raha45448's Reading List
199 stories
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 67,665
  • WpVote
    Votes 7,120
  • WpPart
    Parts 25
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
Chocolate & Coffee (Kookv) by MarziehMostafazadeh
MarziehMostafazadeh
  • WpView
    Reads 12,748
  • WpVote
    Votes 804
  • WpPart
    Parts 16
کامل شده چی میشه که به جرم امگا بودن هیچ‌جا بهش کار ندن و اون توی بار moon استخدام و مشغول به کار بشه. و چی میشه که صاحب اون بار که از قضا رئیس مافیا هم هست از اون کارمند جدید خوشش بیاد. چی میشه که اون از صاحب بار خوشش بیاد ولی ندونه که رئیس مافیاست و یه سادیسمیه آیا اون میتونه از پس یه ددی سادیسمی بر بیاد؟ یا باید ازش فرار کنه؟ اگه بخواد فرار کنه، آیا جایی رو داره که بره یا باید پیش اون باشه؟ کاپل: کوکوی کاپل فرعی: یونجین ژانر: امگاورس، شاید اسمات، مافیایی، انگست و... شروع: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۲۱ می ۲۰۲۵) پایان: ۲۳ تیر ۱۴۰۴ (۱۴ جولای ۲۰۲۵)
DOMINIC/Kookv by rama-gh
rama-gh
  • WpView
    Reads 33,098
  • WpVote
    Votes 3,137
  • WpPart
    Parts 25
dominic/دامینیک تهیونگ امگایی بود که تنها چیزی که توی‌ دنیا نیاز داشت نادیده گرفته شدن و تنها بودن بود. اون داشتش، نه دوستی نه پارتنری از اول زندگیش همین بود. البته قبل از ورود اون دردسر... جئون جونگ‌کوک یه دردسر واقعی برای امگا بود و خب می‌گید چرا باید دردسر باشه شاید به خاطر اینه که جئون لعنتی در دیدار سوم به بهانه وجود یه زنبور روی باسنش بهش در کونی زد. <<من تو رو زندگی می‌کنم،خوشگله. + من رو زندگی می‌کنی؟ یعنی چی -بیشتر از خیلی، دوست دارم؛ اما هنوز عشق نیست، برای همین کلمه‌ی Love و Like روکنار هم گذاشتم و Live به دست اومد، بنابراین من تو رو زندگی می‌کنم. من باهات زندگی می‌کنم،خوشگله. +اینو از خودت دراوردی؟ -خب نه، دختری که پارسال باهاش سکس می‌کردم این رو بهم گفت، گفت تو یه کتاب خوندتش. +تو یه عوضی هستی، اما من هم تورو زندگی میکنم دامینیک.>> *پایان یافته* Name:Dominic Couple: kookv Genre:Dram,Fluff,Comedy,smut, Omegaverse,Mpreg,RPF_AU [این فیک‌ ترجمه‌ شده‌‌اس]
Evermore |sevensome| by 13butterfly7
13butterfly7
  • WpView
    Reads 1,926
  • WpVote
    Votes 251
  • WpPart
    Parts 1
فصل دوم فیک هارت‌بیت. کاپل: سون‌سام BTS ژانر: خانوادگی، درام، اسمات، امپرگ، امگاورس
•° Dordune •° by QUEEN683332
QUEEN683332
  • WpView
    Reads 284
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 1
وقتی توی جمع به اون بزرگی که خانواده ال سعود و ال نهیان داشتن راجب ازدواجش با پسر عموش صحبت می کردن ؛ فقط سرش رو پایین انداخته بود و با خستگی گوش می کرد تعجب نکرد چون می‌دونست باید بلاخره بین اون خواستگار هایی که از ۹ سالگی براش میومدن ، به یکیشون بله می‌داد اما فکرش رو نمی کرد اون روز توی ۲۰ سالگیش انقدر زود برسه! عموش ، تهیونگ رو از باباش خواستگاری کرده بود . قطعا باباش بله رو داده بود و از اون جایی که برادراش خوب با جونگ کوک یعنی پسر عموش سازش داشتن ، اون ها هم تایید کردن و تهیونگ فقط تونست یه لبخند سرد بزنه ازدواج با کسی که فقط تو بچگی یک بار دیده بودتش برای تهیونگ ۲۰ ساله سخت بود‌‌‌...
Locker by vkook_ir
vkook_ir
  • WpView
    Reads 119
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 2
-هی خبر هارو شنیدی ؟ میگن کیم تهیونگ عاشق مربی جئون شده .. خنده داره اگه بگم این خبر رو پسره جئون پخش کرده ؟
No Men Allowed | KV by frvrkv
frvrkv
  • WpView
    Reads 20,625
  • WpVote
    Votes 3,078
  • WpPart
    Parts 13
جونگکوک فقط یک هفته فرصت داشت تا یه خونه نزدیک دانشگاهش پیدا کنه و خب یکیشو پیدا کرد یکیش که ورود جونگکوک به عنوان یه مرد استریت بهش ممنوع بود Couple : KookV Genre : Romance, Comedy {Fakechat}
Astral by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 15,620
  • WpVote
    Votes 2,983
  • WpPart
    Parts 10
اگه از کیم تهیونگِ آلفا می‌پرسیدن توی زندگیت از چه چیز‌هایی متنفری اون یه لیست ردیف می‌کرد که توی سطرش سه اسم قرار داشت؛ شنا‌کردن؛ بستنی نعنایی و جئون میونگ. هرچند پسر بیچاره هیچ‌وقت تصورش رو نمی‌کرد که الهه‌ی ماه چه برنامه‌ی وحشتناکی براش در نظر گرفته و قراره چشم‌هاش رو در‌حالی باز کنه که، توی جسم نامزد، بزرگ‌ترین دشمنش تناسخ پیدا کرده! «نمی‌دونم چه مرگت شده که تا این حد دل و جرئت پیدا کردی؛ از امگاهای سرکش و تخس خوشم میاد ولی فقط توی تخت! یکبار برای همیشه این رو بفهم تهیونگ، تو نامزد و امگای منی، امگای جئون جونگ‌کوک؛ خودکشی یا فرار‌کردن باعث نمی‌شه از دستم نجات پیدا کنی؛ فهمیدی؟!»
Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
Rumyme
  • WpView
    Reads 1,824
  • WpVote
    Votes 285
  • WpPart
    Parts 10
⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: - (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)