bang_azyl
-بوی خون میداد،بوی جنون،بوی وسواس،بوی مالکیت.
شاید ریشه تاریک و تباه مرگ در کالبد یه انسان ریشه دوونده،شاخ و برگش توی عمق استخوناش رسوخ کرده بود و اون رو هر لحظه توی لجنزاری فرو میبرد که شاید هیچ راه نجاتی نداشت.
کریس یک تاریکی بلعنده اغواگر بود.تاریکی که هرکسی رو به زیر میکشید.تاریکی که قربانیهاش رو نمیکشت،اما ذره ذره اونها رو خالی از هرچیزی میکرد،تا جایی که چیزی جز یه پوسته تهی ازشون باقی نمیموند.
وجود فلیکس پر از هوس و عطش خواستن مرگی شده بود که ذره ذره به زیر پوستش درست مثل ماری زهرآگین خزیده میشد.فلیکس قطعا قربانی به حساب نمیاومد،بلکه اسیری بود راضی به اسارت در بند زنجیرهای اون مرد فرورفته در تاریکی محض...
.....
_میدونی دکتر،من هرجا برم جهنمی که محاصرم کرده رو با خودم میبرم و این انتخاب خودت بوده که با من،اینجا درست توی جهنم من باشی.
...
_اهمیتی نمیدم اگه این جهنم من رو بسوزونه!
Name:NEXUM
Genre:Drak romance,Psychological Drama,Mental Decay,dram,(maybe a little smut)
Couple:Chanlix
Writer:Azyl