👁👄👁
15 histoires
Desiree | Vkook | Completed par V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURES 1,791,180
  • WpVote
    Votes 131,541
  • WpPart
    Chapitres 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
4427 par EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    LECTURES 309,778
  • WpVote
    Votes 26,325
  • WpPart
    Chapitres 47
وضعیت: پایان یافته❤️ جئون جونگکوک سارق چیره‌دستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همه‌ی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند! البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضی‌هاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطه‌ی یه دزد احمق بره! 🔞💲👣🕷 کاپل های فیک به ترتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند #action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery
Insolent | گستاخ par meshimara
meshimara
  • WpView
    LECTURES 105,088
  • WpVote
    Votes 10,074
  • WpPart
    Chapitres 30
| رمنس | اسمات | آرتیستیک | راز آلود | وقتی قراره نقاش مخصوص معروف ترین گالری دار هنری نیویورک باشی و یک مجموعه نقاشی نود از خود صاحب گالری نقاشی کنی... تهیونگ نگاه دقیقی به صورت خونسردش کرد و گفت: _ با نگاه کردن به تن لخت مردها که مشکلی نداری؟ جونگ کوک پوزخندی زد و جواب داد: _موقع نگاه کردن به سوژه با چشمام باهاش عشق بازی میکنم ، تو چی؟ تو مشکلی با این موضوع نداری؟ Vkook | kookv تمام شده 🫀 Shinara✨
Love at first sight 1♡ par bleddynbbh_fic
bleddynbbh_fic
  • WpView
    LECTURES 22,522
  • WpVote
    Votes 2,874
  • WpPart
    Chapitres 38
دیدن یه پسر موبلوند توی کلاب و دیدن دوبارش وقتی توی کافه به پنجره خیره شده، چقدر متحیر میتونه باشه❗ از یه جهت دیگه دیدن پسر چشم یاقوتی با یونیفرم و لبخند دندون نماش، میتونست تورو مجذوب خودش کنه و به قلب شکستش گرمای دوباره ببخشه✔ دیدن دو نفر اونم در یک نگاه و عاشق شدن، میتونه عجیب و جالب باشه اما از یه طرف دیگه میتونه عاشقانه و هیجانی باشه🔥❗ پس بزار ازت بپرسم... به عشق در نگاه اول اعتقاد داری⁉️
HEAVEN (+18) par Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    LECTURES 1,267,217
  • WpVote
    Votes 123,673
  • WpPart
    Chapitres 57
"بگو مال مني!" "فقط مال توام" Vkook/Yoonmin AU
My Ajjussi 🥀 par Smutic
Smutic
  • WpView
    LECTURES 556,525
  • WpVote
    Votes 53,322
  • WpPart
    Chapitres 50
فیکشن آقای من🥀 ▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰 ▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ... از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯 •ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯ #MyAjjussi 🥀 - -Couple: TaeKOok 🌙 -Author: -Smutic🥀
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) par RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    LECTURES 1,616,303
  • WpVote
    Votes 70,750
  • WpPart
    Chapitres 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
ꪑꪗ ડ𝕥ꪊᦔꫀꪀ𝕥 par N1380nazi
N1380nazi
  • WpView
    LECTURES 6,269
  • WpVote
    Votes 326
  • WpPart
    Chapitres 5
*کامل شده* کاپل: ویکوک ژانر:اسمات ،رومنس،مدرسه ای خلاصه: _ دیگه چجوری بهت حالی کنم که عاشقتم تهیونگ با عصبانیت نگاهش کرد و گفت: +جئون جونگکوک بفهم داری چجوری حرف میزنی من مربیتم _من میدونم دارم چجوری صحبت میکنم این تویی که متوجه نمیشی فقط میگی من مربیتم به درک که مربی منی دیگه کم مونده بود جلوی اون عوضی گریه کنه
rebellious(سرکش)  par Querencia_Metanoia
Querencia_Metanoia
  • WpView
    LECTURES 57,927
  • WpVote
    Votes 5,205
  • WpPart
    Chapitres 54
🂡🂡🂡مردی، زاده از قدرت، که نگاهش زمین رو از حرکت می‌اندازه. سرد، خاموش، مثل سایه‌ای که همیشه یه قدم از مرگ جلوتره. می‌گن بی‌رحمه، سنگه، اما هیچ‌کس نمی‌دونه تنها کسی که دل این جهنم‌زاده رو لرزوند، یه انتخاب بود. انتخاب سرپرستی یه پسر پاک، که چشم‌هاش لبریز سکوت بود و دست‌هاش هنوز با جهان سیاه اون آشنا نشده بودن. اما عشق همیشه آغوش نیست. اون پسر، زیر پر و بال این مرد، سوخت، شکل گرفت و درآخر زهر شد. حالا آس پیک پنهان در تاریکی اون مرده؛ یه سلاح مرگبار که پنهون پشت لبخندی دلرباست. برای اون مرد می‌کشه، بدون پرسش، بدون مکث و از جسد دشمن‌هاش، پله‌هایی می‌سازه، پله‌هایی رو به مردی که نجاتش داد، نابودش کرد و حالا تنها آغوشیه که حاضرِ توی آتیشش بمیره. این داستان سقوطی‌ست در لباس نجات، عشقی زهرآلود، میان قاتل و نجات‌یافته‌ای که خود تبدیل به مرگ شده. 🂡🂡🂡🂡 برشی از فیک 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «-اونقدر بهت نزدیک شدم که میتونم لمسش کنم، دردهات، آرزوهات و لذت هات میخوام همشون رو احساس کنم» 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «پشیمون نیستم، حالا هدفم معلومه، میخوام روی زمینی که قدم میزنی فرشی از جنس دشمن هات پهن کنم.» Genre: mafia, action, drama , romance, smut, verse نویسنده: hediyeh