U should read it!
5 stories
Donated SPERM!!(chanho/changjin) by Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Reads 28,150
  • WpVote
    Votes 5,601
  • WpPart
    Parts 21
Completed چان وقتی بالاخره از التماس کردن خسته شد، از اتاق بیرون زد و با عصبانیت در رو به هم کوبید. مگه یه تخمک و رحم اجاره ای چه کوفتی بود که حاضر نبودن بهش بدن؟ نا امید از همه جا به سمت در سازمان به راه افتاد که یهو یکی کلاه سوییشرتش رو از پشت کشید و باعث شد بایسته. وقتی برگشت امگایی رو دید که با خونسردی به لباس اون چنگ زده بود و با دست دیگه اش در حال کار با تلفنش بود. چند تا مرد هیکلی و گنده پشتش ایستاده بودن و امگای مو نقره ای ریلکس داشت به اون نگاه میکرد _آهای آقایی! چند تا از اون شناگر هاتو به من قرض میدی؟ و چان اون لحظه آرزو کرد که کاش نگاه امگا به هرجایی بود به جز جلوی شلوارش! Genre: fluff_ romance_ omegavers_ mprag Couple:chanho/changjin
Cold coffee by thefelora
thefelora
  • WpView
    Reads 12,385
  • WpVote
    Votes 1,335
  • WpPart
    Parts 27
در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش. این داستان فصل دوم (چای تلخ) bitter tea هست پیشنهاد میکنم حتما فصل اول رو بخونید کاپل فصل دوم :هیونین. چانمین.مینسونگ
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 19,846
  • WpVote
    Votes 2,025
  • WpPart
    Parts 28
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
𝐄𝐍𝐂𝐇𝐀𝐍𝐓𝐄𝐃 by skzbird
skzbird
  • WpView
    Reads 11,145
  • WpVote
    Votes 1,388
  • WpPart
    Parts 41
هوای بیرون سرد بود، اما حسش نمی‌کردم. نمی‌دونستم کجا دارم می‌رم، قدم‌هام سست و بی‌هدف بودن اما می‌دونستم نمی‌خوام حتی یه لحظه هم متوقف بشم. "دارم خوش می‌گذرونم." دندون‌هامو به هم فشار دادم و فکم منقبض شد. حس می‌کردم با هر قدمی که برمی‌دارم زمین به کفش‌هام می‌چسبه و کش میاد اما هنوز ادامه می‌دادم. انگار اگه سریع‌تر راه برم، می‌تونم از فکرام جلو بزنم... از صدای اون توی سرم جلو بزنم. "ما فقط چند بار با هم خوابیدیم، همین." دهنم تلخ شد. سعی کردم به راه رفتن ادامه بدم اما قدم‌هام مثل قبل محکم نبودن، داشتم تلو‌تلو می‌خوردم. نگاهم توی خیابون چرخید ولی چراغ‌ها تار بودن. "تو زیادی جدی گرفتی." هوا سنگین بود و سرم گیج می‌رفت. حس کردم زمین زیر پام لق شده. یقه لباسم رو پایین کشیدم، نمی‌تونستم نفس بکشم. فکر می‌کردم اگه یه قدم دیگه بردارم بدنم می‌شکنه و تیکه‌هام روی زمین پخش می‌شن. ـ لعنت بهت... --- Main couple: HyunIn Side couples: MinSung - ChangMin - ChanLix Genres: Romance - Slice of Life - Drama - Smut Update: Monday --- این داستان کامل نوشته شده به صورت هفتگی آپ میشه💙
✨️𝕷𝖎𝖌𝖍𝖙𝖊𝖗✨️ | by mahrbi
mahrbi
  • WpView
    Reads 17,255
  • WpVote
    Votes 2,950
  • WpPart
    Parts 51
|در حال آپ| اگر بتونی یک صفحه از گذشته ات رو تغییر بدی... اون کدوم قسمت از زندگیته؟✨️ رادمهر، روانشناس افسرده یه مدرسه پسرونه، درگیر توهمات خودشه و تلاش می‌کنه تا دانش‌آموز گمشده‌ای رو پیدا کنه، غافل از اینکه این امر، اون رو به واقعیت‌های پیچیده‌تری میکشونه. لایتر، مجموعه‌ای از تلاش‌های بی‌پایان برای جبران اشتباهی که باعث تغییر مسیر سرنوشت شخصیت‌های داستان میشه... ✨️✨️✨️ _میدونی خدا چجوریه؟ دور و دست نیافتنی... مردم کارای خوب انجام میدن تا یه روز ملاقاتش کنن. ولی خدای من فرق داشت. اگر گناهه، پس بذار بگن من کافرم! چون هر باری که ریه ام از عطر تنش پر شد، آرزو کردم نفس آخرم باشه که هواش رو پس ندم... ✨️✨️✨️ از حمایتتون خیلی خوشحال میشم عسلا❤️🥹 لطفا، مقدمه رو مطالعه کنید و به روند داستان فرصت بدید❤️ (پارت اول یکم طولانیه) tlg channel: novellighter #عاشقانه ، #روانشناسی ، #رازالود ، #اسمات ، #علمی تخیلی #یائویی ، #گی #فیک ، #فانتزی #bts #bdsm #mystery #smut #gay #yaoei #boyxboy #teenager #fantasy #love #bl #romantic #gaystory #teenagerlove #fantastic #scifi