهیونگ رو میترسونه و بعد از اعتراف به شغل واقعیش، اونو با خودش می‌بره و زندانی می‌کنه و تهیونگ، حالا باید به دنبال راهی برای فرار باشه... ------------- "اگه میخوای از اینجا خلاص شی فقط دهنتو ببند کیم تهیونگ وگرنه خوشحال میشم یه عکس سلفی درحالی که از طناب آویزون و درحال جون دادنی باهات بگیرم." ------------- 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hunter 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: BDSM, Mafia, Romance, Smut 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ на AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Прочтений 660,291
  • WpVote
    Голосов 119,706
  • WpPart
    Частей 83
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒ�ᵏ на AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Прочтений 396,450
  • WpVote
    Голосов 48,297
  • WpPart
    Частей 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 на Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Прочтений 552,730
  • WpVote
    Голосов 53,807
  • WpPart
    Частей 50
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ ✯ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: VKOOK ✯ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: Romance, Au, Omegavres, Daily, Funny ✯ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Bote
𝐀𝐞𝐳𝐫𝐚𝐞𝐥'𝐬 𝐂𝐡𝐢𝐥𝐝 на Ladykim--
Ladykim--
  • WpView
    Прочтений 235,800
  • WpVote
    Голосов 18,259
  • WpPart
    Частей 58
-چرا اجازه نمیدی به سیگار لب بزنم؟ _چون نمیخوام به چیزی جز من معتاد شی. ✡⟷✧⟷✡ اون مَردِ تنها برای من حکمِ اکسیژن رو داشت،کنارِش نفس میکشیدم، یادم میرفت چه گذشته ی بی معنی ای داشتم، ریه هام پر میشد از عطرِ همیشگی‌ش"همون سیگارِ قهوه ای،همونکه هرزگاهی بهش حسادت میکردم، چرا باید اینقدر خوش شانس میبود که بین لبهای تهیونگ جا خوش میکرد؟ اونجا متعلق به زبونِ من بود!"هر چند، هنوز هم دوست داشتم بین لبهای معشوقه‌م ببینمش، وقتی دودِ سیگار رو ازبین لبهای نم‌دارِش به بیرون دعوت میکرد، قلبِ من یک تپش رو جا می انداخت،حتی سیگار کشیدنش هم پرجذبه و مسخ کننده بود، حتی اون دودِ خوش شانس هم وقتی از بین لبهای رییس کیم خارج میشد توی هوا به رقص در میومد! ᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒ 🖤کاپلها : تهکوک(اصلی)_چانبک_جونگمین 🤍نویسنده: لی‌لی(--ladykim) 🖤ژانر: رمنس.درام.جنایی 🖤محدودیت سنی : 18+ چنل تلگرامِ فیکشن:Aezraelschild@ #vkook #taekook #chanbaek #kai #jimin #mafia #police #lisa #rose #chaelisa
Broken pieces(vkook) (Completed) на tthoneylemon97
tthoneylemon97
  • WpView
    Прочтений 385,011
  • WpVote
    Голосов 47,734
  • WpPart
    Частей 53
(فروپاشیده) کیم تهیونگ یه وکیل خشک و مقرراتیه که تمام زندگیش رو صرف کارش کرده و هیچ اعتقادی به عشق نداره! اما یه روز دفتر خاطرات پسری به دستش میرسه که همه ی زندگیش رو زیر و رو میکنه! (اقتباسی از یک رمان دوست داشتنی) داستان اصلی کامل شده افتر استوری کامل شده ژانر:رومنس،درام،انگست،روانشناسی،اسمات کاپل:ویکوک/کوکوی
Cardigan на esamsam
esamsam
  • WpView
    Прочтений 6,989
  • WpVote
    Голосов 1,531
  • WpPart
    Частей 16
آب و هوای شرجی. صدای واضح امواج دریا. کسی کنارم ایستاد و درمورد چیزهایی که نمی‌خواستم بشنوم، توضیحاتی داد. نگاهم جای دیگه‌ای بود. بخاطر همین حتی متوجه هم نشدم که کدوم یکی از اهالی این خونه، در چوبی اتاق زیرشیروانی رو برام باز کرد. قبل از اینکه من رو به حال خودم تنها بذاره، دستش رو گرفتم و پرسیدم:«توهم می‌شنوی؟». تازه اون موقع بود که نگاهم بهش افتاد و فهمیدم که تمام این مدت کنار پدربزرگم ایستاده بودم. مِن و مِنی کرد و با چشم‌های باریک شده، متقابلاً ازم پرسید:«صدای چی رو؟». با دست آزادم به پنجره اشاره زدم و گفتم:«صدای امواج دریا؛ توهم می‌شنوی؟». دهنش رو چندبار باز و بسته کرد. انگار از بیان افکارش مطمئن نبود. در نهایت، با ملایمت دستش رو از دستم جدا کرد و درحالی که ازم دور می‌شد و به طبقه‌ی پایینی می‌رفت، ناامیدانه جوابم رو داد:«ما حداقل یک کیلومتر با ساحل فاصله داریم، کدوم صدای موج؟» 🌻 کاپل: کوکوی ✨ ژانر: انگست_ درام 🌻 وضعیت: درحال آپ
+ еще 7