Amperage
17 stories
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 98,161
  • WpVote
    Votes 9,884
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
اسیر دزدان دریایی 🔞 by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 325,804
  • WpVote
    Votes 29,205
  • WpPart
    Parts 39
|• پایان یافته•| داستان درمورد کیم تهیونگ تنها پسر امگاست که به اجبار خانوادش وانمود به دختر بودن میکنه و از این اوضاع راضی نیست ... اما چی میشه تهیونگ از این زیبایی استفاده کنه و به دریا سفر کنه ؟ اگر گیر جئون جونگکوک بزرگترین دزد دریایی دریا بیفته چی ؟! هشدار : فول اسمات هست و برای بزرگتر ها پیشنهاد میشه 🔞 کاپل اصلی : کوکوی 🔞 ژانر : اسمات •~• امگاورس •~• اکشن •~• امپرگ وضعیت : پایان یافته 🌱
Belated Bond (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 124,444
  • WpVote
    Votes 20,937
  • WpPart
    Parts 37
←⁩ پیوند دیرهنگام تمام‌شده. ✔️ توی دوره و زمونه‌ای که دیگه هیچ‌کس جفت حقیقیش رو پیدا نمی‌کنه و آدم‌ها با هر کسی که دلشون می‌خواد ازدواج می‌کنن، تهیونگ جفت حقیقیش که پونزده سال ازش بزرگ‌تره رو توی یه مهمونی رسمی ملاقات می‌کنه! اون فکر می‌کنه رابطه‌اش با میتش قراره شیرین‌ترین رابطه‌ی دنیا باشه؛ ولی اوضاع اون‌طور که انتظارش رو داشت پیش نمی‌ره... کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، اس.مات، درام، امگاورس، امپرگ
+19 more
NICHE  by i1ieon
i1ieon
  • WpView
    Reads 53,704
  • WpVote
    Votes 4,593
  • WpPart
    Parts 15
خلاصه : تهیونگ برای ادامه‌ی تحصیل در طراحی لباس، برای دانشگاه سئول بورسیه میشه. اما چیزی که انتظارش رو نداشت استاد جدی و کم‌حرفیه که الگوی بزرگ دوره نوجوونی‌هاش بوده جئون‌جونگ‌کوک طراح مشهور و رئیس یکی از مطرح‌ترین کمپانی‌های مد آسیا و اروپا ، نه‌تنها استاد کلاس طراحی تهیونگه، بلکه در اولین تماس اتفاقی متوجه چیزی می‌شه که دنیاش رو زیر و رو می‌کنه - تهیونگ جفتشه تهیونگ بی‌خبر از همه‌چیز فقط دنبال پیشرفت اما برای جونگ‌کوک هر قدمی که بهش نزدیک می‌شه ، باید با احتیاط برداشته بشه چون نمی‌خواد امگای نارگیلی رو بترسونه وقتی مرز بین کلاس و دفتر کار ، استاد و دانشجو کم‌کم تار می‌شه تهیونگ باید تصمیم بگیره چقدر حاضره برای رؤیاهاش بجنگه - و جونگ‌کوک باید یاد بگیره چطور برای اولین‌بار از روند همیشگی زندگیش خارج شه و یک تصمیم احساسی بگیره ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯ كاپل اصلی : كوكوی كاپل فرعی : يونمين - جنسو ژانر : امگاورس | رمنس | کمدی | اسمات | آمپرگ فیك چت و توییت 📲 هپی‌اند ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌ ‌ㅤㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯ حقيقتا راجب روزهای آپديتش زياد مطمئن نيستم و نظرمه تند تند آپ كنم تا تموم شه. شرطی براي آپ‌شدن پارت‌ها نميذارم
𝑭𝒊𝒓𝒔𝒕 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒊𝒏𝒈《𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌》 by sajadian
sajadian
  • WpView
    Reads 139,595
  • WpVote
    Votes 10,642
  • WpPart
    Parts 40
< درحال آپ > 𝐜𝐚𝐩𝐞𝐥𝐥 : 𝐭𝐚𝐡𝐤𝐨𝐤 𝐘𝐮𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂, 𝑨𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏, 𝑺𝒎𝒂𝒕🔞, 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒓𝒐𝒔, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒂𝒎𝒑𝒆𝒓𝒈 کیم تهیونگ یک آلفای یک کلامیه و هر حرفی که میزنه باید بدون چون و چرا انجام بشه . اما سرنوشت چی برای اون در نظر گرفته ؟! شاید یه جفت تخس و لجباز ؟ 💢کپی و انتشار این فیک حتی بازگردانی آن به هر طریق ممنوع است .
°!Alpha Jeon!°||°KOOKV° by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 1,123,357
  • WpVote
    Votes 114,422
  • WpPart
    Parts 40
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه.‌‌.. *** Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
smeraldo by mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    Reads 37,479
  • WpVote
    Votes 4,754
  • WpPart
    Parts 21
آلفا پارک انقدر گیج و سردرگم شده بود که نتونست جوابی به جونگ‌کوک بده. پسر با دیدن قیافه جیمین و آلفا پارک متوجه وضعیتشون شد و ترجیح داد دیگه بحث رو تموم کنه پس آخرین حرفش رو زد. _این چندساعت باقی مونده رو اجازه می‌دم جفتم اینجا بمونه تا بتونه باهاتون خداحافظی کنه، اما به محض اینکه خورشید بالا بیاد من برمی‌گردم و امگام رو با خودم‌ می‌برم و اگه سعی کنی جلوم رو بگیری همه چیزتونو نابود می‌کنم. - Name: #smᥱrᥲᥣძ᥆ - Genre: Omegaverse, Historical, Royal, Mpreg, Angst, Smut - Couple: KookMin - Writer: #mіȷ᥆
foggy by Nazanin_army_bts__
Nazanin_army_bts__
  • WpView
    Reads 9,210
  • WpVote
    Votes 1,038
  • WpPart
    Parts 19
سلام دوستان اولین کارمه امید وارم حمایت کنین 🙈 رفتم سمتش.عطرش همه فضا را پر کرده بود.تو چشمام خیره شده بود.نفس عمیق کشید و زیر لب گفت "جونگ کوک...." خشک شدم....گفت جونگ کوک .... خدای من .... چطور ممکنه ...دیگه دست خودم نبود ... شیف دادم و تبدیل شدم ... با تعجب نگام میکرد که گفتم " سانگ بوم خوناشامه .... ما گرگینه ایم " نام:مه آلود کاپل ها: کوکوی * یونمین * نامجین * پسرودختر ژانر:عاشقانه * تخیلی * امگاورس * امپرگ * یه کوچولو اسمات نویسنده: nazanin
dew by delsa_gh
delsa_gh
  • WpView
    Reads 2,967
  • WpVote
    Votes 236
  • WpPart
    Parts 9
ژانر:امگاورس ،امپرگ، انگست، ازدواج اجباری ،فانتزی، عاشقانه روزمره، کاپل:کوکوی،یونمین داستان به هیچ عنوان کلیشه ای نیست و بهش زمان بدید _کاشکی یک زندگی دیگ‌ یک مکان دیگ و با یک موقعیت دیگ بودم اون وقت امگای شادتری بودم این جمله ای بود که هر دو امگا به زبون اوردن ولی هرگز فکر نمیکردن آرزوی کوچیک اونها انقدر زود برآورده بشه کیم تهیونگ لونای سلطنتی و جفت اجباری پادشاه جئون جونگکوک و کیم تهیونگ دانشجوی اقتصاد بعد یک شب سخت جاهاشون باهم عوض شده بود قرار بود در ادامه چه اتفاقی بیوفته؟
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
meral_writ
  • WpView
    Reads 218,975
  • WpVote
    Votes 26,109
  • WpPart
    Parts 68
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg